رفتم یکم بامداد خمار نگاه کردم(فصل دو)
تنها کسایی که یه ذره از لحاظ روحی روانی نرمال تر از بقیه ان منصور و خجسته ان بقیه اشون از دم دیوونه ان
حقیقتِ نور
رفتم یکم بامداد خمار نگاه کردم(فصل دو) تنها کسایی که یه ذره از لحاظ روحی روانی نرمال تر از بقیه ان
راستی گفتم اشتباهی به جا قسمت یک زدم قسمت هفت؟ دیگه یک تا هفتو نگاه نکردم از هفت دیدم تا جایی که اومده
کاش تک دختر بودم
تک دخترا خیلی زندگی زیبایی به لحاظ مادی دارن
نه نه
کاش خواهرم تک بود، من اومدم و همه رو بدبخت کردم
میخواهم بمیرم اما باید درس بخوانم
میخواهم بمیرم اما باید غذا بخورم
میخواهم بمیرم اما در مهمانی ای که نمیخواهم، حضور دارم
اگه از بختک ترسهات خسته شدی، این تقدیمی واسه توئه :>✨
https://eitaa.com/ReyhaNil/1790
♡♡
واقعا خسته ام
انقدر خسته که میخوام اجازه بدم ترس هام منو ببلعن
ورزشکارامون یه جوری طلا میگیرن انگار مدال طلا برای اون ها ساخته شده
انگار از اولش هم امکان اینکه یکی دیگه این مدالو بگیره وجود نداشته
همین قدر قدرتمند
حقیقتِ نور
ورزشکارامون یه جوری طلا میگیرن انگار مدال طلا برای اون ها ساخته شده انگار از اولش هم امکان اینکه یکی
جنگ و وضعیت کشور انگار بچه ها رو نه تنها ضعیف بلکه قوی تر از حالت قبلشون هم کرده