تو خواب من،شیوا منو میبرد مدرسه و یه روز بخاطر اینکه سرماخورده و نمیتونه منو ببره مدرسه داشتم گریه میکردم و مامانم داشت میگفت بابا فردا تعطیله منم میگفتم نه من باید برم مدرسه.🤣
سر امتحان مغزم:
لالالالالالالالا
جاست فیل ده راک
وقتی یادم میاد چجوری دم دفتر خوردم زمین و داشتم میخندیدم میخوام از صفحه روزگار محو بشم.
If I never existed again, don't forget me.
وقتی یادم میاد چجوری دم دفتر خوردم زمین و داشتم میخندیدم میخوام از صفحه روزگار محو بشم.
معاونا:حالت خوبه؟چرا دویدی؟خانم فلانی فرار نمیکرد
منی که از شدت خنده نفسم بالا نمیاد:
همکلاسیم که کنار دفتر وایساده و داره با افسوس نگام میکنه: