eitaa logo
arc
201 دنبال‌کننده
34 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
حضورش برایم اهمیتی نداشت اما غیبتش هم خیلی آزار دهنده بود.
در هزارجا، من به پایان می‌رسم، می‌سوزم، می‌شوم ستاره‌ای خاموش که در آسمانِ تو، دود می‌شود.
ولی این قضیه بی پناه بودن اصلا جالب نیست.
من او را دوست داشتم اما او چشمانش از اشک یکی دیگر پر بود.
تنهای تنهای تنهای تنها، در میان درد‌های زمانه
شاید بشه گفت زودرنجم، احساساتم به این راحتی‌ها تغییر نمی‌کنه ولی عقیده‌ام تغییر می‌کنه؛ و اگر عقیده‌ام نسبت به کسی تغییر کنه، تا ابد همینطور می‌مونه.
آب برگشت، اما ماهی دیگه مُرده بود
گاهی‌ اوقات وقتی شب از راه میرسید، نمی‌تونستم بخوابم. تو تاریکی دراز می‌کشیدم و نمی‌تونستم ترس و فشار رو از خودم دور کنم. از خودم بار ها و بار ها می‌پرسیدم که درد از کجا شروع شد و چجوری قراره پایان پیدا کنه. آیا اصلا قراره پایان پیدا کنه؟
"فقط می‌خوام برم. می‌خوام از همه جا برم."