بچه ها وای
شما چجوری به همه ی کاراتون میرسین؟ احساس عقب موندگی از همه چیز و همه کس دارم
تابستون نرو بمون انقدر سریع نباش
فقط منم که از روند سریال بایسم رئیسمه راضی ام؟ من اصلا نمیفهمم چرا بقیه میگن باید به چان برسه دختره؟ مسخره اس
چون خودتون تو فانتزیای ذهنتون همیشه میخواستین به آیدلتون برسین حتی اگه انقدر طرف تاکسیک باشه میخواین به زور شخصیت اصلی سریالو بدبخت کنین؟ خداروشکر کارگردان و نویسنده نیستین
وای حالا که حال و حوصله ندارم و حالم خوب نیست یهو یاد این افتادم که با چه آدم افتضاحی دوست بودم و حالم بدتر شد
https://eitaa.com/qandilsch/1487
بعد گوش دادن پارت دو انقدر تحت تاثیر قرار گرفتم که نشستم یه دل سیر گریه کردم
همه اش اون جمله سر در یکی از موکب های میدون آزادی تو گوشم زنگ میزنه:
منتظران، حسین را منتظران کشتند
حقیقتِ نور
https://eitaa.com/qandilsch/1487 بعد گوش دادن پارت دو انقدر تحت تاثیر قرار گرفتم که نشستم یه دل سیر
میخوام کلی درموردش حرف بزنم از اونجاییش که امام میان و میگن این شیعه ی منه اذیتش کنین یعنی منو اذیت کردین تا اونجایی که رافائل گفت شاید چون دسته ی آدم خوبا برای از بین رفتن قسمت پلیدشون کارای نکرده ی زیادی دارن
یا اصلا همون جمله ی اخر: و ابراهیم گفت من به سوی پروردگارم سفر خواهم کرد و همانا او من را هدایت خواهد کرد
اما هر چی بگم حس میکنم فقط همه چیزو با حرّافیم خراب میکنم
خوشحالم، خیلی زیاد
از اینکه انتخاب کردم این پادکست رو گوش بدم اما واقعا اون من بودم که انتخاب کردم؟ یا دست دیگه ای گوش ها و افکارمو نوازش میکرد؟