بعضی روزها تمام میشوند اما چیزی از آنها در آدمها جا میماند. یک بغض، یک خاطره،چند اسم که دیگر شنیدنشان مثل قبل نیست، و سکوتی که هیچوقت شبیه سکوت معمولی نشد.
شاید سختترین قسمت بزرگ شدن، این باشد که یک روز بفهمی بعضی چیزهایی که تمام این مدت برای رسیدن بهشان جنگیدهای، دیگر وقتی به دستشان میآوری آن آدم سابق را در تو پیدا نمیکنند. آدم عوض میشود، آرزوهایش هم، و گاهی فقط میماند با خاطراتی که هنوز دوستشان دارد، اما دیگر نمیداند چطور باید به آنها برگردد.