#دلنوشته
تو نیستی و با چشمانم زیر بارانم
من محو
در تاریکی ام
چشمانم بسته است
بیا شاید از شوق
آمدنت بینا شدم
#مهسا_سعیدی
#شاعر_دلشعری
✍☘:{@Super_poems}
بویگُل را میشنَوم گوییکهیارآنجابُوَد
کاندرونِ باغ و گُل چشنی ز یارِ ما بُوَد
بر مشامم میرسد بویگُلی از نسترن
صد زبان باصد بیان با ذکرِ اوغوغابُوَد
سروِ دلارای من آن دلبرِ زیبای من
سایه بر ما میکشدکاینسایهدلآرا بُوَد
نازِ او را میکشم برسازِ او رقصان شوم
وَجد اگر آیم چهغم دارم که دل آوا بُوَد
ابروانشچونکمان و گیسوانش چون
کمند
دلبَردازمارخشچونقرصِماهپیدا بُوَد
مهدیِروشنضمیراِسپندبرایشدودکن
بلبلیبر شاخِ گلُ گوید که یار آنجا بُوَد
# سیدمهدی محمدی
#شاعر_دلشعری
✍☘:{@Super_poems}
📝
برای من، تو زمانی، نه روز و شب، آری
که دیگران گذرانند و ماندگار تویی...
#حسین_منزوی
✍☘:{@Super_poems}
📝
اندیشه از محیط فنا نیست هر که را
بر نقطه دهان تو باشد مدار عمر
#حافظ
✍☘:{@Super_poems}
➰
کاش میمردم
و دوباره زنده میشدم
و میدیدم که دنیا شکل دیگریست!
دنیا این همه ظالم نیست
و مردم این خسّتِ همیشگی خود را
فراموش کردهاند
و هیچکس
دور خانهاش دیوار نکشیده است.
#فروغ_فرخزاد
✍☘:{@Super_poems}
درد آشنای جان را دیگر گمان نباشد
این دردِ بیگمان را کاخرنشاننباشد
ازعاشقانِ بی دل همواره نالهداریم
باگُلرُخان چه گوییم کاینجانِ جان
نباشد
درقصهماندهایمو وینقصهبرنگوییم
شرحشنمیدهیمتاجا ومکاننباشد
سوداگرانِمرگیمتاسرنهیمرهِ دوست
رندانو زیرکانیمکینسِرّ نهان نباشد
درحلقهایمو عاشق سرگرمِ عیش و
مستی
اینعشق بیبهانه سود و زیان نباشد
ماقطعه قطعه گفتیم سربسته نامه
دادیم
مهدیرُخشنِکوییچونارغوان نباشد
#سیدمهدی محمدی
#شاعر_دلشعری
✍☘:{@Super_poems}
لحظه ها و همیشه
بلخند تلخی
در چشمانش حلقه می زد.
هوای تازه ای بیارید؛
مدایح بی حوصله از
مرثیه های خاک
گریه می کنند.
دست به دست
نامه ای به باد می دادند
از هوا و آینه ها
از نام ها و نشانه ها.
و فریاد ققنوس در باران؛
قطنامه
جنگی در پس شبستان؛ خیالی بود.
کتاب کوچه مثل خون در رگ هایش
جریان سیال را نقش می داد.
باغ آیینه در چشمان آیدای بی شاملو
مثل ابراهیمی در طوفان آتش.
ای بی آیدای سخن گوی دوران....
در پس هر آفتاب که می نگرم
نه دگر آیدای ماند و نه شاملویش...
فقط ماند نامه ای و شعری در باران
تقدیم به روح بزرگ
استاد
#احمد_شاملو
#احمد_حسنی
✍☘:{@Super_poems}
✨
میان خواب و بیداری شبی دیدم خیال او
از آنشب والهوحیران نه در خوابم نه بیدارم
#اوحدی_مراغهای
✍☘:{@Super_poems}
.
𝒀𝒐𝒖 𝒉𝒂𝒗𝒆 𝒔𝒍𝒆𝒑𝒕 𝒂 𝒕𝒉𝒐𝒖𝒔𝒂𝒏𝒅 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕𝒔 𝒇𝒐𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒂𝒌𝒆 𝒐𝒇 𝒚𝒐𝒖𝒓 𝒐𝒘𝒏 𝒔𝒆𝒍𝒇 𝒘𝒊𝒍𝒍. 𝑾𝒉𝒂𝒕 𝒐𝒇 𝒂 𝒔𝒊𝒏𝒈𝒍𝒆 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕? 𝑭𝒐𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒂𝒌𝒆 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑭𝒓𝒊𝒆𝒏𝒅 𝒔𝒍𝒆𝒆𝒑 𝒏𝒐𝒕
هزار شب تو برای هوای خود خفتی
یکی شبی چه شود از برای یار مخسب!
#مولانا
✍☘:{@Super_poems}
🌱🕊
⭕️👈تلنگر
🌺🍃🍁🍃🍂🍃🍁🍃🍂
🍃
#آنچه را ذخیره کردهای، به دست سارق ایام مسپار
مردی مزرعهای آفتابگردان کاشت و محصولش را در چند گونی ریخت و در انبار خانهاش ذخیره کرد تا نزدیک عید گرانتر شود و آنها را بفروشد.
دزدی شب به انباری او زد و تمام آفتابگردانها را برد و در ته یکی از گونیها، کمی از آفتابگردانها را رها کرد.
او دست نوشتهای به این مضمون گذاشت:
«زحمت یکسالهات برای من بود. این مقدار را هم گذاشتم، یک موقع نبری مصرفشان کنی. برو کشت کن سال بعد همین موقع باز در خدمتم!»
«هر روز فرشتهای بین زمین و آسمان ندا میدهد؛ ای مردم بسازید برای ویران شدن، و بزایید برای مردن، و بگذارید دنیا را و بگذرید از مال دنیا برای بردن.»
هرساله جمع میکنیم و دزدِ نفس با خوردن و خوابیدن؛ تمام زحماتمان را از ما میگیرد و میدزدد و ما آسوده برای سالِ بعد کار میکنیم و دو دستی نتیجۀ زحمات و تلاشمان را تحویل سارق ایام میدهیم و روزِ مرگ، میبینیم چیزی برای خودمان باقی نگذاشتهایم و دریغ از هیچ انفاق و بخشش و عمل صالحی!
✍☘:{@Super_poems}