اشک است و آه؛ آنچه شد از زندگی نصیب
درد مرا چه چیز به جز گریه شد طبیب
با اشک میشود بروی سوی کربلا
با اشک میشود بروی یاری غریب
گاهی دلت برای خودت تنگ میشود
گاهی دلت گرفته برای کسی عجیب
شب های انتظار اگرچه دراز شد
امن یجیب گو که خدا میشود مجیب
گریه برای غیر شه کربلا نکن
یابن الشبیب خوان و بکن گریه بر حبیب
#محمدجواد_جلالی
تا سهم من از عشق فراموش شدن بود
دلتنگ و دلآزرده شدن قسمت من بود
یاری که سراپا به رقیبان نظری داشت
بیمهرترین بود و مرا پارهی تن بود
محمدحسن_جمشیدی
هدایت شده از دخترک اَشی مَشی:)
از مدرسه مینویسم.
اینجا همه به آدم امید میدهند در حالی که ته مغزشان فعک نمیکنند.
دارم با ایرد پاد آهنگ گوش میدهم اما فکر میکنم اگر بعدش بروم سر کلاس رسما حرف کسی را نمیفهمم!
امتحان زبان هم انگاری به خیر گذشت اما نه خیلی.خبر بیست ها می آید، وقتی مدرسه نیستم می آید.چند روز است که ظاهرا مدرسه ایم اما نیستیم:)
خواننده میخواند:
اگه بعد توعاشق نشم چی؟
و من هنوز در معنای حقیقی عشقی که میخوانند و عشقی که از دنیای حقیقی دریافت میکنم و تفاوت این دو مانده ام...
@ashmashi18