eitaa logo
«اعترافات‌ِیک‌تبعیدی»
194 دنبال‌کننده
170 عکس
168 ویدیو
2 فایل
حکایتِ من و باران که می‌گریست یکی‌ست: «از آسمان به زمین، کرده‌اند تبعیدم...» 'به یادِ سیدِ شهیدانِ اهلِ قلم: دوربینی در دست و قلمی میانِ انگشت و روحی دلتنگ...' [ https://abzarek.ir/service-p/msg/3011828 ] فقـط فـوروارد*
مشاهده در ایتا
دانلود
آبرویِ ام بنین و...
آینه‌ی مرتضی اباالفضل...
حسین نگاه می‌کرد به چشماش...
زینب دعا می‌خوند تو گوشش...
لباسِ رزمشو تنش کرد، یه مشکِ خالی رویِ دوشش...
لالاییِ رباب این شد... بخواب مادر دورت بگرده... چشماتو روی هم بذاری، عموت با آب برمیگرده... 😭😭😭
کسی نمونده تویِ دنیا، مرامشو ندیده باشه...
فرات از اینجا خیلی دور نیست، دیگه الان باید رسیده باشه...😭😭
الان دیگه تو آب رفته مشکشو زیرِ آب برده... عموتو که می‌شناسی مادر، مطمئنم که آب نخورده😭😭😭😭
آبِ خنک، شبیهِ بارون مهمون میاره برا مهمون بخواب تا انتظار سر شه تا وقتی که بیاد عموجون😭
کنارِ علقمه شلوغه... حسین تنها بینِ لشکر... رو دامنش گرفته ارباب، سرِ شکسته‌ی برادر💔
امیرِ لشکرم بلند شو😭😭😭😭😭