دردش وقتی مسکن میخورم یه جوریه که انگار یکی یه مشت زده تو چونه ام البته من تا حالا مشت نخوردم حدس میزنم شبیه اون باشه اگه مسکن نباشه احتمالا نمیتونم تحمل کنم
احساس میکنم لبم شبیه این پروتزیا شده البته تو آینه هیچ تغییری نکرده ها ولی حسش برا من این شکلیه چون ورم داره
وای ولی دندونمو که رو میز(از همینا که میچرخه نمیدونم اسمش چیه) دکتر دیدم انقدر وحشتناک بود خیلی بزرگ بود من موندم تو اون یه ذره جا چجوری جا شده بود(یه ذره جا منظورم لثه امه)
خوبه بد نیست
حداقل میتونم یکم حواسمو پرت کنم با این درد، تا با دردِ دیگه از پا در نیام
هر چند قول دادم فرار کردن و حواس پرت کردن راهِ انتخابی من نباشه
برین خداروشکر کنین انقدر راحت میتونین غذا بخورین و حرف بزنین
دلم لک زده واسه یه غذای ساده خوردن
خیلی اذیتم این دو روز سر جمع یه بشقاب تونستم چیز بخورم
من خیلی بدفازم تو سفر یعنی بد سفرم
یا حالت تهوع دارم یا کمر درد دارم یا اخلاق ندارم
بیشتر از همه هم اولیه اس