هدایت شده از اندیشهجویان استاد حسن عباسی
هو الحکیم
🔸کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت// با زخم نشان سرفرازی نگرفت
🔸زین پیش دلاورا کسی چون تو شگفت// حیثیت مرگ را به بازی نگرفت
💠 استاد حسن عباسی عزیز،
💠 اندیشهجویانتان، سیامین سالروز شهادت برادر شما، شهید #علی_اصغر_عباسی از شهدای #عملیات_مرصاد را گرامی میدارند🌹
🔶🔸 بهشت، #بهای شهادت است. یاد شهیدان تاریخ اسلام، از نخستینشان که هابیل بود تا شهدای صدر اسلام، شهیدان نهضت انتظار و شهدای سرفراز #چهل_سال_دفاع_مقدس گرامی باد؛ که در عشقبازیشان با خدا، قیمت جان خود را شناختند و به کمتر از خود خدا نفروختندش...
در نظربازی ما، بیخبران حیرانند...
#ما_عاشق_جهادیم
کانال رسمی اندیشهجویان استاد حسن عباسی
📡 @hasanabbasi_students
هدایت شده از کانال رسمی استاد حسن عباسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 نماهنگ صفحه رسمی اینستاگرام سردار سلیمانی درباره واکنش امروز ایشان به اراجیف اخیر ترامپ
❇️ انتشار نخستینبار از تصویر بازدید اخیر سردار سلیمانی از مرز عراق و سوریه
💠 @Hasanabbasi_ir
هدایت شده از کانال رسمی استاد حسن عباسی
🔶🔸تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
هماینک که شاهد طولانیترین #خسوف یا #ماه_گرفتگی قرن هستیم، به خود متذکر شویم که تحولی که در گردش شب و روز، پدید میآید، آیت و نشانهای برای انسان است.
❇️ هر چیزی در عالم #نشانیست. در قرآن کریم به دفعات واقعه یا حقیقتی بیان شده و در ادامهی آن آمده که: «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً» در این برای مؤمنین و قومی که اهل فکر، اهل بصیرت و اهل یقین هستند، نشانیست. هر یک از آیات الهی، نشانی از نشانیهای الهی را در خود حبس کردهاند.
✳️ ایمان به #آیههای الهی، یکی از هفت متعلَّق ایمان است؛ یعنی یکی از هفت گیرهای که ایمان ما به آن بند است.
🌍 کرهی زمین، آیت قلب ماست؛ که در منظومهی شمسی به گردِ خورشید یعنی آیت حقیقت، طواف میکند.
☀️ نور خورشید، یعنی آیتِ ایمان، بر قلبها میتابد و ما را از گرما و نور و پرتوهای طلایی ایمان بهرهمند میکند.
🌍 اما قلب انسان مانند کرهی زمین، شب و روزی دارد؛ یکبار در ظلمات کفر قرار میگیرد و بار دیگر در نور حقیقت الهی غوطهور میشود. همه انسانها در مدار حقیقت الهی قرار گرفتهاند و به گِرد خویش میچرخند تا همواره خود را در نسبت با نور حقیقت باز تعریف کنند.
🌛این بین، ماه #آیت چیست؟
🌛ماه در طول شبانهروز نور خورشید را به زمین انعکاس میدهد؛ و گرچه نور او در نورانیت روز، نمودی ندارد؛ اما در ظلمات شب، زمین را از نور کمسوی مهتاب خویش، بهرهمند میسازد. اهل دل، نورانیت ماه در شبهای ظلمانی را نشانهی علم میدانند.
🌙خسوف، حائل شدن زمین میان خورشید و ماه است.
🔻زمانی که قلب انسان، حائل و حجابی میان نور حقیقت و علم شود و تو گویی در ظلمات نفسانی و علوم مادی گرفتار میشود، حجاب خود شده و همین کورسوی نور مهتاب را هم از خودش محروم میسازد.
اینجاست که نیازمند #تعمیر_قلب هستیم.
❇️ از خدا بخواهیم کرهی زمین وجود ما را به مدار حقیقت بازگرداند و حجاب انانیت، خودپرستی و یک کلام، #هواپرستی ما را از میان بردارد و در شبِ زندگی که دسترسی ما به نور خورشید حقیقت مقدور نیست، از تلألؤ نور ایمان و حقیقت خویش، با واسطهی ماه و علم بهرهمندمان گرداند.
📷 llink.ir/8fz3
#تعمیر_قلب
کانال رسمی استاد حسن عباسی
💠 @Hasanabbasi_ir
هدایت شده از اندیشهجویان استاد حسن عباسی
🌹 برخی از ابراز محبت های شما به #شهید_علی_اصغر_عباسی، برادر گرامی استاد حسن عباسی
💠 (از شهدای #عملیات_مرصاد)
کانال رسمی اندیشهجویان استاد حسن عباسی
📡 @hasanabbasi_students
هدایت شده از کانال رسمی استاد حسن عباسی
9.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببینید|
🔻 چطوری تونستیم پیچیدهترین نظام روی کره زمین رو ناکام بذاریم
#توسعه_سیستمی
🔸استاد حسن عباسی
🔸جلسه ۶۱۱ #کلبه_کرامت - آذر ۹۴
👉 kolbeh-keramat.ir/Sessions/Single/415
💠 @Hasanabbasi_ir
تلخیِ داروی «آشتی ملی» (1)
در سالهای اخیر مکرر از چهرههای شاخص جناح اصلاحطلب عبارت «آشتی ملی» را شنیدهایم. علیرغم اینکه این عبارت را به عنوان راهحلی برای مشکلات گوناگونی مطرح میکنند هنوز حتی تعریف دقیق، معین و واحدی از این اصطلاح توسط افرادی که به کرات آن را استفاده میکنند ارائه نشده است. با این حال میتوان حدس زد که این اصطلاح پیش از اینکه به مشکلی «ملی» مرتبط باشد به مشکل خود جناح اصلاحطلب با نظام جمهوریاسلامی ایران مربوط است. در واقع کسانی که از این عبارت استفاده میکنند به وضعیتی نظر دارند که برای جناح اصلاحطلب پس از انتخابات جنجالی سال 1388 بوجود آمده است. پس از این انتخابات، جناح اصلاحطلب تقریباً به عضوی شبیه شد که تا حد زیادی از بدن جدا شده است. با انتخابات 1392 تغییری نسبی در این وضعیت بوجود آمد ولی مشکل نظام جمهوریاسلامی با این جناح سیاسی که زمانی کاملاً خودی محسوب میشد حل نشد. این جناح سیاسی نیز نتوانست به عضوی عادی از همان بدن سابق بدل شود بلکه مانند عضوی پیوندی شده است که هنوز خطر پسزده شدن توسط بدن میزبان را حس میکند.
حل این مشکل بدون درک ریشه آن ممکن نیست. ریشه این مشکل نیز به سالها پیش از انتخابات سال 1388 باز میگردد. اولین نمود برجسته از پسزدهشدن جناح اصلاحطلب توسط نظام جمهوریاسلامی ایران رد صلاحیت گسترده نمایندگان مجلس ششم برای انتخابات مجلس هفتم بود. این خود واکنش حکومت به نامه سرگشادهای بود که گروهی از نمایندگان خطاب به آیتالله خامنهای نوشتند. نامهای که گرچه مفاد گوناگون و متنوعی داشت ولی به این دلیل جنجالی شد که برای اولین بار طی دوران رهبری آیتالله خامنهای اختلاف نظر بخشی از حکومت با راس آن بر سر راهبرد کلان سیاست خارجی و برنامه دفاعی ایران را برای افکار عمومی به یک مقابله آشکار و علنی بدل میساخت. ظاهراً پیش از این نامه، سه نامه با محتوای کموبیش مشابه توسط همین نمایندگان برای رهبر جمهوریاسلامی ایران بصورت محرمانه ارسال شده بود. بنابراین آنچه این نامه را متمایز میکرد و واکنش تند حکومت را در پی داشت تبدیل اختلاف نظر به تقابل و کشاندن این تقابل به افکار عمومی بود.
آنچه بیش از همه این نامه را در حافظهها ماندگار کرد تقارن زمانی آن با فشارهای غرب بر ایران برای توقف برنامه هستهای خود بود و جملهای در این نامه که ناگزیر بودن تسلیم در مقابل خواست غرب را به ذهن متبادر میکرد: «اگر جام زهری باید نوشید، قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد، باید نوشیده شود». اما توجه به مفاد دیگر نامه نشان میدهد که امضاءکنندگان آن به هیچوجه توصیههای خود برای عقبنشینی و تسلیم در مقابل غرب را محدود به برنامه هستهای نمیدیدهاند بلکه اساس راهبرد کلان سیاست خارجی و برنامه دفاعی ایران را هدف قرار داده بودند. در نامه آمده است «آنچه مانع عملي شدن تهديدات خارجي مي شود، نه توپ و تانک و موشک و سلاح، بلکه افزايش مشروعيت نظام، وحدت ملي و يگانگي حکومت و ملت است». شکی نیست که عوامل گروه دوم نیز برای رفع تهدیدات خارجی لازم هستند ولی وقتی این عوامل به قصد نفی ضرورت دسته اول عوامل صورت میپذیرد نتیجهای نمیتوان گرفت جز اینکه هدف امضاءکنندگان نامه تحدید برنامه دفاعی برای جلب رضایت غرب است. 👇👇👇
👆👆👆 تلخیِ داروی «آشتی ملی» (2)
توجه به رابطه بین این نامه و رد صلاحیتهای انتخابات مجلس هفتم سستی بنیان کلیشهای را آشکار میکند که در سالهای اخیر بین برخی افراد از نسل جدید متعلق یا متمایل به جناح اصلاحطلب باب شده است؛ کلیشهای که «سیاست خارجی» جمهوریاسلامی را تا حد زیادی قابل دفاع میداند و «سیاست داخلی» آن را به دلیل تبعیضآمیز بودن و «رویکرد حذفی» کاملاً غیرقابل دفاع. بنیان این کلیشه تصور امکان ترسیم خطی ساده است که «سیاست خارجی» را «سیاست داخلی» جدا میکند. این در حالی است که این دو به شدت درهمتنیده هستند و اکیداً بر یکدیگر اثرگذار. رابطه بین نامه مورد بحث و ردصلاحیتهای انتخابات مجلس هفتم دقیقاً بر همین درهمتنیدگی و اثرگذاری متقابل گواهی میدهد. در واقع تبدیل اختلاف نظر جریان غالب جناح اصلاحطلب با آیتالله خامنهای بر سر «سیاست خارجی» به یک تقابل تمام عیار در افکار عمومی ایرانیان سرآغاز تنشهایی در «سیاست داخلی» ایران بود که تا امروز نیز برجای مانده است و استفاده مکرر برخی چهرههای شاخص جناح اصلاحطلب از عبارت «آشتی ملی» گواهی بر زنده و سرنوشتساز بودن این تنش برای آینده این جناح سیاسی است.
اگر جناح اصلاحطلب میخواهد به عضوی ارگانیک و نرمال از نظام حکومتی ایران بدل شود نمیتواند انتظار داشته باشد دارویی که «آشتی ملی» مینامد به مولفه شیرینکننده آن، رفع حصر از میرحسین موسوی یا اموری از این دست، محدود گردد. مولفه درمانگر این دارو، هر نامی که بر آن بگذارند، برای جناح اصلاحطلب تلخ است. مولفه درمانگر این دارو پذیرش حداقل دو واقعیت مهم است: اولاً در موارد حیاتی و کلیدی در سیاست خارجی که موضوع اختلاف بین گرایش غالب جناح اصلاحطلب و آیتالله خامنهای بوده است نه تنها نظر رهبر جمهوریاسلامی ایران بر حق بوده که در عمل نیز توانسته تهدیدات بسیار بزرگی را از سر کشور دفع کند؛ ثانیاً ریشه بسیاری بدبینیها و به تبع آن محدودیتهای اعمال شده علیه این جناح سیاسی توسط حکومت تبدیل اختلاف نظرات در راهبرد کلان سیاست خارجی و برنامه دفاعی ایران به تقابل مستقیم و غیرمستقیم با آیتالله خامنهای و کشاندن این اختلاف نظرات به افکار عمومی با هدف اعمال فشار به رهبر جمهوریاسلامی بوده است.
👇👇👇
👆👆👆 تلخیِ داروی «آشتی ملی» (3)
در مورد برنامه هستهای موضع اصلی آیتالله خامنهای، جدای از عقبنشینیهای مقطعی و تاکتیکی، عدم پذیرش محدودیتی فراتر از انپیتی بوده است که نه محدودیتی برای میزان غنیسازی قائل شده و نه محدودیتی برای تولید آب سنگین یا پلوتونیوم. در مقابل، گرایش غالب در جناح اصلاحطلب، آنطور که از نامه سرگشاده مشهور نمایندگان مجلس ششم برمیآید، جلب نظر قدرتهای غربی بوده است به هر قیمتی ولو پذیرش محدودیتهایی که هیچ کشور دیگری نپذیرفته است. ارزیابی این دو دیدگاه را میبایست با توجه به این دو واقعیت در نظر داشت که ایران کشوری است که از یکسو در همسایگی یک قدرت هستهای قرار دارد و از سوی دیگر حکومت ایران در تعارض با کانونهای قدرت موسس دولت اسرائیل شکل گرفته که تعداد کلاهکهای هستهای آن بین 75 تا 400 عدد برآورد میشود. در چنین وضعیتی توصیه خفتبار نمایندگان مجلس ششم در آن نامه معروف حداقل برآمده از جهل نسبت به بدیهیات است.
برتری رویکرد آیتالله خامنهای در مورد پرونده هستهای اما محدود به لحاظ کردن واقعیات فوق نیست بلکه از منظر پراگماتیک نیز برتری آن امروز ثابت شده است. نوبت اولی که رویکرد اصلاحطلبان مبنای عمل قرار گرفت نتیجه طوری بود که حتی اعتراض فردی چون میرحسین موسوی را در پی داشت که تعارض جناحی با دولت خاتمی و متولیان مذاکرات هستهای در آن مقطع نداشت. اگر همان تیم مذاکرهکننده و اصلاحطلبان حامی ایشان تصور یا ادعا کنند که کاری کردهاند قدرتهای غربی حق غنیسازی ایران را به رسمیت بشناسند به این خاطر بود که با هدایت آیتالله خامنهای برنامه هستهای ایران تا حدی پیش رفت که قدرتهای غربی ناگزیر بودند حدی از پیشرفت برنامه هستهای ایران را بپذیرند. پس از حصول توافق مورد نظر اصلاحطلبان و دولت مورد حمایت ایشان ثابت شد نظر رهبر جمهوریاسلامی درست بوده که میگفت برنامه هستهای برای غرب بهانه است و به محض جلب نظر غربیها در این موضوع خواستهای دیگری در رابطه با برنامه دفاعی ایران پیش خواهند کشید. ماجرا به همین جا هم ختم نشد و برخلاف پیشبینی و نظر دیپلماتهایی که به عنوان قهرمان مورد تشویق جناح اصلاحطلب بودند با تغییر دولت در آمریکا مهمترین عضو برجام از این معاهده خارج شد. 👇👇👇
👆👆👆 تلخیِ داروی «آشتی ملی» (4)
نامه معروف نمایندگان مجلس ششم از این جهت نیز حائز اهمیت است که درست پس از اشغال نظامی عراق توسط ارتش آمریکا نوشته و منتشر شد. یعنی درست زمانی که نیروهای نظامی غربی به رهبری آمریکا در مرزهای شرقی و غربی ایران بصورت گسترده روی زمین حضور یافتند نمایندگان مجلس از جناح اصلاحطلب از این میگفتند که راه مقابله با تهدیدات خارجی استفاده از نیروی نظامی نیست و «اگر جام زهری باید نوشید» زودتر نوشیده شود. آیتالله خامنهای و نیروهای وفادار به ایشان اما با اقداماتی نظامی، اطلاعاتی و سیاسی در بیرون از مرزهای ایران موجب شدند هزینههای آمریکا از جهات مختلف، و نه فقط مالی، افزایش یابد و نهایتاً کار به جایی برسد که تحت فشار کنگره روند خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق آغاز شده و به سرانجام برسد.
با پافشاری آیتالله خامنهای بر راهبردی که مورد انتقاد شدید اصلاحطلبان مجلس ششم بود هم توطئههای بزرگی یکی پس از دیگری خنثی شدند و هم پیروزیهای بزرگی رقم خوردند. در جنگ 33 روزه لبنان نیروی تحت حمایت ایران مانع از تحقق هدف نیروی مهاجم شد و اسطوره شکستناپذیری اسرائیل را از میان برد؛ امری که حتماً اسرائیل را برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران یا متحدان آن در منطقه بسیار محتاطتر از پیش کرده است. کانونهایی که آتش جنگ داخلی در سوریه را برافروختند نه به هدف سقوط متحد ایران دست یافتند و نه توانستند طرح تجزیه سوریه را محقق کنند. علم کردن لولوی داعش در عراق نه توانست به حضور تثبیتشده یک گروه تروریستی در نزدیکی مرزهای ایران منجر شود و نه طرح تجزیه عراق به سه کشور را محقق گرداند. پس از گذشت بیش از سه سال از آغاز حمله حکومت سعودی و متحدانش به یمن هنوز هدف اصلی یعنی ممانعت از حضور نیروهای مبارزِ متحد ایران در نزدیکی مرزهای سعودی محقق نشده و افقی نیز برای تحقق آن متصور نیست. طرح تجزیه عراق از طریق رفراندوم استقلال کردستان پیگیری شد ولی در نطفه خفه شد. و در همه این موارد نقش ایران و پافشاری آیتالله خامنهای بر مقاومت در مقابل حملات و توطئهها بیبدیل و بدون جایگزین بوده است. 👇👇👇
👆👆👆 تلخیِ داروی «آشتی ملی» (5)
به این نقطه که میرسیم یکی از اشتراکات جریانهای برانداز با برخی چهرههای شاخص جناح اصلاحطلب، بلکه گاهی با صدای غالبی که از این اردوگاه سیاسی شنیده میشود، عیان میگردد. ادعا میکنند راهبرد مورد پسند آیتالله خامنهای، فعالیتهای نظامی-مستشاری ایران در خارج از مرزهای خود و توسعه برنامه موشکی، راه دفع تهدیدات نیست بلکه عامل محرکی است که تهدیدات بسیاری را متوجه ایران کرده. این ادعا در تضاد است با تحولاتی که به فاصلهای بسیار اندک پس از پیروزی انقلاباسلامی روی دادند.
پنج ماه پس از پیروزی انقلاباسلامی، زمانی که هنوز نظام سیاسی جدید صرفاً درگیر مسائل داخلی است، عامل عالیرتبه سیا در عراق، صدام، با کودتا در این کشور به راس قدرت رسمی میرسد و 14 ماه پس از آن بخشهایی از خاک ایران را اشغال مینماید. نظام سیاسی برخاسته از انقلاب به مرور متوجه حمایتهای گسترده منطقهای و فرامنطقهای از صدام میشود. تمام اینها پیش از این است که ایران هرگونه فعالیت نظامی برونمرزی قابل توجهی داشته باشد. در ادامه برای تحمیل تصمیم به پایان جنگی که خود آغاز کرده بودند نیروی دریایی آمریکا مستقیماً هواپیمای مسافربری ایران را ساقط کرد. در واقع همین تجارب حاصل از جنگ تحمیلی بود که ایران را به فعالیت نظامی-مستشاری برونمرزی و تقویت بنیه تکنولوژیک با اهداف دفاعی مجاب و مصمم نمود.
همین ادعا را در مورد شکلگیری گروههای تروریستی نظیر طالبان، القاعده و داعش نیز تکرار میکنند و میگویند تشکیل این گروههای تروریستی واکنش طبیعی مسلمانان اهل سنت منطقه به تشکیل گروههای سیاسی-نظامی شیعی نظیر حزبالله لبنان با حمایت ایران است. این در حالی است که بنا بر آنچه رابرت گیتس و برژینسکی گفتهاند سرآغاز شکلگیری این گروههای «اسلامگرا» 4 ماه پس از پیروزی انقلاباسلامی با سازماندهی سیا در افغانستان و 6 ماه پیش از ورود ارتش شوروی به این کشور بوده است. گرچه برژینسکی این اقدام را به عنوان تلهای برای شوروی ذکر میکند اما همین الگو و چارچوب در تاسیس و سازماندهی گروههای مشابه دیگر نیز مشاهده میشود. ارتباط خانواده بنلادن با خاندان سلطنتی بریتانیا و جذب و پرورش ابوبکر البغدادی که در زندانهای آمریکایی بوکا و ابوغریب حضور داشته شواهدی هستند که نشان میدهند شکلگیری این نوع گروههای تروریستی «واکنش طبیعی مسلمانان اهل سنت منطقه» نبوده است. فاصله زمانی کوتاه اولین اقدام عملی آمریکا برای سازماندهی این نوع گروهها از پیروزی انقلاباسلامی نیز نشان میدهد واکنش نه به مشارکت در تاسیس و حمایت از حزبالله لبنان بلکه به خود انقلاباسلامی و پتانسیلی بوده است که این رویداد مهم توان آزاد کردن آن را داشته است.
اشتراکات ریشهای و بنیادین از جنس موارد فوق با جریانات طرفداری براندازی جمهوریاسلامی ایران مسبب اصلی بدبینی به جناح اصلاحطلب در نظام سیاسی حاکم بر ایران است. گرچه تناوب ابراز مواضع مشابه و شدت تاکید بر آن در مقاطع مختلف توسط اصلاحطلبان در نوسان بوده ولی هنوز نیز گاهی به یکباره افرادی از این اردوگاه سیاسی مواضع اینچنینی اتخاذ نموده و در افکار عمومی به موجآفرینی میپردازند. در چنین موقعیتی برخی افراد از جناح اصلاحطلب انتظار دارند بدبینی مذکور صرفاً با چند جمله که برخی چهرههای شاخص این جناح سیاسی علیه براندازی یا جریانات برانداز به زبان میآورند برطرف شود بدون اینکه اشتراکات ریشهای و بنیادینی که بالاتر ذکر شد از گفتار غالب این جناح سیاسی حذف شوند. وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ! 👇👇👇
👆👆👆 تلخیِ داروی «آشتی ملی» (6)
دامنه کمفروشی، گرانفروشی و پرتوقعی این جماعت حتی به اینجا نیز ختم نمیشود. نه تنها نشانهای در سطح کلان بروز ندادهاند که نشان دهد که غلط بودن رویکردشان در سیاستخارجی را پذیرفتهاند که هنوز مواضع مشابهی را تکرار میکنند. نه تنها حاضر نیستند بپذیرند که تبدیل اختلاف نظرشان با آیتالله خامنهای در سیاستخارجی و برنامه دفاعی به تقابل با ایشان و کشاندن این تقابل به افکار عمومی منشاء بسیاری تنشهای بزرگ در وضعیت سیاسی کشور بوده است که هرگاه مجال آن را مییابند چنین تقابلی را بصورت صریح یا ضمنی بروز میدهند و به افکار عمومی نیز میکشانند. با این حال مدام درخواست «آشتی ملی» دارند و از این عبارت گنگ و بیمعنی چیزی جز رفع حصر میرحسین موسوی و عادیسازی روابط سیدمحمد خاتمی با رهبر جمهوریاسلامی ایران را مراد نمیکنند.
مشخص است که اقداماتی نظیر رفع حصر میرحسین موسوی در موقعیت فعلی نتیجهای جز بهبود جایگاه حسن روحانی در میان افرادی نخواهد داشت که تحت هر شرایطی کورکورانه طرفداری جناح اصلاحطلب را میکنند. تضاد تام خط مشی مورد پسند حسن روحانی با رویکرد آیتالله خامنهای در سیاستخارجی روشن است و نمایشی بودن سخنان اخیر او را ثابت میکند که دوگانه «مقاومت یا تسلیم» درست کرد و خطاب به ترامپ گفت «با دم شیر بازی نکن». سخنان نمایشی اخیر روحانی و خطی است که بازوهای تبلیغاتی حامی او پی میگیرند یادآور سخنان ترامپ در زمان اعلام خروج آمریکا از برجام است مبنی بر اینکه «رهبران ایران» از مذاکره مجدد سر باز خواهند زد و سپس توافقی جدید را خواستار خواهند شد.
این تصور که روحانی با سخنان اخیر خود تصمیم گرفته است خط مشی خود در سیاستخارجی را تغییر دهد کودکانه است. آنچه او با این سخنان و استفاده از عبارت «مادر همه جنگها» کرد واقعی جلوه دادن خطر جنگ در افکار عمومی ایرانیان بود. بازوهای تبلیغاتی حامی او نیز بعضاً به همین گونه تصورات دامن میزنند. در صورتیکه بتوانند محتمل بودن جنگ را در اذهان جا اندازند بعید نیست روحانی همانطور که ترامپ در مورد تغییر رفتار «رهبران ایران» پیشگویی کرده است به توافقی نمایشی مشابه آنچه بین ترامپ و رهبر کرهشمالی صورت پذیرفت دست زند و بدعتی بزرگ در دورزدن رهبر جمهوریاسلامی ایران را رقم زند. به این شکل خواهند توانست روحانی را به عنوان منجی ایران در افکار عمومی جا زده و آیتالله خامنهای و نیروهای وفادار به ایشان را به حاشیه ببرند.
با این اوصاف، تلاش برای تقویت جایگاه روحانی در موقعیت فعلی توسط اصلاحطلبان، به هر بهانهای، جز ادامه همان خطی نیست که با نامه معروف و جنجالی نمایندگان مجلس ششم کلید خورد. اما این بار تفاوت بزرگی وجود دارد. آن زمان تهاجم آمریکا و متحدینش به منطقه غرب آسیا تازه آغاز شده بود و هنوز ایران به اقدام اثرگذاری دست نزده بود. به علاوه توافق با غرب در زمینه هستهای هنوز آزموده نشده بود. الان در نتیجه اقدامات ایران و متحدین آن آمریکا تا حد بسیار زیادی از منطقه خارج شده، جنگهای نیابتی و توطئههای آنها در سوریه و عراق مطلقاً به اهداف اصلی خود نرسیده و متحدین منطقهای آن نظیر حکومت سعودی نیز در یمن به اهداف اصلی خود نرسیدهاند. توافق با غرب در زمینه هستهای آزموده شده و این مهمترین عضو غربی برجام است که زیر توافق زده. آن زمان آیتالله خامنهای و نیروهای وفادار به ایشان زیر فشاری که نمایندگان مجلس ششم سعی کردند اعمال کنند کوتاه نیامدند. اکنون که این همه پیروزی برای ایشان حاصل شده و آمریکا در افکار عمومی ایران و جهان متهم است به خلف وعده چرا باید زیر فشارهای تبلیغاتی عقبنشینی کنند؟ 👇👇👇