eitaa logo
طُهرِنَقش🎨🌱
203 دنبال‌کننده
783 عکس
181 ویدیو
0 فایل
صَبرکُن‌حافظ‌بِه‌سَختی‌رُوز و شَب عاقِبت روزی بیابی [کام] را ... طُهرِنَقش :(طُهرِ) لقب من و گویی مخفف اسمم هست و در کنار کلمه نقش به این معناست که "نقش و نگار هایی زاده مطهره" به دنیای من خوش اومدی من امیدوارم (قَلبا) حس خوب بگیری> 🌤🎨🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹با عرض معذرت از استاد شهریار بزرگ و عزیز، که منِ کوته‌نظر فراموش کردم بزرگداشت ایشان را... 🤍 خب، داستان استاد شهریار آن‌قدر عمیق و دلنشین هست که واقعاً جای سخن برای من باقی نمی‌گذارد. اما چیزی که برای من فوق‌العاده عمیق و عزیز است و در مورد استاد شهریار در دلم مانده، این است که در پست بعدی، داستان شعر معروفشان را می‌گذارم؛ داستانی که واقعاً من را شگفت‌زده کرده است. اما چیزی که در دل من برای گفتن بود، این است که نمی‌دانم... ولی این ذوق هنری، این شوق و این شور برای بیان کلمات، حدوداً از دوازده، سیزده‌سالگی در درون من شروع شد. حقیقتاً آن زمان کلمات من خیلی خام و ابتدایی بودند، اما یک هیجان عظیمی در درونم بود که این‌ها را بنویسم، این‌ها را لیست کنم و به جا بگذارم. این را خیلی دوست داشتم؛ اینکه مدام بنویسم و مدام چیزی را که در درونم هست، بیان کنم. البته قبل‌تر از آن هم، خیلی یادم هست که در دوران ابتدایی دوست داشتم همه‌چیز را خیلی عمیق تشبیه کنم؛ همه‌چیز را خیلی تخیلی، خیلی شاعرانه و با تصویر بگویم. و خب، این علاقه درون من دیده می‌شد. معلم‌هایم این را می‌دیدند و می‌گفتند که انشاهای خیلی خوبی می‌نویسم. یا مثلاً همیشه شعرهای فارسی را خیلی دوست داشتم و دوست داشتم یک شعر را سر کلاس بخوانم. این علاقه به شعر و نوشتن، از همان ابتدای کودکی، به لطف خدا در درون من نهادینه شد و این برای من واقعاً چیز دوست‌داشتنی‌ای بود. خدا را شاکرم که این نعمتِ قلم به دست گرفتن را به من داد. از نظر خودم، این یک نعمت خیلی عمیق است؛ چون همه‌ی انسان‌ها می‌توانند بنویسند، اما یک سری از آدم‌ها هستند که می‌توانند شاعرانه بنویسند؛ می‌توانند کلام را تغییر بدهند و از نثر، چیزی شبیه شعر بسازند؛ جوری که سوزناک‌تر، عمیق‌تر، روان‌تر، دلنشین‌تر و حال‌خوب‌کن‌تر باشد. به نظرم این واقعاً چیز قشنگی هست. و خب، خوشحالم که می‌توانم روز شعر و ادب را به خودم تبریک بگویم و بگویم که خوشحالم از اینکه در این مسیرم؛ مسیر قلم را دارم. شاید کوتاه و کوچک باشد، اما هست؛ و این را مدیون خدا هستم. 🤍 یکی از شاعرانی که خیلی دوستش دارم، استاد شهریار عزیز هست. آن داستان و روایتی که پشت آن شعر معروفشان، «علی ای همای رحمت»، قرار دارد، واقعاً من را شگفت‌زده کرده. به نظرم آن عشق عمیقی که آقای شهریار درون خودش داشت، آن عشق شعله‌ور، به چنین جایی رسید و حاصلش چیزی شد که واقعاً عمیقاً زیباست. این برای من خیلی دوست‌داشتنیه. امیدوارم که حضرت علی (ع) هم به عزیز بودن استاد شهریار براشون یک نگاهی هم به ما بکنند... 🤍 و تمام. 🔹خبر امروز هم این بود که یک دورهمی بود برای شاعران؛ یک دورهمی دلنشین، برای اینکه فقط شعر بخوانیم؛ برای حال خوبمان، برای حال خودمان... 🌱📖
🔹آیت‌الله مرعشی نجفی نقل می‌کنند که شبی در خواب، در مسجد کوفه و در محضر امیرالمؤمنین(ع) بودند. حضرت شاعران اهل‌بیت را فراخواندند و پس از شاعران عرب و فارسی‌زبان، فرمودند: «شهریار ما کجاست؟» شهریار حاضر شد و به دستور حضرت، غزل «علی ای همای رحمت» را خواند. پس از پایان شعر، آیت‌الله مرعشی از خواب بیدار شدند و چون شهریار را پیش‌تر ندیده بودند، درباره او پرس‌وجو کردند و از وی خواستند به قم بیاید. وقتی شهریار آمد، ایشان متوجه شدند همان فردی است که در خواب دیده بودند. آیت‌الله مرعشی از شهریار پرسیدند این شعر را چه زمانی سروده است. شهریار با تعجب پرسید از کجا از این شعر خبر دارند، زیرا آن را به کسی نشان نداده و درباره‌اش با کسی صحبت نکرده بود. سپس ماجرای خواب برای او نقل شد. شهریار زمان و ساعت سرودن شعر را گفت و مشخص شد همان ساعتی که او آخرین مصرع شعر را سروده، آیت‌الله مرعشی آن خواب را دیده بودند. آیت‌الله مرعشی بعدها می‌گفتند که یقیناً در سرودن این غزل به شهریار الهام شده است. استاد شهریار بزرگ نظر کرده مولا علی (ع) هستند > داستان دقیق و کامل ترش و میتونید سرچ کنید و مطالعه کنید 🪴☕️
🔹اگر تصمیمی که دوست داشته باشی را انتخاب نکنی و آن را عملی نکنی تصمیم دیگری که دوست نداری برتو تحمیل خواهد شد . انتخاب راهی که می روی با توست . 🌻
🔹گاهی لازم است به جای پرسیدنِ «چرا این اتفاق افتاد؟»، از خودمان بپرسیم: «حالا با این اتفاق، چگونه می‌توانم بهتر ادامه دهم؟» . . .
🔹شاید امروز اتفاق بزرگی نیفته، اما ممکنه یک اتفاق کوچیک دلت رو به زندگی گرم‌تر کنه؛ همین برای شروعِ یک روز خوب کافیه 🪻🫧
_ ته شهریور 405 _با یکی یدونه>>>>> ☘️🎀🥹🧋