گاهی به قدری از خودم خسته میشم که دلم میخواد مثل یه لباس تن مو از خودم در بیارم و شام مورچه ها بشم.
مرغ آمین درد آلودی است کاواره بمانده
رفته تا آنسوی این بیداد خانه
باز گشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه.
نوبت روز گشایش را
در پی چاره بمانده.
می شناسد آن نهان بین نهانان ( گوش پنهان جهان دردمند ما)
جور دیده مردمان را.
با صدای هر دم آمین گفتنش، آن آشنا پرورد،
می دهد پیوندشان در هم
می کند از یاس خسران بار آنان کم
می نهد نزدیک با هم، آرزوهای نهان را.
بسته در راه گلویش
داستان مردمش را.
خورشیدگردون
فیلم و عکسی که از پخش کتابای کودک گرفته میشه اینجا قرار میگیره.
https://eitaa.com/vangogh_gift
خب جماعت فرنگیسی دیگه وقت رفتنه. این مدت خیلی دوری کردم ازتون که عادت کنید به نبودنم کمتر غصه بخورید. یه مدت نیستم اینجا(شاید چند ماه) ولی دوباره باز میگردم. فعلا هیچجا نیستم. نه تلگرام نه ایتا نه بله. فقط تو لباسامم. خیلی آدمای جالبی بودید لطفاً جالب بمونید تا برگردم.