هدایت شده از ``کیمسوفیا``
یک روز از بین این همه راه که ختمش تویی، به تو میرسم؟
یک روز میتوانم حقم را به تو ادا کنم؟
فکر میکنم به تو که همیشه همهچیز بهم دادهای. و من چقدر همیشه گیرندهام.
با زندگیام چکار میکنم؟
چه کاری میتوانم بکنم وقتی انقدر سریع از کنارم میگذرد؟
کی فکرش را میکرد انقدر زود بزرگ شوم؟
چرا انقدر سریع عمرم گذشت؟ در حالی که برای رد شدنش التماس میکردم، به خودم آمدم که دیر شده.
که هیچ نمیدانم باید چهکنم و دنیا نمیایستد تا من بروم فکرهایم را بکنم و بعد بیاید. ذهنم از تو پاک نمیشود، بله. اما قبلترها که انقدر دوستت نداشتم خیلیخیلی آلودهاش کردم.
واقعا نمیدانم آیا به تو خواهم رسید؟
لایق وصل تو که من نیستم...
دوستان عزیز شبتون بخیر
ان شاء الله راهی کربلا هستم
اگه حرفی زدم و ناراحت شدید به بزرگی خودتون ببخشید و حلالم کنید