هدایت شده از Omlet
«بلاخره من ماندم و من، من از من رنجیده است و هیچ کس نیست پا در میانی کند..»
دریچه خیال
_ #هنر_من
این نقاشیمو تقدیم کردم به آدمی که باعث شد مسیر جدیدی پیش روم باز شه :)
نفس کز گرمگاه سینه میآید برون ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشماند
نگه جز پیش پا را دید نتواند
هوا بس ناجوانمردانه سرد است...
هدایت شده از "ماوا"
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا