eitaa logo
طُهرِنَقش🎨🌱
204 دنبال‌کننده
783 عکس
181 ویدیو
0 فایل
صَبرکُن‌حافظ‌بِه‌سَختی‌رُوز و شَب عاقِبت روزی بیابی [کام] را ... طُهرِنَقش :(طُهرِ) لقب من و گویی مخفف اسمم هست و در کنار کلمه نقش به این معناست که "نقش و نگار هایی زاده مطهره" به دنیای من خوش اومدی من امیدوارم (قَلبا) حس خوب بگیری> 🌤🎨🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹کریستوفر مورلی رمز موفقیت رو اینجوری شرح میده: «هر روز چیزی رو بخون که هیچکس دیگه نمی‌خونه‌؛ به چیزی فکر کن که کس دیگه‌ای بهش فکر نمی‌کنه؛ و کاری رو بکن که هیچکس جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه. خوب نیست که ذهنتون دائما با آدم‌ها هم عقیده باشه...»🌼
🔹قرار نیست کسی نجاتم دهد، خودم باید خودم را نجات دهم. حتی باید خودم را از دست خودم نجات بدهم و خودم را وادارم که گام‌های کوچکی به جلو بردارم، همه‌ی روز، هر روز و حتی وقتی حس‌وحالش را ندارم.🌿 مل_رابینز
🔹بهترین شیوۀ زندگی آن نیست که نقشه‌هایی بزرگ برای فردایت بکشی؛ بلکه آن است که وقتی آفتاب غروب می‌کند، لذت یک روز آرام را چشیده باشی...🌻
🔹آرزوهای بزرگ داشته باشید و از آنها دست نکشید؛ همه ی امور مهم به دستِ کسانی انجام پذیرفته است که از آرزوهای بزرگ خود دست نکشیده اند.🩵
🔹زندگی كن ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ! ﺳﺨﺖ نگیر رونق عمر جهان، چند صباحی گذراست… ⸀ ☘️🕊˼ پ.ن : امروز یه خبرایی هست> ... 😁
🔹️نشست امشب ای ماه... همزمان با بزرگ داشت استاد شهریار و روز شعر و ادب فارسی... 🍀🐚
🔹با عرض معذرت از استاد شهریار بزرگ و عزیز، که منِ کوته‌نظر فراموش کردم بزرگداشت ایشان را... 🤍 خب، داستان استاد شهریار آن‌قدر عمیق و دلنشین هست که واقعاً جای سخن برای من باقی نمی‌گذارد. اما چیزی که برای من فوق‌العاده عمیق و عزیز است و در مورد استاد شهریار در دلم مانده، این است که در پست بعدی، داستان شعر معروفشان را می‌گذارم؛ داستانی که واقعاً من را شگفت‌زده کرده است. اما چیزی که در دل من برای گفتن بود، این است که نمی‌دانم... ولی این ذوق هنری، این شوق و این شور برای بیان کلمات، حدوداً از دوازده، سیزده‌سالگی در درون من شروع شد. حقیقتاً آن زمان کلمات من خیلی خام و ابتدایی بودند، اما یک هیجان عظیمی در درونم بود که این‌ها را بنویسم، این‌ها را لیست کنم و به جا بگذارم. این را خیلی دوست داشتم؛ اینکه مدام بنویسم و مدام چیزی را که در درونم هست، بیان کنم. البته قبل‌تر از آن هم، خیلی یادم هست که در دوران ابتدایی دوست داشتم همه‌چیز را خیلی عمیق تشبیه کنم؛ همه‌چیز را خیلی تخیلی، خیلی شاعرانه و با تصویر بگویم. و خب، این علاقه درون من دیده می‌شد. معلم‌هایم این را می‌دیدند و می‌گفتند که انشاهای خیلی خوبی می‌نویسم. یا مثلاً همیشه شعرهای فارسی را خیلی دوست داشتم و دوست داشتم یک شعر را سر کلاس بخوانم. این علاقه به شعر و نوشتن، از همان ابتدای کودکی، به لطف خدا در درون من نهادینه شد و این برای من واقعاً چیز دوست‌داشتنی‌ای بود. خدا را شاکرم که این نعمتِ قلم به دست گرفتن را به من داد. از نظر خودم، این یک نعمت خیلی عمیق است؛ چون همه‌ی انسان‌ها می‌توانند بنویسند، اما یک سری از آدم‌ها هستند که می‌توانند شاعرانه بنویسند؛ می‌توانند کلام را تغییر بدهند و از نثر، چیزی شبیه شعر بسازند؛ جوری که سوزناک‌تر، عمیق‌تر، روان‌تر، دلنشین‌تر و حال‌خوب‌کن‌تر باشد. به نظرم این واقعاً چیز قشنگی هست. و خب، خوشحالم که می‌توانم روز شعر و ادب را به خودم تبریک بگویم و بگویم که خوشحالم از اینکه در این مسیرم؛ مسیر قلم را دارم. شاید کوتاه و کوچک باشد، اما هست؛ و این را مدیون خدا هستم. 🤍 یکی از شاعرانی که خیلی دوستش دارم، استاد شهریار عزیز هست. آن داستان و روایتی که پشت آن شعر معروفشان، «علی ای همای رحمت»، قرار دارد، واقعاً من را شگفت‌زده کرده. به نظرم آن عشق عمیقی که آقای شهریار درون خودش داشت، آن عشق شعله‌ور، به چنین جایی رسید و حاصلش چیزی شد که واقعاً عمیقاً زیباست. این برای من خیلی دوست‌داشتنیه. امیدوارم که حضرت علی (ع) هم به عزیز بودن استاد شهریار براشون یک نگاهی هم به ما بکنند... 🤍 و تمام. 🔹خبر امروز هم این بود که یک دورهمی بود برای شاعران؛ یک دورهمی دلنشین، برای اینکه فقط شعر بخوانیم؛ برای حال خوبمان، برای حال خودمان... 🌱📖