خودتون باشید، به جای تقلید از بقیه درون خودتون دنبال علایق و سلایقتون باشید، پیداش کنید و بپذیریدش، یکی یه جایی میگفت وقتی از یه آدم دیگه تقلید میکنی یعنی زندگی خودتو ول کردی و داری به جای یکی دیگه زندگی میکنی، به جای دیگران زندگی نکنید و به اندازه سهم خودتون از دنیا لذت ببرید.
همیشه فکر میکنم خیلی وقت دارم
درحالی که وقتی یه جا نشستم و به یه گوشهی نامعلوم خیره شدم آرزو میکنم کاش این لحظاتی که دارم بیهوده مصرف میکنم کش بیان تا بتونم وقت بیشتری داشته باشم.
از بینیازیام نسبت به خلایق همینقدر میگویم که اجازه میدهم "من" اشک بریزد، زمانی که دلیلی ندارد. شانهاش را نوازش میکنم و میگویم که کنارش هستم. او را در آغوش میگیرم. وقتی اشتباه میکند او را میبخشم و به او یادآوری میکنم که در اشتباهاتی که مرتکب میشود، افراد دیگر هم نقش دارند. به او میگویم که آسیب دیده بودن عار نیست و خوشحالم که با این حال تا اینجا توقف نکرده. او را بیرون میبرم و آسمان را نشان میدهم. برایش غذا درست میکنم و وقتی دستپختم را دوست دارد، خوشحال میشوم. گمان کنم من و من؛ بالأخره داریم دوست میشویم.
یادم میآد وقتی بچه بودم همیشه از خوابیدن و چرت زدن بدم میاومد. مشتاقانه میخواستم بیدار باشم و تجربه کنم. انگار که خیلی چیزها رو در خواب از دست میدادم. معجزه، نور، رنگ، و بعد ها به مرحلهای رسيديم که خواب، لذتبخش ترین تجربهی زندگی شده.
موضوع اصلی لیاقت اونها نیست. موضوع اینه که تو اجازه میدی و اونها هم استفاده میکنن.