eitaa logo
آفتابگردونم 🇮🇷
73 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
401 ویدیو
2 فایل
در جستجوی پرتوی نور خورشید🌾🌻 نقدی، نظری، صحبتی اگر بود: @Za_Kht
مشاهده در ایتا
دانلود
غم‌انگیزترین تجربه، زندگی‌کردن با حسرت کارهاییه که می‌تونستی انجام بدی. •|کیمیای ارواح ۲|•
هیچوقت فکر نمی‌کردم اینطور باشه فکر می‌کردم درون و بیرونم یکیه اما متاسفانه بازیگر خیلی خوبیم قابلیت اینو دارم از درون درحال انفجار باشم ولی با یه قیافه پوکر یا لبخندی ملیح بدون ریئکشن خاصی زل بزنم تو چشمات😐🙂 و تو اصلا نفهمی تو دلم چه خبره بلکه حتی با خودت بگی «انگار دارم با دیوار حرف می‌زنم» تو نمی‌فهمی که سلول به سلول من به درد اومده، چشمام داره از کاسه درمیاد دلم بالا و پایین می‌شه و هزار اتفاق دیگه که زیر پوستم رخ می‌ده چون تو فقط چیزایی که با چشمت ببینی رو باور می‌کنی و دنیای درون من با چشم سر دیده نمی‌شه! 🌑
راه حل چیه؟ کاش برم یه قسمت سریال پلی کنم از مزخرفات دنیای واقعی بهش پناه ببرم...
صبح بهش گفتم: امروز ناهار ندارم. حالمم منقلب بود حال نداشتم چیزی درست کنم. بهش گفتم حالا مهم نیست یه الویه‌ای چیزی ساندویچ می‌برم. دم رفتن، دیدم تو آشپزخونه داره یچیز می‌پزه کنجکاوانه رفتم جلو دیدم برام ساندویچ کتلت درست کرده خودش مریضه، نباید سرپا وایسه بعد وایساده برای من کتلت سرخ کرده. با حال بد و دل درد و سرگیجه ذوقم در کلمات نمی‌گنجید بدون حرف بغلش کردم بغلم کرد زد پشتم و با یه لحن مادرانه و احساسی گفت: دختر استخونی من! «یه روز بود میل به غذا نداشتم صدقه سری انقلاب درونی بیشتر مایعات می‌خوردم به قول خودش: شکمم چسبیده به پشتم!» برخلاف همیشه که از اینگونه اصطلاحات عصبانی می‌شدم، ایندفعه بغضم گرفت و با خودم فکر کردم: مادر بودن بزرگترین ابرقدرت دنیاست! و اینکه منم قراره یه روز مادر بشم حتی تو سخت‌ترین شرایط جسمی و روحی قراره پشتیبانشون باشم، حامیشون باشم و خیلی قدرت‌ها و کارای دیگه که مختص مادره و من فرسخ‌ها باهاشون فاصله دارم! یهو به خودم اومدم دیدم چقدر با مادر بودن غریبه‌ام! درحالی که همیشه فکر می‌کردم مادر خوبی می‌شم. خدایا! مامان هیچکس و ازش نگیر! مامانا اگه نباشن... شیکم هممون می‌چسبه به پشتمون!🫠 🌑 ✍🏻
واقعا با دیدن اینکه مغز جوون مملکت پر شده از خودتحقیری قلب آدم تیکه تیکه میشه...💔
اومده می‌گه همه دارن می‌رن آلمان! همه مغزامون دارن می‌رن! اینجا آدم آزادی تفکر نداره😐 اینجا تبعیض نژادی هست «مصداقشم ورزشگاه نرفتن خانماس» اینجا تا یه سطحی می‌تونی پیشرفت کنی بقیش و باید حتما بری زیر پر و بال سپاه وگرنه نمی‌تونی پیشرفت کنی🤫 تازه اونم همش زیر نظر دارنت! فلان پسرعموم پنج ساله رفته آلمان، دانشمند بوده، داره زیر دست ایلان ماسک کار می‌کنه پهپاد می‌سازه برنامه دارن برن مریخ🤓 همون پسر عموش همون پنج سال پیش ایران بهش پیشنهاد داده بیا برای کشور خودت کار کن یه میلیارد بهت میدیم «نفهمیدم ماهی یه میلیارد یا سالی یه میلیارد!» بعد من برگام ریخته بود ببین چه پیشنهادایی به مغزای مملکت می‌دن که آقا تو بیا فقط برای کشورت کار کن!
یه جمله برگشتم فقط بهش گفتم برادر من! اینهمه از فرار مغزها خبر داری، می‌دونی طی همین سال‌های اخیر مهاجرت معکوس به ایران و بازگشت همین مغزها به وطن، دو سه برابر هر سال دیگه شده؟! یهو با چشمای از حدقه دراومده گفت نه!! جدی میگی؟!😳🤯
این یعنی کانالیزه شدن! یعنی من فقط یه طرف داستان رو شنیدم! همون یه طرف داستان رو هم بارها و بارها از زبان‌های مختلف شنیدم! جوونامونو،نوجوونامونو از کانالیزه شدن نجات بدیم، خیلیاشون توان تشخیص اینو دارن که کی درست می‌گه کی نه!
پسر من هنوزم برنمی‌تابم! یسری دردای جامعه رو تا با کله باهاشون برخورد نکنی، نمی‌فهمی واقعا وجود دارن
عمیقاً آرزومه یکی بود سه‌شنبه با هم می‌رفتیم اینجا پایه؟!
عه عه عه مرثیه سرایی چرا از ۱۲ شب به بعده؟! مایی که با مترو می‌خوایم برگردیم چی؟!😕 خب آرزو بودنش بیشتر بهم ثابت شد مگر اینکه یه از خدا باخبری با ماشین بیاد بریم😏
زندگی هنوزم قشنگیاشو ‹در کنار زشتیاش› داره :)🌱