eitaa logo
طُهرِنَقش🎨🌱
205 دنبال‌کننده
783 عکس
181 ویدیو
0 فایل
صَبرکُن‌حافظ‌بِه‌سَختی‌رُوز و شَب عاقِبت روزی بیابی [کام] را ... طُهرِنَقش :(طُهرِ) لقب من و گویی مخفف اسمم هست و در کنار کلمه نقش به این معناست که "نقش و نگار هایی زاده مطهره" به دنیای من خوش اومدی من امیدوارم (قَلبا) حس خوب بگیری> 🌤🎨🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹️_عکاس بودن، فقط بلد بودنِ ثبت کردنِ یک تصویر نیست… عکاس بودن یعنی دیدن؛ دیدنی عمیق‌تر از آن چیزی که چشم‌های معمولی می‌بینند. یعنی میانِ هزاران لحظه‌ای که بی‌صدا از کنار آدم‌ها عبور می‌کنند، تو ناگهان بایستی و بگویی: «صبر کن… این لحظه ارزشِ ماندن دارد.» برای همین است که عکاسی، بیشتر از آن‌که کار با دوربین باشد، کار با دل است. چون دوربین به‌تنهایی هیچ‌چیز را نمی‌بیند؛ این چشم‌های پشتِ آن هستند که انتخاب می‌کنند کدام لحظه ارزشِ جاودانه شدن دارد. یک عکاس، گاهی چیزهایی را ثبت می‌کند که آدم‌ها سال‌ها بعد با دیدنشان بغض می‌کنند… چیزهایی که شاید در همان لحظه ساده و معمولی بودند، اما وقتی زمان می‌گذرد، تبدیل می‌شوند به تمامِ چیزی که از یک روز، یک آدم، یک عشق یا یک خاطره باقی مانده است. عکس‌ها شاید فقط چند ثانیه از زمان باشند، اما گاهی تمامِ یک زندگی را در خودشان نگه می‌دارند شاید عکاس‌ها بیشتر از هر کسی می‌دانند که هیچ‌چیز واقعاً تکرار نمی‌شود. نه آن نور، نه آن نگاه، نه آن آدم، نه حتی خودِ همان لحظه. برای همین عکاس، گاهی فقط دکمه‌ی دوربین را فشار نمی‌دهد؛ او به زمان می‌گوید: «صبر کن… قبل از اینکه همه‌چیز تمام شود، بگذار یک تکه از تو را برای همیشه نگه دارم.» 📸🤍 _28 مرداد روز جهانی عکاس مبارک > به همه عکاس های عزیز داخل کانالم تبریک میگم>>> واقعا هنر شما خیلی عمیق و دوست داشتنی هست> و_روز جهانی تو عکاس من>>>>
و چای دغدغه خوبیست ... در کنار فِکر وصال ،ک تو را عمیق خوب کند > پ.ن: به سمت هشتمین خورشید > ☕️🍪
_ گوشه ای از بهشت هشتم> ...
_هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است... 🌱☁️❤️‍🩹
_ هرگز نمیرد آن که بعد از انقلاب عشق بر سرزمین قلب های مردم حکومت داشت .. پ.ن: به یاد همه عزیزان و دوستان > ❤️‍🩹🌱
_ اینجا بعد از اینکه از دیدار با حضرت آقا برگشتیم ... کنار این در بعد اینکه یه عالمه خسته شده بودیم میخواستیم تیکه بدیم .. به در یه خانومه اونجا بود نشسته بود .. ازش پرسیدیم ک اینجا تیکه دادید اوکی بوده یا ن یا در باز شده چطوریه بعد این خانوم یه مکث طولانی کرد و گفت : عربی و از اینجا مشخص شد ک ایرانی نبودن و خب از اونجایی ماهم خیلییییییی مسلط بودیم میدونید ک 😅 دیگه رفتیم سراغ گوگل ترنسلیت و رفیقم اینجوی بود ک ن باید شبکه سازی کرد من اینجوری بودم بله بله شبکه سازی کن شما😂😂 خلاصه با همون آیت الله گوگل شبکه سازی کردن ... و خب در کمال قشنگی اون خانوم گفتن منزلشون کربلا هست خود کربلا.. و گفتن شما تا حالا اومدید یا ن.. و بعد گفتند ک حتما اگر اومدیم کربلا بریم منزلشون و آدرس و شماره خودشون رو دادن ... اونجا همین قاب عکس دلبر ک برای رفیقم بود .. تو دامنش بود خیلی باهاش خاطره داشت > بگردم ... بهش گفتم ک بیا و بهش هدیه بده در قبال اون دعوت و خیلی خوشحال میشه و حضرت آقا هم همینطور.. ولی خب خیلی باهاش خاطره داشت دل کندن براش یکم سخت بود اما همیشه اون چیری خیلی عزیز تره بخشش کنی .. اون حسش خیلی عمیق تر میشه .. و درنهایت تصمیم گرفت اون رو بهشون هدیه بده وقتی اون رو به خانوم داد یه موج از ذوق و اشک تو هاله چشماش نشست عکس رو بوسید و چسبوند کنج آغوشش و حسابی تشکر کرد >>> خب حقیقتا همه ما از این حس قشنگ کیف کردیم ... حالا اون همه خاطره اون قاب لبخند عشق رفت پیش معشوق رفت کربلا> :)) 🫀🥺