حقیقتِ نور
_رویای یک دیدار
تا ص 100 خوندم و از شدت زیباییش حیرت زده خیره شده بودم به کتاب بعد یهو به سرم زد برم ص آخرو یه نگاهی بندازم
هیچی، نشستم بعد خوندنش گریه کردم
آسِد چیکار داری میکنی با ما؟ (نویسنده اش سیده)
یه انقلاب عجیبی توی قلب و روح و وجودم راه افتاده یه موج یه حس خواستن شاید همون تشنگی ابراهیم
یعنیا فقط آقا میتونن بدون تصویر بدون صوت و بدون هیچ ابزار رسانه ای خاصی فقط با چند کلمه یه همچین قدرت و اقتداری رو بازتاب بدن، برگام واقعا
چقدر بچه های مدرسه امون درس خونن وای درسته من بهشون افتخار میکنم ولی یکم آروم تر، منم برسم بهتون😭
هر چقدر با آدمای متنوع تر و متفاوت تری در ارتباط باشی و بشناسیشون بیشتر به بزرگی خدایی که همه این ها رو آفریده پی میبری🤏🏻