حقیقتِ نور
امروز با یه راننده اسنپ نزدیک بود دعوام بشه بعد در ماشینشو خیلی بد بستم یکم دیگه محکم میزدم شیشه هاش
وای یاعلی غلط املایی و تایپی و همه جی داره میباره
من هر سری که گرگ و میشو ریواچ میکنم بیشتر از قبل به این نتیجه میرسم که وقتی همه ی رو و وریات که خانوادتن بیشترشون و ازت بزرگترن عاقل ترن و با تجربه ترن دارن راجب یه کاری به تو هشدار میدن و تو رو منع میکنن منطقی ترین کار اینه که بهشون گوش کنی و حتما خیری توش هست حتی اگه الان به ذهنت نرسه که اون خیره چیه این بنظرم توی اکثر موارد صدق میکنه مگه یسری استثنا که اطرافیانش منطقی نیستن ولی با وقتی عزیز ترین کسات که بدتو نمیخوان و از همه مهمتر مادرت وقتی هشدار میدن باید توجه کنی مگه واقعا استثنایی باشه
♡♡
آره دقیقا
اینم بگم ادامش که یاسمن اگه با سروش ازدواج نکرده بود میفهمید حامد زندس و چندسال منتظرش میموند ولی بعد با عشقش زندگی میکرد و این همه بدبختی نمیکشید و نشونه هام اکثر موارد هستن تو فقط باید احساساتی نباشی و منطقی باشی و بهش توجه کنی
♡♡
آره گفتم منم، یکم صبر نکرد این بشر که اشکش بِخُشکه لااقل
آقای قاضی هر جمعه داره زار میزنه بعد دادگاهش، گریه اشو که میبینم حس گریه های بابامو میده زیادی دردناکه
_آقای قاضی
حقیقتِ نور
آقای قاضی هر جمعه داره زار میزنه بعد دادگاهش، گریه اشو که میبینم حس گریه های بابامو میده زیادی دردنا
خواستم بگم منم همین طور آقای قاضی منم همین طور
میگما
منم یه پیام معرفی بزارم بعد سنجاقش کنم؟ جالبه، حتی تو کانالای قبلیم هم این کارو نکردم
حقیقتِ نور
امروز با یه راننده اسنپ نزدیک بود دعوام بشه بعد در ماشینشو خیلی بد بستم یکم دیگه محکم میزدم شیشه هاش
بچه ها به نظرتون آقاهه منو می بخشه؟ خیلی ناراحتم سر این موضوع
کاش حداقل آخرش که پیاده می شدم یه عذر خواهی ای چیزی میکردم
وقتی به اون لحظه فکر میکنم حس میکنم خود شیطانم آه شدید