انتظار زجر است،زجری بی صدا
انتظار تلخ است، تلخی بی انتها
انتظار درد است، دردی بی دوا
منتظر بیچاره است و بینوا
#غم_زده
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
رقصی چنین میان میدانم آرزوست...
مردم ایران افسانه ها را زندگی کردند
» الی «
@farsitweets
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالا تر است
صائب
شعر می گویم ولی معشوقه ای در کار نیست
آه.. من دیوانه ام ، دیوانه بودن عار نیست
خواستم چون مصرع ، اول تو را مخفی کنم
باختم دل را ، حقیقت ، قابل انکار نیست
هدایت شده از Omlet
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو، لیکن عقبِ سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان با دگران، وای بهحالِ دگران!
«شهریار»
خانه دلتنگ غروبی خفه بود ...
مثل امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چرا ...
و شب از شب پر شد ...
من به خود گفتم یک روز گذشت ...
مادرم آه کشید ...
زود بر خواهد گشت ...
ابری آهسته به چشمم لغزید و سپس خوابم برد ...
که گمان داشت که هست اینهمه درد در کمین دل آن کودک خرد...
آری آن روز چو میرفت کسی
داشتم آمدنش را باور...
من نمیدانستم معنی هرگز را
تو چرا باز نگشتی...
آه ای واژه شوم خوب نگردد دلم با تو هنوز ...
من پس از اینهمه سال چشم دارم در راه که بیایند عزیزانم...
آه...