دیگه نمیخوای بشینی گوشهی حسینیه صورتتو با دستت بپوشونی و اشک بریزی؟
امروز تو حرم داشتن میگفتن این دنیا اشک های امامحسن وقتی تو کوچه مادرشو کتک میزدن به خودش دیده... میخ خونی دیده... آستین به دهن گریه کردن بچهای حضرت زهرارو دیده... این دنیا هق هق های علی تو چاه های اطراف مدینه دیده... ۲۵ سال خونه نشینی امیرالمؤمنین رو دیده... این دنیا «السلام علیک یا مذل المؤمنین»ی که به امامحسن میگفتن دیده... این دنیا عاشورا دیده... تشنگی بچهی ۶ ماهه دیده... از شدت تشنگی شکم روی خاک مالیدن ذریه های حضرت زهرا رو دیده... این دنیا جون دادنِ جوون تو بغل باباشو دیده...«جوانانِ بنیهاشم بیایید، علی را بر در خیمه رسانید» دیده... این دنیا دستای بریده عباس دیده... خجالت کشیدن علمدار دیده... این دنیا دیده بالا سر اباالفضل امام حسین مثل بچهای کوچیک اشکاشو با آستیناش پاک میکرد... این دنیا وداعِ خواهر با برادر دیده... این دنیا «خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه» دیده... این دنیا مقطعالاعضا شدن و ذبح کردنِ امامِ معصوم دیده... به اسارت رفتنِ بچهای پیامبر رو دیده... کتک زدن بچهی سه ساله دیده... زخم شدن دست و پای دردونهی امام حسین رو خاکای داغ بیابون دیده... سرِ بابا بغل دختر ۳ سالهش دیده... دق کردنِ بچهی ۳ ساله دیده...