eitaa logo
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
192 دنبال‌کننده
167 عکس
166 ویدیو
2 فایل
حکایتِ من و باران که می‌گریست یکی‌ست: «از آسمان به زمین، کرده‌اند تبعیدم...» 'به یادِ سیدِ شهیدانِ اهلِ قلم: دوربینی در دست و قلمی میانِ انگشت و روحی دلتنگ...' [ https://abzarek.ir/service-p/msg/3011828 ] فقـط فـوروارد*
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از مـحیـٰا ؛
حکایتِ‌من و باران ك می‌گریست یکی‌ست از آسـمان به زمـین ؛ کـرده‌انـد تـبعیدم : )
شب ز نورِ ماه، رویِ خویش را بیند سپید من شبم، تو ماهِ من، بر آسمان بی‌من مرو ..
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
-
چه جوانانی اسماعیل، چه جوانانی .. بسیاری‌شان هنوز صورتِ عشق را به سینه نفشرده‌اند :))
و حسین[علیه‌السلام] جدش را به‌خواب دید. محزون و غمین. نگاهی به قامتش انداخت و فرمود. «أخرج فإن الله اراد أن یراک قتیلا.» خارج شو؛ که خدایت اراده کرده تو را کشته‌شده ببیند. همین.
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
و حسین[علیه‌السلام] جدش را به‌خواب دید. محزون و غمین. نگاهی به قامتش انداخت و فرمود. «أخرج فإن الله
از روزی که تو رفتی، دیگر هیچ‌چیز مرا نمی‌ترساند... حالا می‌فهمم، این‌که آدم‌ها می‌گویند «دیگر هیچ‌چیز برایِ از دست‌دادن ندارند» یعنی چه...