هدایت شده از Stray cats.
خیلی وقت پیش یبار بهترین دوستم اومده بود خونمون
کل روز باهم بودیم و واقعا خوشگذشت
آخرشبش رفتیم حیاط کلیی قاصدک پیداکردیمو آرزو کردیم شب خونه ما بخوابه
و بعد کلی فوت کردن قاصدک دیگه خیالمون راحت شده بود که آرزومون برآورده میشه زنگ زدیم به مامانش،مامانش اجازه ندادبمونه و اومدن دنبالش
ازون شب دیگه هیچوقت به قاصدکها آرزونکردم")
هدایت شده از " Tears of broken memories! "
زندگی دو روزه، بیاید با پیام دادن های ریسکی و گفتنِ چرت و پرت های توی مغزمون، یک روزش کنیم.
از آدمایی که همیشه فکر میکنن مشکل اصلی واکنش توئه، نه رفتار خودشون فاصله بگیر
هدایت شده از " Tears of broken memories! "
اگه روابطِ انسانی انقدر پیچیده نبود، همین الان بهت پیام میدادم و تمامِ حرفای توی ذهنم رو بهت میگفتم، تهشم دو هزار بار مینوشتم دلم برات تنگ شده.