هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬❃
✫⇠ #دختر_شینا
✫⇠قسمت :4⃣5⃣1⃣
#فصل_پانزدهم
اگر آن ها نباشند، تو به این راحتی می توانی بچه ات را بغل بگیری و شیر بدهی؟!»
از صدای صمد مهدی که داشت خوابش می برد، بیدار شده بود و گریه می کرد. او را از بغلم گرفت، بوسید و گفت: «اگر دیر آمدم، ببخش بابا جان. عملیات داشتیم.»
خواهرم آمد توی اتاق گفت: «آقا صمد! مژدگانی بده، این دفعه بچه پسر است.»
صمد خندید و گفت: «مژدگانی می دهم؛ اما نه به خاطر اینکه بچه پسر است. به این خاطر که الحمدلله، هم قدم و هم بچه ها صحیح و سلامت اند.»
بعد مهدی را داد به من و رفت طرف خدیجه و معصومه. آن ها را بغل گرفت و گفت: «به خدا یک تار موی این دو تا را نمی دهم به صد تا پسر. فقط از این خوشحالم که بعد از من سایة یک مرد روی سر قدم و دخترها هست.»
لب گزیدم. خواهرم با ناراحتی گفت: «آقا صمد! دور از جان، چرا حرف خیر نمی زنید.»
صمد خندید و گفت: «حالا اسم پسرم چی هست؟!»
معصومه و خدیجه آمدند کنار مهدی نشستند او را بوسیدند و گفتند: «داداس مهدی.»
چهار پنج روزی قایش ماندیم. روزهای خوبی بود. مثل همیشه با هم می رفتیم مهمانی. ناهار خانة این خواهر بودیم و شام خانة آن برادر. با اینکه قبل از آمدن صمد، موقع ولیمه مهدی، همة فامیل ها را دیده بودم؛ اما مهمانی رفتن با صمد طور دیگری بود.
ادامه دارد...✒️
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
❃↫✨« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »✨↬❃
✫⇠ #دختر_شینا
✫⇠قسمت :5⃣5⃣1⃣
#فصل_پانزدهم
همه با عزت و احترام بیشتری با من و بچه ها رفتار می کردند. مهمانی ها رسمی تر برگزار می شد. این را می شد حتی از ظروف چینی و قاشق های استیل و نو فهمید.
روز پنجم صمد گفت: «وسایلت را جمع کن برویم خانة خودمان.» آمدیم همدان. چند ماه بود خانه را گذاشته و رفته بودم. گرد و خاک همه جا را گرفته بود. تا عصر مشغول گردگیری و رُفت و روب شدم. شب صمد خوشحال و خندان آمد. کلیدی گذاشت توی دستم و گفت: «این هم کلید خانة خودمان.»
از خوشحالی کلید را بوسیدم. صمد نگاهم می کرد و می خندید. گفت: «خانه آماده است. فردا صبح می توانیم اسباب کشی کنیم.» فردا صبح رفتیم خانة خودمان. کمی اسباب و اثاثیه هم بردیم. خانة قشنگی بود. دو اتاق خواب داشت و یک هال کوچک و آشپزخانه. دستشویی بیرون بود سر راه پله ها؛ جلوی در ورودی. امّا حمام توی هال بود. از شادی روی پایم بند نبودم. موکت کوچکی انداختم توی حیاط و بچه ها را رویش نشاندم. جارو را برداشتم و شروع کردم به تمیز کردن. خانه تازه از دست کارگر و بنا درآمده بود و کثیف بود. با کمک هم تا ظهر شیشه ها را تمیز کردیم و کف آشپزخانه و هال و اتاق ها را جارو کردیم.
عصر آقا شمس الله و خانمش هم آمدند. صمد رفت و با کمک چند نفر از دوست هایش اسباب و اثاثیة مختصری را که داشتیم آوردند و ریختند وسط هال. تا نصف شب وسایل را چیدیم.
ادامه دارد...✒️
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌴 #معاد_شناسی🌴 5⃣
💥 #گردنه_های_قیامت💥
👈 خروج از قبر 👉
✅🌴برای آشنا شدن با چگونگی خروج از قبر و ورود به محشر به ماجرای زیر توجه بفرمایید :👇
💬🖍نتیجه ی شاد کردن مومن
روز قیامت ؛ تاریک وظلمانی است ،نورآن بستگی به انسان های نورانی دارد،
بعضی انسانها به خاطر اعمال نیکشان ،
از جانب پیشانی یا طرف راست ،نورافشانی می کنند
چنان که این مطلب در قرآن آمده است ۰
🌴📚امام صادق علیه السلام فرمود:
وقتی که خداوند مومن را از قبرش خارج سازد،تمثالی با اوخارج شود و پیش روی او حرکت کند،
⬅️🌴 در مسیر راه وقتی که مومن یکی از امور هراسناک قیامت را می نگرد ،
😊تمثال به او می گوید:
🍃✨نترس وغم مخور ✨🍃
تورا به شادی ووکرامت خداوند متعال مژده باد ۰
⭕️👈تا این که خداوند آن مومن را به آسانی حسابرسی کند ،
آنگاه به او فرمان رفتن به سوی بهشت می دهد ،
🌕⭕️آن مومن در مسیر راه بهشت ؛ همان تمثال را می نگرد،
😊👈مومن به اومی گوید:
به راستی تو چه شخص خوبی هستی ،از قبر همراه من بیرون آمدی وهمه جا همدم من هستی وهمواره مرا به شادی مژده می دهی🌧🌧🌹
واز کرامت الهی سخن می گویی؟!
🌹😊توکیستی ؟
آن تمثال در پاسخ می گوید :
▫️اَنَا السُّرُورُ الَّذِی کُنْتَ اَدخَلْتَ عَلی اَخیکَ الْمُومِن فِی الدُّنیا
🔸من شادی هستم که در دنیا به برادر مومنت رسانیدی ،
خداوند متعال مرا از آن شادی آفرید
📢 تا به تو مژده دهم👏🌸
📚🌴برگرفته از کتاب
گردنه های قیامت
✅محمد ی اشتهاردی
🌴🌾ادامه دارد ۰۰۰۰
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت
🌸🌺🥀🌹🌺🥀🌸🌼🌺🥀🌹🌺
این قسمت دشت هاے سوخته
فصل هشتم
قسمت 0⃣5⃣1⃣
به مرز نرسیده بودند دشمن عقب نشینی کرد👌
در محور شمالی هم نیروهای عراق که بین نیروهای فتح و قدس محاصره شده بودند سریع عقب نشینی کردند تا تمام توانشان را برای محافظت از خرمشهر شلمچه و بصره و پادگان حمید کاملا آزاد شدند 👌
عراقی ها برای دفاع از خرمشهر و مقابله با نیروهای ایرانی تمام نیروی خود را در شهر متمرکز کردند🌹
استحکامات محافظ شهر را طی چند روز چند برابر کردند به رغم گرمای شدید اردیبهشت در خوزستان و خستگی رزمندگان نیروهای ایرانی مرحله سوم عملیات آزادسازی خرمشهر را شب نوزدهم اردیبهشت شروع کردند👌
به علت حجم بالای آتش دشمن و تعداد بسیار زیاد نیروهایشان در این مرحله تعداد بسیاری از نیروهای ایران شهید یا مجروح شدند😭😢
اما پیشروی قابل توجهی انجام نشد حتی عراق بعضی جا ها را که در مرحله قبل از دست داده بود پس گرفتند .😔
فرماندهان روزهای سختی را گذراندند اما بر بررسی های بسیار طرح مرحله چهارم عملیات را که هجوم نهایی به خرمشهر بود آماده کردند 👌
رمقی نمانده بود امیدها به خدا بود و جبهه های سرشار از مناجات و دعا برای آزادی خرمشهر در مرحله سوم عملیات بیت المقدس.👌
تا به خودمان آمدیم دیدیم از زمین و هوا آتش بر سرمان می ریزد حتی با توپ های چهار لول ضد هوایی بچه ها را می زدند خدا می داند چه لحظاتی بود بالای خاکریز پایین خاکریز وسط خاکریز سینه خیز یا زیگزاک👌😢
هر طور میخواستی حرکت کنی میزدنت😢 صحنه عجیبی بود و جز با یاد خدا نمی توانستی التهاب و هیجانات روحی و جسمی خود را کنترل کنی تیر مستقیم تانک های عراقی از چهار رزمنده که کنار هم بودند چیزی باقی نگذاشته بود😢
ادامه دارد...😢
ادامه این داستان ان شاالله فردا در کانال تخصصی شهید همت
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
❣﷽❣
2⃣5⃣#سبک_زندگی_قرآنی✨
🚫 وای بر نماز گزارانی که...
◀️ فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ (ماعون/۴) الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ (ماعون/۵)
👈 وای بر نماز گزارانی که از نمازشان غافلند، و در نماز خود سهل انگاری میکنند.
💦🌾💦🌾💦🌾💦🌾
✍ تأمل کن برادر و خواهرم!
قرآن درباره کسانی که در #نماز خود سهل انگارند، و نماز را از اوّل وقتش به تاخیر میاندازند، اینگونه میفرماید.
✍ پس حال کسی که اصلاً نماز نمیخواند چگونه است؟
❌ هيچ عبادتى به اندازه نماز تبليغات ندارد.
🔸 ️در هر شبانه روز پنج نماز واجب
داريم، و در هر نمازى سفارش به اذان و اقامه شده است.
🔸 یعنی روزی پنج اذان و پنج اقامه داریم. بنابراین در طول یک روز جمعاً:
🔹 بيست مرتبه (حَىَّ عَلَى الصَّلوة)
🔹 بيست مرتبه (حَىَّ عَلَى الفلاح)
🔹 بيست مرتبه (حَىَّ عَلَى خَيرِ العَمَل)
🔹 و ده مرتبه (قَد قامَتِ الصَّلوة)
مىگوئيم.
🔸یعنی هر مسلمانى در هر شبانه روز، هفتاد مرتبه با كلمه "حَیَّ عَلی" (یعنی بشتاب بسوی)، به خود و ديگران، تلقين شتاب به سوى نماز مىكند.
🔸 براى انجام هيچ عبادتى اين همه هياهو و تشويق وارد نشده است؛ به خصوص كه سفارش شده اذان را بلند و با صداى زيبا بگوئيد.
#نماز_خوب_بخوانیم
🔸 نماز در راءس همه عبادات است..
#ادامه_دارد...
🍃🌹🍃🌹
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
2479890913.mp3
13.53M
°•|☃ |•° #فایل_صوتی ❣
#مقام_عرشی_حضرت_زهرا "س" 10
✨بزرگترین آموزهی حضرت زهرا "س"، برای شیعیان این بود؛
اگر #ولایت درخطر افتاد،
و تو میان ولایت و حتی "یک صورت مقدس" "مخیّر شدی؛ باید دفاع از ولایت را برگزینی!
✦ دفاعی که،
نه جنسیّت، نه بیماری، نه سن و سال و ... هــرگز مانع آن نیست!
#استاد_شجاعی 🎤
❁➻➻❁➻➻❁➻➻❁
❄️ #ڪپےباذڪرصلوات ❄️
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
ی عکس فوق العاده از
شهید محمد ابراهیم همت فرمانده لشگر۲۷
شهیداسماعیل لشگری:فرمانده سابق گردان عمار
شهیداحمدپلارک:گردان عمار گروهان شهید بهشتی
پ.ن:شهید پلارک مزارشون تو بهشت زهرا(س)در قطعه ۲۶هست.🌹شهید لشگری هم در قطعه۲۴هستند.
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌴 #معاد_شناسی🌴 6⃣
💥 #گردنه_های_قیامت💥
👈 خروج از قبر 👉
💬🖍 ماجرای پوشش ازبرهنگی قیامت
☑️ عمار یاسر از پیامبر پرسید چرا باعمامه ولباس خود فاطمه بنت اسد را کفن کردید ؟
🔘🍃پیامبر گفت: روزی با اودر باره ی برهنه بودن مردم روزقیامت (پس از خروج ازقبر ) صحبت کردم ،فاطمه بنت اسد نگران شد ، وهمواره ازخدا می خواست پوشیده از قبر خارج شود،با لباس خودم اورا کفن کردم، تادر قیامت پوشیده شودوکفنش نپوسد،
👈 وچون از سوال قبر می ترسید ،در قبرش خوابیدم،خداوند دریچه ای از بهشت به قبر او گشودوقبراو باغی از باغهای بهشت گردید۰
🌴✅سوگند به خداوندی که جانم در دست اوست از قبر او خارج نشدم مگر اینکه دو چراغ درخشان در کنار سر ،ودو چراغ روشن در کنار پاهاش دیدم۰ ودو فرشته نگهبان برقبراودیدم که برای او تا روز قیامت طلب آمرزش وافزایش درجات می کنند۰
📚🌴برگرفته از کتاب
گردنه های قیامت
✅محمد ی اشتهاردی
🌴🌾ادامه دارد ۰۰۰۰
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
❣﷽❣
3⃣5⃣#سبک_زندگی_قرآنی✨
#حتما_بخونید
✍هیچ میدانید که در هر لحظه و هر زمان چهار دوربین زنده در حال فیلمبرداری از زندگی ما
هستندکه قرار است روزی در قیامت تمام زندگی
ما را به نمایش بگذارند؟
1⃣👈 *دوربین اول* خود خدا است.
أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَری؛ آیه 14 سوره علق
آیا انسان نمیداند که خدا او را نگاه میکند؟
2⃣👈*دومین دوربین*ملائک مقرب خدا
مايَلْفِظُمِنْقَوْلٍ إِلاَّلَدَيْهِرَقيبٌعَتيد 18سوره قاف
ازشما حرکتی سرنمیزند مگر اینکه دو مأمور در حال نوشتن آن هستند
3⃣👈 *سومین دوربین* زمین است.
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها؛ آیه 4 سوره زلزال
در آنروز زمین هرچیزی که دیده را بیان میکند.
4⃣👈*چهارمین دوربین* اعضاوجوارح ما
تُكَلِّمُناأَيْدِيهِمَْتَشْهَدُأَرْجُلُهُمْكانُوايَكْسِبُون 65 یس
درآنروز دستها و پاها شهادت میدهند که چه کاری کردهاند
#ادامه_دارد...
🍃🌹🍃🌹
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت
🌺🥀🌼🌸🌺🥀🌼🌸🌺🥀🌼🌸
این قسمت دشت هاي سوخته
فصل هشتم
قسمت 1⃣5⃣1⃣
هم حاج احمد و هم حاج همت اصرار داشتند که تجربه عملیات فتح المبین را در تصرف توپخانه دشمن در عملیات بیتالمقدس هم باید تکرار کنند 👌
به همین دلیل گردان سلمان ماموریت یافت که این کار دشوار را به نتیجه برساند اما دشمن این بار هوشیار تر از قبل بر مسیر آنها موانع و تله های هولناکی گذاشته بود به صورتی که امکان پیشروی آنها را گرفته بود😢😢
به علاوه مسیر هم طولانی و بسیار پیچیده تر از قبل بود بعد از آنکه نیروهای قرارگاه نصر و فتح نتوانستند به یک دیگر بپیوندد نیروهای گردان سلمان در محاصره شدید عراقی ها به نبرد تن به تن با آنها پرداختند و به هر صورتی که بود جاده اهواز خرمشهر را حفظ کردند😌 پس از آن که نیروهای گردان به جاده خرمشهر اهواز رسیدند دشمن راه را بر آنها بست و درگیری سختی میان دو طرف در گرفت 😢
گردان انصار و گردان حمزه نه راه پس داشتند و نه راه پیش 😔
ماندنشان نیز بستگی به احداث یک خاکریز هلالی شکل داشت 😔
نیروها بتوانند در پناه آن دوام بیاورند همزمان با حرکت گردان های رزمی نیروهای مهندسی توپ نیز وارد عمل شدند یکی از سختترین کار آنها در عملیات بیت المقدس زدن همین خاکریز بود زیرا خاکریز را میبایست در فاصله کمتر از ۱۰۰ متر از موانع دشمن احداث می کردند 😢😢
و این در حالی بود که رگبار مستقیم تیربارهای دشمن بلدوزر و نیروهای حاضر در صحنه را مورد هدف قرار می دادند میگویند مقاومت حسین قجه ای و نیروهای او در نبرد تن به تن با عراقی ها حکایت عجیبی است👌
و کار کردن نیروهای مهندسی تیپ در زیر آتش دشمن برای احداث خاکریز حکایتی عجیب تر 🤔
نبرد گردان سلمان با عراقی ها تن به تن بود و هر لحظه یکی از نیروهای این گردان با تیر دشمن نقش زمین میشد😢😭
از آن سو هر راننده ای که بالای بلدوزر می رفت و قسمتی از خاکریز را می زد هدف گلوله عراقی ها قرار می گرفت و به شهادت می رسید 😢😭
بلدوزرها اتش میگرفت وتن نیروها می سوخت ولی دست از کار😢😭😢
ادامه دارد...😭
ادامه این داستان ان شاالله فردا در کانال تخصصے شهید همت👌
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
هدایت شده از °•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌴 #معاد_شناسی🌴 7⃣
💥 #گردنه_های_قیامت💥
👈 خروج از قبر 👉
🌕🕊۰۰۰۰شکوه شهیدان۰۰۰۰🕊🌕
↩️اهل محشر می بینند که گروهی با چهره های شکوه مند ونورانی از قبرها خارج شده وبه سوی صحنه ی محشر
در حرکتند ،از دیدار چهره ی زیبای انها شگفت زده می شوند ۰
❇️خدایا اینها کیستند که این همه با شکوه ودرخشان هستند ؟!
به به چه چهره های ملکوتی
و خیره کننده ای
📣🌙اهل محشر به چهره ی این راد مردان می نگرند تا این که به فردوس بهشت روانه می شوند
و همنشین پیامبر اسلام وابراهیم خلیل گشته ودر کنار سفره ی جاویدان بهشت در مقام بسیار ارجمند نشسته ؛
🖍👌 آنچنان مقامشان عظیم است
که همسایگان آنان در دنیا ؛
در آنجا باهم بحث می کنن،
😊یکی می گوید : خانه ی من نزدیکتر به خانه ی شهید بود
☺️دیگری می گوید خانه ی من نزدیکتر بود ۰
🥀🕊آن شهیدان والا مقام
هر روز صبح وشام به عظمت خدا نگاه می کنند
وخداوند برای آنها متجلّی می شود۰
📚🌴برگرفته از کتاب
گردنه های قیامت
✅محمد ی اشتهاردی
🌴🌾ادامه دارد ۰۰۰۰
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f