🔹سخته، ولی هر بار که ادامه میدی،
ثابت میکنی از چیزی که فکر میکردی قویتر هستی>
🪽🤍✨
🔹از نوسان میان امید و ناامیدی که گذشتی، تنها چیزی که میماند «حیرت» است؛
حیرت در برابر نمایشنامهای که نویسندهاش را نمیشناسی و پایانش را نمیدانی.
حیرت؛ لحظهای که ذهن از برچسبزدن خسته میشود و وجود به تماشای بازی زندگی خیره
.💫🫀
🔹هر آنچه دلت را به شوق می آورد، تجربه کن؛
که هیچکس در پایان راه،
پاسخگوی رویاهای نزیسته ات نخواهد بود...!!!
☁️🪴
🔹تمامی ترس های ما
از عدم آگاهی نشات میگیرد!
مثلا از "تاریکی" میترسیم؛
چون نمیدانیم چه چیزی در آن محیط تاریک انتظارمان را میکشد!!
این هراس دربارهی کسانی که دوستشان داریم هم صدق می کند.
ما از ، از دست دادن میترسیم،
چون نمیدانیم چه حسی به ما دارند!!¡🌿
دینو بوتزاتی✨
🔹خوشبختی سه قانون دارد :
فراموش کردن تلخی های دیروز
غنیمت شمردن شیرینی های امروز
امیدواری به فرصت های فردا...🍃
🔹یادت نره که تو یه انسانی. طبیعیه که کم بیاری و جا بزنی.
فقط جوری نباشه که زانوی غم بغل بگیری و یه گوشه توی لاک خودت بری.
هر چی تو دلت هست رو بریز بیرون
و دوباره روی مسیری که برات رقم خورده تمرکز کن!
☕️🌼
من و دوخت؛ یک رابطهی پرتنش!
وقتی وارد رشتهام شدم، دوخت اصلاً جزو اهدافم نبود. نهتنها بهش علاقهای نداشتم، بلکه ازش فراری بودم! اما خب، وقتی وارد رشتهی طراحی لباس میشی، باید دوخت رو هم بگذرونی.
دوخت برای من انقدر سخته که حاضرم استاد طراحیام نقص کنه و بگه برو صد تا، حتی پنجاه تا از این طرح بکش و بیار؛ اما مجبور نباشم الگو بکشم و پای چرخ خیاطی بشینم! 😂
حالا که این ترمای آخره و همچنان با دوخت مشکل دارم، تصمیم گرفتم امروز سر کلاس با استاد معامله کنم!
🤝 پیشنهاد معامله!
امروز به استاد گفتم:
«استاد، بیاین با هم معامله کنیم! شما یه لباس، هر لباسی ک دوست دارید ، بیارین؛ من هر نقاشیای که بخواین با بهترین کیفیت روش اجرا میکنم، در عوض شمافقط یدونه کار دوخت رو از من قبول کنین!»
استاد خندیدن و گفتن:
«روی پیشونی من نوشته معاملهگر، معاملهشونده؟ معامله میکنم؟! دانشجوهای من رو ببینین؛ همهشون اهل معاملهان! یکی میگه بیام برات تولید محتوا کنم که دوخت نکنم، یکی میگه بیام برات نقاشی پارچه بکشم!
و در نهایت، استاد با یه تشکر، معامله رو رسماً کنسل کردن و گفتن:
«برو و بدوز!» 😂😭
و اینطوری بود که معاملهی من با موفقیت شکست خورد! 🙂💔