_حکیمه! مگه نگفتی میری غذا درست کنی؟ داری تو گوشیت چیکار میکنی پس؟
+یه لحظه وایسا، دنبال آهنگ مناسبم
:))))
دنیا نشون داد نمیشه به هیچ چیزش دل بست هیچ متعلقات همیشگی ای برای عرضه کردن نداره...
یعنی چی؟ یعنی من به یه سری پول میدم تا یه چهره ی هنجار شکنانه برای یه جامعه ی مقدس و حواس جمع نسبت به اتفاقات بسازن (تو پرانتز اینکه چی بهتر از نشونه گرفتن حجاب و زن چون این جامعه فوق العاده رو این چیزا حساسه)
حالا همه مشغول درگیری درمورد اینکه اصلا راجع بهش باید حرف زد یا نزد اصلا راجع بهش باید کنشگری کرد یا نکرد حالا خیلی ریز کارای خودمو میبرم جلو
جامعه رو درگیر مسئله ای میکنم که خودم ساختمش و منبرهای حاج اقا ها رو رزور پروژه ی خودم نگه میدارم تا از اصل قضیه و داستانی که داره اتفاق میوفته غافل بمونن
از همون موقع که تمام طرفداران جمهوری اسلامی رو متهم کردن که حکومت به اونا پول داده که طرفداریشو کنن مشخص بود،
وقتی یکیو بدون مدرک متهم میکنی بعید نیست اون حرف درمورد خودت صدق کنه اونا داشتن کار خودشون رو به ما نسبت میدادن
وقتی عینا تو دنیای واقعی و حضوری کسایی وجود دارن که پول گرفتن تا با این ظاهر بیان بیرون و ما فکر میکنیم آدمای عادی هستن نظرتون درمورد مجازی چیه؟ اونجا که هیچی هیچی بر اساس واقعیت نیست هیچ اطمینانی بابت هیچی وجود نداره پس چرا ما انقدر ساده ایم؟ و انقدر راحت تحت تاثیرشون قرار میگیریم؟