eitaa logo
‌ ‌ ‌خؤرشید
963 دنبال‌کننده
92 عکس
46 ویدیو
0 فایل
‌ کسي سوال میکند ‌ به‌خاطر چه زنده اي و من ‌ ‌‌ برای زندگي ‍تو را بهانه میکنم ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه فکر میکنم خیلی وقت دارم درحالی که وقتی یه جا نشستم و به یه گوشه‌ی نامعلوم خیره شدم آرزو میکنم کاش این لحظاتی که دارم بیهوده مصرف میکنم کش بیان تا بتونم وقت بیشتری داشته باشم.
از بی‌نیازی‌ام نسبت به خلایق همین‌قدر می‌گویم که اجازه می‌دهم "من" اشک بریزد، زمانی که دلیلی ندارد. شانه‌اش را نوازش می‌کنم و می‌گویم که کنارش هستم. او را در آغوش می‌گیرم. وقتی اشتباه می‌کند او را می‌بخشم و به او یادآوری می‌کنم که در اشتباهاتی که مرتکب می‌شود، افراد دیگر هم نقش دارند. به او می‌گویم که آسیب دیده بودن عار نیست و خوشحالم که با این‌ حال تا اینجا توقف نکرده. او را بیرون می‌برم و آسمان را نشان می‌دهم. برایش غذا درست می‌کنم و وقتی دست‌پختم را دوست دارد، خوشحال می‌شوم. گمان کنم من و من؛ بالأخره داریم دوست می‌شویم.
یادم می‌آد وقتی بچه بودم همیشه از خوابیدن و چرت زدن بدم می‌اومد. مشتاقانه می‌خواستم بیدار باشم و تجربه کنم. انگار که خیلی چیز‌ها رو در خواب از دست می‌دادم. معجزه، نور، رنگ‌، و بعد ها به مرحله‌ای رسيديم که خواب، لذت‌بخش ترین تجربه‌ی زندگی شده.
موضوع اصلی لیاقت اون‌ها نیست. موضوع اینه که تو اجازه می‌دی و اون‌ها هم استفاده می‌کنن.
هر انسانی سزاوار این است که حداقل یک دوست داشته باشد که بتواند سر ترس‌ها و رازهایش، سر احساس گناه و شادی‌اش به او اعتماد کند. هرکسی سزاوار یک نفر است که بتواند به چشم‌هایش نگاه کند و بگوید: تو کافی هستی، تو با تمام زخم‌هات، بی‌نقصی.
کنار گذاشتن آدما ساده نیست ؛ اما وقتی به رفتارشون بیشتر توجه میکنی میفهمی که تو فقط برای اونا مثل یک ابزار عمل میکنی و هروقت که بهت نیاز داشته باشن ازت استفاده میکنن و اگه فایده ای براشون نداشته باشی حذف میشی ، پس کنار بزار قبل از اینکه حذف بشی.
« به پایان فکر نکن، اندیشیدن به پایان هر چیز ، شیرینی حضورش  را تلخ می‌کند؛ بگذار پایان تو را غافلگیر کند، درست مثل آغاز » - صادق هدایت
راستش را بخواهی محبوبِ من؛ رویایی نداشتم که بخواهم برای تو از آن دست بکشم. هیچ‌چیز نداشتم. تو رویا را ساختی و بال و پر دادی. سبز کردی، شکوفه دادی، برایش ثمره ساختی و آن را چیدی. یقین دارم اینکه رویایِ من شدی والا تر از دست کشیدنم از رویا بود. حالا همه چیزی. اولین چیزی. آخرین چیزی.