دَردِ دِل با کَس نَگُفتَم، دَردِ مَن گُفتَن نَداشت.
خَنده بَر لَب میزَدَم،هَر چَند خَندیدَن نَداشت.
من نمیگویم کسی« بی درد » نیست
هر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...
لیک می گویم که فصل سوختن،
آب را هم می توان آموختن...
« خنده ها » را می توان تقسیم کرد
گریه ها را می توان « ترمیم » کرد...
گر خطر می بارد از این فصل سرد
دوستی را باید اول « بیمه » کرد...
« عشق » با لبخند مردم، زنده است
زندگی هم با « تبسم » زنده است...
میدانی! هر قلبی دردی دارد؛
فقط نحوه ی ابراز آن متفاوت است،
برخی آن را در چشمانشان پنهان میکنند و برخی در لبخندشان
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست...
#فاضلنظری