حقیقتِ نور
خیلی قشنگ بود خیلی خیلی زیاد پیچیدگیاش به اندازه بود هم آدمو وادار به کنجکاوی میکرد و هم جوری نبود ک
من یکی از مشکلاتم با این مدل سریالا این بود که حقیقتا نمیفهمیدم چه اتفاقی داره میوفته توش🤣
اینو واقعا فهمیدم و خیلی جالب بود
کلا خیلی احساساتی بود سریال
همه ی جزئیات با یه عالمه احساسات زیبا و پاک درست شده بودن و کشف این جزئیات ما رو بیش از پیش fall in love میکرد
خواستار سریالایی از این سبک هستم که حال آدمو جا بیارن، آدم موقع دیدنشون بگه آخیش جیگرم حال اومد خستگیم در رفت
من دوست ندارم از لغات انگلیسی زیاد استفاده کنم تو مکالمات روزمره ام هم اینجوری نیستم ولی واقعا نمیدونم چرا نمیتونم عاشق شدن رو به جای fall in love به کار ببرم انگار وقتی میگی عاشق شدم خیلی شدید تر از این مصدر انگلیسیه
و همچنان این مصدر حس افتادم تو دام عاشقی رو میده(🤣) یعنی یه حس دوست داشتن تلفیق با گرفتاری
نمیدونم هوش مصنوعیه پرده سبزه یا هیچکدوم در هر حال انقدری واقعی هست که ما فکر میکنیم اونا میرن تو یه دنیای دیگه سریالاشونو ضبط میکنن
بعدش رفتم مهتاب(moonlight) رو شروع کردم که یوشی و استر بازیگرای اصلیشن
اونم خیلی ناز بود و کزمزنزمکی
ولی یکم خسته کننده شده الان
امیدوارم ایتا به موهای بلند بازیگرای مرد چینی گیر نده و اینا رو دختر حساب نکنه🙏🏻