فرنگیس، زندگی همین لحظه های چرت و حوصله سر بره، گور بابای قوز نکردن و رژیم و حذف قند (یه جعبه باقلوا جلومه)
گفتم باقلوا یادم افتاد شهریار برام آرزو کرده بود خنده هام مزه باقلوا بده.
خواستم بگم شهریار خیلی وقته خنده هام مزه کرفس میده (تقریبا 5 دقیقه ای میشه)
فرنگیسِ محبوبم..
اگه الان بودی، فردا الستار و بافت راه راه مونو میپوشیدیم و میرفتیم وسایل دستبند و گلوبند درست کردنی رو میخریدیم و برا هم درست میکردیم و هدیه میدادیم به هم
از آدمایی که وایب ناامیدی و پژمرده میدن خوشم نمیآد. مهم اینه آدمیزاد تو اوج سختیا امیدشو به خدا از دست نده و خودشو محکم نگه داره وگرنه که همه بلدن تو روزای خوب بگن و بخندن.
خورشیدگردون
- استلا تکرار غریبانه ولنتاینت چگونه گذشت؟
بابای رفیقم برامون توت فرنگی خریده،
بابای رفیق به این گوگولی دیده بودین؟
بابای رفیقام خیلی گوگولین
دوسال پیش بابای فاطمه صبح کنکور برامون دنت و شیر کاکائو و کلی خوراکی خرید ولی ما چون بی عرضه بودیم، یه جا تو محوطه دانشگاهی که قرار بود کنکور بدیم قایم شون کردیم که بعد از تموم شدن کنکور بیایم بخوریم ولی دزدیده بودن و مخفیگاه مون لو رفته بود.