لك الحق في عدم السماح لي بالجلوس على طاولتك.
.
حق داری که اجازه ندهی سر سفرهات بنشینم.
إذا طردتني، فلن يكون لي أحد وسأكون وحيداً.
.
اگر مرا بیرون کنی، هیچکس را نخواهم داشت و تنها خواهم ماند.
ارحمني. لقد ذرفت دموعاً كثيرة على حسينك. لقد عانيت ألماً شديداً.
.
رحم کن بر من. من برای حسین تو اشک های زیادی ریخته ام. درد بزرگی کشیده ام.
أقسم بالحسين، أرجو أن تسامحني.
.
به حسین قسم، التماس میکنم که مرا ببخشی.
ارحمني، فأنا وحيد، وليس لي أحد.
.
به من رحم کن، زیرا من تنها هستم و کسی را ندارم.
لقد أنعمت عليّ بنعم كثيرة، ولم أقدرها كما ينبغي.
.
نعمتهای فراوانی به من ارزانی داشتی و من آنطور که باید قدر آنها را ندانستم.
لقد أتيت إلى حفلتك وأنا مدنسة وخاطئة، لأني أعلم أنك ستجعلني نقية وجميلة.
.
من آلوده و گناهکار به مهمانی تو آمدم، زیرا میدانم که تو مرا پاک و زیبا خواهی کرد.