🔹آیتالله مرعشی نجفی نقل میکنند که شبی در خواب، در مسجد کوفه و در محضر امیرالمؤمنین(ع) بودند. حضرت شاعران اهلبیت را فراخواندند و پس از شاعران عرب و فارسیزبان، فرمودند: «شهریار ما کجاست؟» شهریار حاضر شد و به دستور حضرت، غزل «علی ای همای رحمت» را خواند.
پس از پایان شعر، آیتالله مرعشی از خواب بیدار شدند و چون شهریار را پیشتر ندیده بودند، درباره او پرسوجو کردند و از وی خواستند به قم بیاید. وقتی شهریار آمد، ایشان متوجه شدند همان فردی است که در خواب دیده بودند.
آیتالله مرعشی از شهریار پرسیدند این شعر را چه زمانی سروده است. شهریار با تعجب پرسید از کجا از این شعر خبر دارند، زیرا آن را به کسی نشان نداده و دربارهاش با کسی صحبت نکرده بود. سپس ماجرای خواب برای او نقل شد.
شهریار زمان و ساعت سرودن شعر را گفت و مشخص شد همان ساعتی که او آخرین مصرع شعر را سروده، آیتالله مرعشی آن خواب را دیده بودند. آیتالله مرعشی بعدها میگفتند که یقیناً در سرودن این غزل به شهریار الهام شده است.
استاد شهریار بزرگ نظر کرده مولا علی (ع) هستند >
داستان دقیق و کامل ترش و میتونید سرچ کنید و مطالعه کنید
🪴☕️
🔹اگر تصمیمی که دوست داشته باشی را انتخاب نکنی و آن را عملی نکنی
تصمیم دیگری که دوست نداری برتو تحمیل خواهد شد .
انتخاب راهی که می روی با توست . 🌻
🔹گاهی لازم است به جای پرسیدنِ «چرا این اتفاق افتاد؟»،
از خودمان بپرسیم: «حالا با این اتفاق، چگونه میتوانم بهتر ادامه دهم؟»
.
.
.