امروزم این قضیه پیش اومد
یه اردیبهشتی دیگه پیدا کردم🤌🏻
ولی بهش قول دادم به کسی نگم
«رازداری وااااااقعا سخته مخصوصا وقتی ذوق داری»
«کسایی که میشناسنش تو این کانال هستن👀»
حداقل فعلا نمیتونم بگم
ولی اگه عمری باقی بود
حتما براتون تعریف میکنم✌️🏻
#طا_واو_۲۷
خلاصه که با کوله باری از آذوقه رفتیم ۴۰ روز از دنیا دور باشیم. «خوشبختانه روزای اول یخا باز نشده بود و معمولا هر کس خوراکی خودشو بیشتر میخورد. چون من واقعا عاشق شیرینیجاتم و حتی خودمم دوست نداشتم بخورمشون تا تموم شن چه برسه به بقیه😂😂» یعنی کمد هر کی رو نگاه میکردی پر کتاب و قابلمه و وسایل شخصی و اینا بود، کمد من اون پشت لباسای آویزون شده، این گوگولیا با نظم و ترتیب یه جا نشسته بودن.😋 بسه دیگه دهنم آب افتاد🚶🏻♀
داشتم میگفتم.
با اتوبوس vip رفتیم، بلیط قطار گیر نیومده بود. من که ناراضی نبودم، بالاخره تجربه سفر با اتوبوس و نداشتم و برام چالش جالبی بود. فقط زیادی سرد بود🥶 کولر زده بودن یخبندون☃️ بغل دستیم یه ملافه ای دم دست داشت، داد من پیچیدم دورم. وسط اتوبوس که نمیشه از ته چمدون پتو درآورد🦭
عکس دومی که میبینید، مسجد الزهرای دانشگاه فردوسیه. فکر کنم مرکز دانشگاه فردوسی واقع شده این مسجد. ما تهرانیا دیر رسیده بودیم، وسط برنامه افتتاحیه رسیدیم، یوهویی بردنمون مسجد جهت نماز و خوشآمدگویی و اینا. همه برنامه هامون یوهویی بود خلاصه. تا اینکه کاشف به عمل اومد از فردای روزی که ما رسیدیم کلاسا شروع میشه و بقیه استان ها زودتر اومدن برنامه تشرف به حرم داشتن ولی ما چون دیر اومدیم نمیبرنمون😕
#طا_واو_۲۷
خورد تو پرمون حسابی!
چون دفعه بعدی که میبردن حرم، دو سه روز بعد میشد. با یه حالت «یعنی چی آقا!!!» کلاهمون با همه خادما رفت تو هم.
یه سریا فاز دلشکستگی گرفته بودن که هنوز آقا نطلبیده و اینا. خلاصه مطالبه گری جواب داد و باز یوهو خبر آوردن جمع کنین بریم حرم😁
حرم نطلبیده هم چی؟! مراده😌
حالا همچینم نطلبیده نبود ولی به هر حال😂
این اولین عکسیه که از حرم گرفتم تو طرح
اولین زاویه دید
اولین دیدار طولانی
اولین نمازی که شکسته نبود
اومدم دخترتون بشم آقا
قبولم میکنی؟!
۴۰ روز هیچکی و ندارم جز خودت
بابام بالا سرم نیست
مامانم نیست نازمو بکشه
خواهر و برادرام نیستن
دوستام نیستن
فقط شمایی و یه سری آدمای جدید
که هیچکدوم و نمیشناسم!
اومدم دختر خوبی برات بشم
هوامو داشته باش!
هوای خانوادمو داشته باش
آقای امام رضا «ع»!
من اومدم رضا بشم برگردم
اومدم گمشده مو پیدا کنم!
خودم هر چی گشتم نشد!
کمکم میکنی؟!🥺
محمدحسین پویانفرImam Reza [Digital].mp3
زمان:
حجم:
5.9M
مداحی از امام رضا زیاد ندارم
بین اونا هم فقط همین یدونه رو دوست دارم. هر بار میرفتم حرم، همین رو تکرار بود.
تکرار و تکرار و تکرار
ولی تکراری، نه!
هر موقع کارتون به پزشک و بیمارستان جماعت رسید، کتابایی که سالیانه ساله قراره بخونید ولی وقت نمیکنید رو با خودتون ببرید.
چون اونجا قراره وقت زیادی رو حروم کنید🙂
تنها چیزی که باعث آزار ما میشود درک و دریافت خود ماست. برداشتت از مسائل را تغییر بده، آسیبدیدگی برطرف خواهد شد.
هیچچیز از بیرون قادر نیست به تو آسیب برساند چرا که تو فقط میتوانی با عیوب خودت به خودت گزند برسانی. تنها راه مقابله با دشمن این است که مانند او نباشی.
#قَالَ اروین د یالوم
📚 انسان موجودی یکروزه
از زجر کش کردن متنفرم
بیماریهایی که آدما رو زجرکش میکنن، بدترینن.
مرگ یه بار شیونم یه بار!
وگرنه هرروز میمیری
هر روز ذره ذره ذوب شدنشو میبینی
هر بار که با تعجب یه پیشرفت جدیدی تو بیماریش پیدا میکنه و ازت میپرسه که مطمئن شه خیالات برش نداشته، هر بار پیشرفت بیماریشو میبینی ولی مجبوری برای روحیه نگهداشتن، به روی خودت نیاری.
هر روز چون کاری از دستت برنمیاد
هر روز چون محکوم به تماشایی
هر روز میمیری!
اینجوری آروم آروم از درون میمیری
بدون اینکه متوجه بشی
و یه روز به خودت میای
میبینی دیگه یادت نمیاد آخرین باری که عمیقا خوشحال بودی کِی بوده، آخه خیلی وقته یه غم کوچیک، مثل استخون تو گلوته و تا میای خوشی رو ببلعی، دردش تا مغز استخونات میره :)
✍🏻 #آفتابگردون
🌑 #نیمه_تاریک
قشنگی زندگی به اینه که
یادم نمیاد آخرین باری که این ساعت بیدار شدم کی بوده.
چند روز گذشته از کله صبح بیدار بودم. الان ساعت بدنم فکر میکنه ته تهش ساعت ده صبحه، نه یک😄