این روزها رو جایی میان شلوغی و سکوت میگذرونم با روزهایی که گاهی شبیه هماند و گاهی نه، با حرفهایی که گفته میشن و فکرهایی که پیش خودم میمونن، با لحظههای کوچیکی که شاید همون موقع ساده به نظر بیان اما بعدها، تمام چیزی میشن که از یک روز به یاد میاریم.
بعضی روزها تمام میشوند اما چیزی از آنها در آدمها جا میماند. یک بغض، یک خاطره،چند اسم که دیگر شنیدنشان مثل قبل نیست، و سکوتی که هیچوقت شبیه سکوت معمولی نشد.