_چه کسی باور میکند که
عمرِ خاطره
بیشتر از عمرِ زخم است
_کامِ دل حاصل نکردم از صَبوری وَرنہ مَن
صَبر کردم در غَمَش چَندان کہ امکان شُد مَرا
_خلوتی خواهم و در بسته ویک محرم راز
که گشایم سر راز و گلهای چند قدیم...
_گفتم ای دوست، تو هَم گاه به یادم بودی؟
گفت؛ من نام تو را نیز نمیدانستم
_هر جاده پل و زیر گذر می خواهد
پیمودن ره مرد سفر می خواهد
افتادن دل به راه ؛دارد خطری
عاشق بودن دل وجگر می خواهد
رازیست در این سینه که عنوان شدنی نیست
میمیرم از این درد که درمان شدنی نیست
حرف دلم آن بود که با خلق نگفتم
بغضیست در این ابر که باران شدنی نیست
در حسرت خود سوختم و باد نیامد
گیسوی تو انگار پریشان شدنی نیست
گفتی چه شد آن آدم سابق؟ چه بگویم...
شیخی که تو را دید، مسلمان شدنی نیست
صدبار دلم سوخته از دست تو، اما
ای وای بر این دل که پشیمان شدنی نیست
آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
ما آمده بودیم تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم
ما را بکُش و مُثله کن و خوب بسوزان
لایق که نبودیم در این جنگ بمیریم
یک جرأت پیدا شدن و شعر چکیدن
بس بود که با آن غزل آهنگ بمیریم
پای طلب و شوق رسیدن همه حرف است
بد خاطرهای نیست اگر لنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواسته دلتنگ بمیریم
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد
در غیرت ما نیست که از سنگ بمیریم
هرگز نکنم شکوه و ناله نه گلایه
الحق که در این دایره خونرنگ بمیریم
و چه بسیار در ذهنم گریه کرده ام
حتی بیشتر از درد هایم
و با خود گفته ام از این بدتر نمیشود
ولی دنیا ثابت کرد فقط گذراست
میگذرد و پشت سر گذاشته میشود
مانند من!
#چرک_نویس_های_من
هدایت شده از 𝙼𝚋𝚝𝚒فور ندی💢
در حرم حضرت معصومه به یاد :
رفیق های اجتماع دایزامبیسوران
و چنل های :
کیمسوفیا ، سکوت ،نمیدونم والا ، پلی لیست من ،پامچال شاپ ، دخترک اشی مشی ، Tweetella ، مخفیگاه دکتر اگمنته ، اجتماع سر رسید هایم ، ستاد مبارزه با بیکارا ، انجمن بیکاران کتابخون ، باکی ، ملجا ، mars ، موسسه کاراگاهی بلانت ، رود خانه موجدار یه نارنجی ، زیر زمین ، املت ، سرزمین عجایب ،...
و تمام دوستانی که ناخواسته اسمشون رو فراموش کردم
و ممبر های با معرفت چنل خودم