هدایت شده از [مُبهَم]
خیلیخوبه که یه نفرو داشته باشی که
تمام جزئیات رو بدونه، نه بخاطر اینکه
خودت بهش گفتی، به خاطر اینکه دیگه
تو رو اندازه خودش میشناسه!
یه نفر که انقدر تو رو بلده که وقتی بهش
احتیاج داری، باهات میخنده و گریه میکنه و باهات
برای خواستههات میجنگه و وقتی از هم میپاشی
تیکههاتو کنار خودش نگه میداره تا نکشنی!🤍✨
#مبهم_نویس
وقتی میبینم یکی از اعماق وجودش برای کس دیگهای اهمیت قائله
از خودش، وقتش و کارهاش میزنه
و بی هیچ چشم داشتی مراقب بقیست
مراقب روحشون، جسمشون، همه چیشون
مثل یه فرشته محافظ هواشونو داره
دلم بدجور میگیره و به شدت خوشحال میشه
#جمع_اضداد
خوشحال میشم، چون هنوز خوبی تو دنیا هست
هنوز کسایی هستن که با تمام زخماشون
با تمام دل شکستگیاشون، هوای بندگان خدا رو دارن. هنوز مهربونی وجود داره.
عمیقاً ناراحت میشم
چون یه روزی خودمم همچین آدمی بودم
حداقل برای نزدیکانم همچین آدمی بودم
از خودم، وقتم و کارهام میزدم
تا فقط پیششون باشم
حواسم بهشون باشه
مراقبشون باشم
اگه کمکی یا کاری لازم داشتن،
اولین نفر رو من حساب کنن.
ناراحت میشم چون با خود قدیمم رو به رو میشم
و منو یاد روزهای سادگیم میندازه
روزهای بیآلایشیم
روزهایی که هنوز، چرخ روزگار زورش به من و مثبت نگریهای بیحدم نمیرسید.
ولی این روزا فشار چرخ روزگار رو شونههام سنگینی میکنه.
این روزا خسیس شدم. مهربونیامو به ندرت خرج کسی میکنم. انگار که خودم نیاز وافری به مهربونی داشته باشم و کسی جز خودم نتونه بهم مهربونی بده.
و حقیقتا میترسم
میترسم وقتی آدمایی که شبیه منِ قدیم هستن رو میبینم.
میترسم اونا هم چند سال بعد، به عقب نگاه کنن و شک، به جای جای دلشون لرزه بندازه.
میترسم یه روز از شدت مهربون بودن و در عوض، جمع کردن خورده شیشههای دلشون، از مهربونیشون پشیمون شن.
میترسم دیگه نتونن به آدمای جدید اعتماد کنن.
میترسم.
واقعا از اینکه این آدمای ساده و دلرحم، آیندهشون حتی ذرهای شبیه من بشه میترسم.
#نیمه_تاریک 🌑
شاید مفهوم بهتر ادا میشد اگه واژه «به
فکر» رو به جای «مهربونی» به کار میبردم.
اما حاج خانم گل!
خود را برای یک زندگی که مملؤ از مشکلات باشد آماده کن که مسئولیت خیلی سنگین است و رسالت ما در برابر این انقلاب که در نهایت متصل به نهضت آقا امام زمان «عج» خواهد شد، بسیار سنگین است و تنها راه ادامهٔ این مسیر، حرکت به سوی خدا و توسل به او میباشد و ما وقتی میتوانیم در این مسیر حرکت خود را ادامه دهیم که این اتصال شدیداً حفظ شود.
~۶۱/۸/۲۷ ورامینی
📚 •|در هیاهوی سکوت|•
#Bookimonday
امروز خسته تر از اونم که بنویسم
ولی یه یادآوری کنم و برم
هیچوقت
هیچوقت
هیچوقت
با منی که ۱۴ ساعت بیرون بودم
کلی سر بالایی بالا رفتم، کلی خستهام
کلی کوفتهام
مغزم داره منفجر میشه
مشورت نکنید آقا
برای آرامش اعصاب خودتون میگم :)
کلا در هیچ شرایطی با من مشورت نکنید
در این شرایط هم که اصلا و ابدا!!!
من اگه آدم مشاوره بودم
میرفتم رشتشو میخوندم خب!