.
ای بندگان خدا!
شما را از منافقان می ترسانم، زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند، خطاکارند و به خطاکاری تشویق کنند، به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند، از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند، برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند، و در هر کمینگاهی به شکار شما می نشینند.
قلب هایشان بیمار و ظاهرشان آراسته است، در پنهانی راه می روند و از بیراهه ها حرکت می کنند.
وصفشان دارو و گفتارشان درمان، اما کردارشان دردی است بی درمان
بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلاء گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را نا امید می کنند، آنها در هر راهی کشته ای و در هر دلی راهی و در هر اندوهی اشکها (اشک تمساح) می ریزند، مدح و ستایش را به یکدیگر قرض می دهند و انتظار پاداش می کشند. اگر چیزی را بخواهند اصرار می کنند و اگر ملامت شوند پرده دری می کنند، و اگر داوری کنند اسراف می ورزند. آنها برابر هر حقّی باطلی و برابر هر دلیلی شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده اند.
با اظهار یأس می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالای خود را بفروشند. سخن می گویند، اما به اشتباه و تردید می اندازند، وصف می کنند اما فریب می دهند، در آغاز راه را آسان و سپس در تنگناها به بُن بست می کشانند.
آنها یاوران شیطان و زبانه آتش جهنم می باشند: آنان پیروان شیطانند و بدانید که پیروان شیطان زیانکارانند.
نهج البلاغه/سیمای منافقان
.
در این میان گروه اندک باقی مانده اند که یاد قیامت، چشم هایشان را بر همه چیز فرو بسته، و ترس رستاخیز، اشک هایشان را جاری ساخته است، برخی از آنها از جامعه رانده شده و تنها زندگی می کنند
و برخی دیگر ترسان و سرکوب شده یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده اند؛
بعضی مخلصانه همچنان مردم را به سوی خدا دعوت می کنند، و بعضی دیگر گریان و دردناکند که تقیّه و خویشتن داری، آنان را از چشم مردم انداخته است و ناتوانی وجودشان را فرا گرفته گویا در دریای نمک فرو رفته اند.
دهن هایشان بسته و قلب هایشان مجروح است؛ آن قدر نصیحت کردند که خسته شدند، از بس سرکوب شدند ناتوانند و چندان کشته دادند که انگشت شمار شدند.
نهج البلاغه/وصف پاکان جامعه مسخ شده
.
او را دانشمند نامند امّا از دانش بی بهره است
یک دسته از نادانی ها را از جمعی نادان فرا گرفته، و مطالب گمراه کننده را از گمراهان آموخته، و به هم بافته و دام هایی از طناب های غرور و گفته های دروغین بر سر راه مردم افکنده، قرآن را بر امیال و خواسته های خود تطبیق می دهد و حق را به هوس های خود تفسیر می کند.
مردم را از گناهان بزرگ ایمن می سازد و جرائم بزرگ را سبک جلوه می دهد.
ادعا می کند از ارتکاب شبهات پرهیز دارد اما در آنها غوطه می خورد. می گوید: از بدعت ها دورم . . .
ولی در آنها غرق شده است. چهره ظاهر او چهره انسان و قلبش حیوان درنده است، راه هدایت را نمی شناسد که از آن سو برود، و راه خطا و باطل را نمی داند که از آن بپرهیزد، پس مرده ای است در میان زندگان.
نهج البلاغه/زشت ترین انسان(عالم نمایان)
.
مردم!
کجا میروید؟
چرا از حق منحرف می شوید؟
پرچم های حق برافراشته و نشانه های آن آشکار است، با اینکه چراغ های هدایت روشنگر راهند، چون گمراهان به کجا میروید؟
چرا سرگردانید؟
در حالیکه عترت پیامبر شما در میان شماست
آنها زمامداران حق و یقینند؛ پیشوایان دین و زبان های راستی و راستگویانند، پس باید در بهترین منازل قرآن، جایشان دهید و همانند شتران تشنه که به سوی آب شتابانند، به سوی شان هجوم ببرید.
ای مردم!
این حقیقت را از خاتم پیامبران ﷺ بیاموزید که فرمود: « هر که از ما می میرد، در حقیقت نمرده است و چیزی از ما کهنه نمی شود»
نهج البلاغه/شناختن عترت و امامان راستین
.
ای مردم!
چراغ دل را از نور گفتار گوینده با عمل، روشن سازید و ظرف های جان را از آب زلال چشمه هایی که از آلودگی ها پاک است، پُر نمائید.
ای بندگان خدا!
به نادانی های خود تکیه نکنید و تسلیم هوای نفس خویش نباشید، که چنین کسی بر لبه پرتگاه قرار دارد و بار سنگین هلاکت و فساد را بر دوش می کشد و از جایی به جای دیگر می برد، تا آنچه را که ناچسب است بچسباند، و آنچه را که دور می نماید نزدیک جلوه دهد.
خدا را، خدا را، مبادا شکایت نزد کسی برید که نمی تواند آن را برطرف سازد و توان گره گشایی از کارتان را ندارد.
پس در فراگیری علم و دانش پیش از آن که درختش بخشکد تلاش کنید، و پیش از آن که به خود مشغول گردید از معدن علوم اهل بیت علیهم السلام دانش استخراج کنید.
مردم را از حرام و منکرات بازدارید و خود هم مرتکب نشوید زیرا دستور داده شدید که ابتدا خود محرمات را ترک و سپس مردم را بازدارید.
نهج البلاغه/توجه به اهل بیت علیهم السلام
.
« أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ» عنکبوت/۲
آیا مردم خیال می کنند چون که گفتند ایمان آوردیم، بدون آزمایش رها می شوند؟
آنگاه که خداوند این آیه را نازل کرد دانستم که تا پیامبرﷺ در میان ماست، آزمایش نمی گردیم. پرسیدم: ای رسول خدا! این فتنه و آزمایش کدام است که خدا شما را بدان آگاهی داده است؟
فرمود: ای علی! پس از من، امت اسلامی به فتنه و آزمون دچار می گردند. همانا این مردم بزودی با اموالشان دچار فتنه و آزمایش می شوند، و در دین داری بر خدا منت می گذارند. با این حال انتظار رحمت او را دارند و از قدرت و خشم خدا، خود را ایمن می پندارند. حرام خدا را با شبهات دروغین و هوس های غفلت زا حلال می کنند، شراب را به بهانه اینکه آب انگور است و رشوه را که هدیه است و ربا را که نوعی معامله است، حلال می شمارند.
گفتم: ای رسول خدا! در آن زمان مردم را در چه پایه ای بدانم؟ آیا در پایه ارتداد؟ یا فتنه و آزمایش؟
پاسخ فرمود: در پایه ای از فتنه و آزمایش
نهج البلاغه/فتنه و آزمایش
.
علت تفاوت های میان مردم، گوناگونیِ سرشتِ آنان است؛ زیرا آدمیان در آغاز، ترکیبی از خاک شور و شیرین، سخت و نرم بودند، پس آنان به میزان نزدیک بودن خاکشان با هم نزدیک و به اندازه دوری آن از هم دور و متفاوتند:
یکی زیباروی و کم خرد
دیگری بلند قامت و کم همت
یکی زشت روی و نیکوکار
دیگری کوتاه قامت و خوش فکر
یکی پاک سرشت و بداخلاق
دیگری خوش قلب و آشفته عقل
و آن دیگر سخنوری دل آگاه است.
نهج البلاغه/علل تفاوت ها میان انسان ها
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند:
علَیکُم بالصَّومِ؛ فانّهٌ مَحسَمَةٌ للعُرُوقِ و مَذهَبَةٌ للأشَرِ
بر شما باد به روزه گرفتن، که آن رگ های شهوت و سرمستی را می بَرد.
📚کنزالعمال/۲۳۶۱٠
https://eitaa.com/joinchat/3198091355C4c94a443a3