eitaa logo
تفکر آزاد
427 دنبال‌کننده
127 عکس
26 ویدیو
1 فایل
✍️کانال تفکر آزاد با محتوای یادداشت های شخصی 📊 احتمال اشتباه در مطالب و تقریرات وجود دارد. 🔎اندیشه آزاد در جستجوی حقیقت @ma140512👈انتقاد و پیشنهاد🖊 #کانال_تفکر_آزاد
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 استدلال‌های ضعیف یا نادرست برای اثبات باورها 📲عضویت در کانال ⬇️ 🔗 ایتا: https://eitaa.com/TafakoreAzad
🔺نقد یا سوال یکی از مخاطبین محترم سلام علیکم وقتتون بخیر مطلبی در این لینک(https://eitaa.com/TafakoreAzad/505) از شما بیان شده درباره اهتمام به بعضی واجبات مثل حجاب و غفلت از مسائلی مثل فساد و تبعیض و فقر مطلب خوبی بود ولی چند تا سوال از شما دارم اگر اشتباه نکنم در این مطلب می‌فرمایید که فریاد برای واجباتی مثل حجاب خیلی بلنده اما مسائلی مثل فقر و فساد آنچنان مورد توجه قرار نمی‌گیره خوب می‌خواستم بدونم این خطاب شما نسبت به شخص خاصی، جریان خاصی یا مجموعه حاکمیت هست؟ و اگر منظورتون اشخاص خاص یا جریان خاصه این‌ها چه کسانی هستند؟ در ضمن شما که خودتون معتقدید باید نسبت به همه این مسائل حساس باشید در عمل چه کردید و چگونه در فضای حقیقی و فضای مجازی نسبت به این مسائل مطالبه داشتید و چه اقداماتی برای کاهش این مشکلات و برقراری عدالت داشتید؟ من با شما همکلام هستم که نباید فقط به یه سری مسائل پرداخت و از دیگر مسائل غفلت کرد اما می‌خوام بدونم پرداختن به حجاب و آسیب‌هایی که بی‌حجابی می‌زنه در نظر شما چقدره و آیا نسبت به این مسائل حساسید یا خیر؟ اصلاً قبول دارید که این مسئله‌ای است که ابعاد اجتماعی و خانوادگی داره و ممکنه آسیب‌هایی بزنه که چه بسا در حد مسائل اقتصادی مانند فقر یا خیر یک آسیب‌های جزئی داره؟ ممنون میشم که جواب این سوالات را به بنده بدید. جوابیه 👇👇
سلام علیکم از دقت و ادب شما و وقتی که برای مطالعه متن گذاشتید صمیمانه سپاسگزارم مقصود من شخص یا جریان خاصی نبود بلکه نقد یک رویکرد بود هر جا اولویت های دین جابه جا شود و بخشی از دین جای همه دین را بگیرد این نقد متوجه همانجاست حجاب را حکم الهی می دانم و نسبت به آن بی تفاوت نیستم و در متن نیز به صراحت این را نوشته ام همچنین معتقدم بی حجابی می تواند آثار و آسیب های فردی و اجتماعی داشته باشد و نباید آن را مسئله ای کم اهمیت دانست اما معتقدم یکی از زمینه های مهم گسترش بدحجابی و بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی ضعف اعتقاد، بی عدالتی فساد تبعیض دروغ و کاهش اعتماد عمومی است وقتی مردم عدالت صداقت و اخلاق را در جامعه کمتر ببینند و احساس کنند که به باطن دین کمتر از ظاهر آن توجه می شود طبیعی است که پایبندی به احکام ظاهری نیز به تدریج آسیب ببیند؛ اسلام یک مجموعه هماهنگ است نه مجموعه ای از احکام پراکنده همان گونه که هنگام ساختن یک ساختمان ابتدا پی و ستون ها را می سازند و سپس به دیوار سقف و رنگ می پردازند در دین نیز باید پایه ها یعنی توحید ،عدالت ،صداقت امانت داری و مبارزه با فساد استوار شوند تا دیگر بخش های این بنا نیز استحکام پیدا کنند. همچنین اگر در یک خودرو فقط به رنگ و بدنه توجه شود اما موتور آن رها شود آن خودرو به مقصد نخواهد رسید یا درست کار نخواهد کرد .در دین نیز اگر همه توجه ما به ظواهر باشد و از باطن دین غفلت کنیم همان ظواهر نیز به تدریج آسیب خواهند دید. به همین دلیل معتقدم اصلاح باطن جامعه زمینه اصلاح ظاهر را فراهم می کند یا دست کم اصلاح آن را بسیار آسان تر می سازد هرچه عدالت اعتماد ،اخلاق و ایمان در جامعه قوی تر شود پذیرش و عمل به احکام ظاهری نیز عمیق تر و پایدارتر خواهد شد درباره عملکرد خودم نیز تا آنجا که در توان داشته ام هم در فضای حقیقی و هم در فضای مجازی درباره عدالت مبارزه با فساد حقوق مردم اخلاق و دیگر مسائل دینی نوشته ام یا بیان داشتم و مطالبه گری کرده ام البته ادعایی ندارم و خود را نیز نیازمند اصلاح می دانم. بنابراین سخن من کم اهمیت دانستن حجاب نیست بلکه این است که همه اجزای دین باید در جای خود دیده شوند و هیچ اصلی فدای فرع و هیچ فرعی نیز انکار یا تعطیل نشود اگر ستون های این بنا استوار باشند حفظ و اجرای دیگر احکام نیز آسان تر خواهد بود. از حسن نظر و دغدغه مندی شما سپاسگزارم🙏 📲عضویت در کانال ⬇️ https://eitaa.com/TafakoreAzad
🔴نه زود باور کنید و نه زود انکار کنید صرف‌نظر از هرگونه تعصب یا جانبداری از اشخاص، گروه‌ها و اندیشه‌ها، (نه چیزی را زود باور کنید و نه چیزی را زود انکار) هر ادعایی را با عقل، دلیل و تحقیق بیازمایید، سپس آن را بپذیرید یا رد کنید. 📲عضویت در کانال ⬇️ https://eitaa.com/TafakoreAzad
🔵 معیار حق 🟢 اصول گرا و اصلاح طلب حق را با اشخاص و جناح‌ها، مانند اصولگرایی یا اصلاح‌طلبی، نسنجید؛ اشخاص و جناح‌ها را با حق بسنجید. نه اصولگرا بودن، دلیل حقانیت است و نه اصلاح‌طلب بودن. معیار، عقل، دلیل، انصاف و عملکرد است، نه نام‌ها، جناح‌ها و برچسب‌ها. 📲عضویت در کانال ⬇️ https://eitaa.com/TafakoreAzad
تفکر آزاد
🟠 از گرجستان تا ایروان؛ درسی از تاریخ برای امروز ❗️تأملی برای کسانی که هرگونه مذاکره با دشمن را خیا
🔴نقد به مقاله کوتاه از گرجستان تا ایروان توسط یکی از اساتید : 👇 به این نویسنده محترم عرض می کنیم: این خردمندی مدنظر شما بی شباهت به عقل شاه سلطان حسین نیست و اگر این گونه پیش برویم در مراحل بعد حتی باید پایتخت و نظام را تحویل دهیم و این ضدخردمندی نیست. نادر شاه افشار قبل از پادشاهان قاجار با پس گرفتن کل ایران از دست رفته آن روز و فتح برخی مناطق جدید و الحاق آن به ایران، بر این نوع دیپلماسی غیرخردمندانه و دستگاه محاسباتی بزدلانه و ذلیلانه خط بطلان کاملی کشید چه رسد به این که بخواهیم با دستگاه محاسبات الهی به این قضیه و منطق پشت آن نظر کنیم. به علاوه جمهوری اسلامی دولت قاجار نیست و شجاعت و دلاوری و تاب آوری ملت و نیروهای نظامی ما کمتر از نادر افشار و مردم آن دوره نیستند. اما اگر با نگرش الهی به موضوع نگاه کنیم این پیشنهاد فوق العاده ضد عقلانی و ضددینی به نظر می رسد . خداوند روی دو نمونه بارز جنگ با دشمن در قرآن بر مبنای محاسبات الهی انگشت گذاشته است: رویارویی مومنان در سپاه طالوت با سپاه جالوت. رویارویی مؤمنان در جنگ بدر با سپاه مشرکان و کفار. حالا همین دو نمونه را اگر در دستگاه محاسباتی این نویسنده گرامی بررسی کنیم، چه نسخه ای باید برایش بپیچیم و چه نتیجه ای را بر آن دو بار کنیم؟ به نظر می رسد این نوشته منطق بدیم بره را لباس خیلی شیک و فریبنده ای به نام عقلانیت پوشانده که افراد ضعیف العقل و ضعیف الایمان و نادان و دنبا طلب را برای تسلیم در برابر دشمن تا حدی اقناع می کند. پس در واقع نسخه ذلت و تسلیم چه بداند و چه نداند. خطای وحشتناک و عجیب دیگری که در انتهای این نوشته دیده می شود این است که گفته سنت های الهی را فراموش نکنیم و همان پیشنهاد غلط خود را تلویحا سنت الهی جا زده است در حالی که ظاهرا نمی داند سنت های الهی اصلا چیست و مصداقش چه اموری است. همان دو نمونه قرآنی یادشده مصداق روشن اجرای سنت های الهی در نبرد حق و باطل هستند. این عدم آگاهی و نسبت دادن آن به دستگاه بسیار کشنده تر از اصل پیشنهاد غیر عقلانی ایشان برای تسلیم قدم به قدم کشور به دشمن است. در مانحن فیه این منطق انتهایش تسلیم کامل ایران در برابر شیطان بزرگ و صهیونیسم جهانی است؛ همان هدفی که آن دشمنان غدار برای تحققش این جنگ را بر ما تحمیل کردند! این نوشته دقیقا ضد عبرت گیری و ضد درس گرفتن از تاریخ است. فاعتبروا یا اولی الألباب پاسخ : 👇👇
✅سلام و خداقوت و سپاس از نقد شما پیش از پاسخ تنها یک نکته را یادآور می‌شوم گفتگوی علمی آداب و قواعدی دارد و نقد زمانی ارزشمند است که متوجه اصل ادعا و استدلال باشد و مقصود نویسنده را همان گونه که بیان شده مورد بررسی قرار دهد اما درباره اصل مطلب: به نظر می‌رسد منتقد متن را یا با دقت نخوانده یا مقصود آن را درست درک نکرده است همان گونه که در ابتدای نوشته نیز تصریح شده بود مخاطب اصلی این متن کسانی هستند که بدون بررسی شرایط هرگونه مذاکره و تدبیر یا محاسبه را خیانت می‌دانند و گاه بدون هیچ دلیل و مدرکی مسئولان را به خیانت متهم می‌کنند هدف این نوشته دفاع از خیانت، نفی جهاد ،نفی مقاومت یا دعوت به تسلیم نبوده است بلکه دعوت به عقلانیت، تدبیر ،واقع بینی و پرهیز از قضاوت‌های شتاب زده و اتهام زنی‌های بی دلیل بوده است متأسفانه در نقد حاضر سخنی به نویسنده نسبت داده شده که اساساً در متن وجود ندارد در هیچ جای نوشته گفته نشده است که نباید با دشمن جنگید یا باید تسلیم شد این شیوه در علم منطق مغالطه مرد پوشالی نام دارد یعنی ابتدا سخن طرف مقابل به گونه‌ای دیگر بازسازی می‌شود و سپس همان برداشت مورد نقد قرار می‌گیرد پیام اصلی متن بسیار روشن است سخن این است که شجاعت، غیرت و روحیه مقاومت زمانی نتیجه بخش است که با تدبیر شناخت واقعیت‌ها سنجش توانایی‌ها برنامه ریزی و رعایت همه سنت‌های الهی همراه باشد هیچ کس منکر اصل مقاومت نیست اما مقاومت نیز مانند هر اقدام مهم دیگری نیازمند تدبیر و محاسبه است اتفاقاً قرآن کریم نیز همین منطق را آموزش می‌دهد خداوند می‌فرماید: (واعدوا لهم ما استطعتم من قوة) یعنی تا آنجا که می‌توانید قدرت و آمادگی فراهم کنید اگر صرف حقانیت برای پیروزی کافی بود دیگر این فرمان الهی معنا نداشت همچنین خداوند می‌فرماید: (وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله) یعنی ابتدا مشورت بررسی و تصمیم گیری و سپس توکل بنابراین توکل جایگزین تدبیر نیست بلکه پس از تدبیر معنا پیدا می‌کند اکنون به چند نکته درباره این نقد اشاره می‌کنم: اول اینکه منتقد اصل ادعای متن را تغییر داده است متن هرگز نگفته با دشمن نجنگید یا تسلیم شوید بلکه گفته است تصمیم‌های بزرگ باید بر پایه عقل تدبیر و شناخت واقعیت‌ها باشد نقد کردن چیزی که اصلاً در متن وجود ندارد پاسخ به متن نیست دوم اینکه استناد به جنگ بدر و داستان طالوت و جالوت نیز مؤید سخن بنده است نه مخالف آن در هیچ یک از این دو واقعه مؤمنان بدون آمادگی بدون فرماندهی بدون سازماندهی و بدون رعایت اسباب وارد میدان نشدند این دو نمونه جمع میان ایمان آمادگی و توکل را نشان می‌دهند نه نفی تدبیر را سوم اینکه منتقد میان توکل و ترک اسباب خلط کرده است در منطق قرآن سنت الهی فقط ایمان نیست بلکه استفاده از اسباب نیز سنت الهی است همان قرآنی که از نصرت الهی سخن می‌گوید فرمان واعدوا لهم ما استطعتم من قوة را نیز صادر می‌کند چهارم اینکه حتی اگر کسی نمونه‌هایی از پیروزی‌های تاریخی را مطرح کند باز هم سخن بنده نقض نمی‌شود زیرا آن پیروزی‌ها نیز بدون سازماندهی قدرت آمادگی و تدبیر حاصل نشدند بنابراین آنها نیز مؤید اصل آمادگی و محاسبه هستند نه رد آن . پنجم اینکه منتقد اصل مثال تاریخی مطرح شده در نوشته را نقد نکرده بلکه مثال دیگری آورده است اگر معتقد است آن تحلیل نادرست است باید با استدلال نشان دهد کدام بخش آن از نظر تاریخی یا منطقی اشتباه است نه اینکه صرفاً نمونه دیگری ذکر کند. ششم اینکه نتیجه گیری منتقد مبنی بر اینکه این منطق به تسلیم کامل در برابر دشمن منتهی می‌شود هیچ ملازمه منطقی با متن ندارد این صرفاً یک ادعاست نه یک استدلال دعوت به تدبیر و سنجش توان هرگز مساوی با دعوت به تسلیم نیست در پایان تأکید می‌کنم که نقد علمی و مستدل همواره ارزشمند و موجب رشد است اگر کسی معتقد است در این نوشته خطایی وجود دارد کافی است همان جمله را نقل کند و با دلیل نشان دهد کدام بخش آن نادرست است اما اگر نتواند حتی یک جمله از متن را بیاورد که در آن دعوت به تسلیم ترک مقاومت یا نفی جهاد شده باشد روشن می‌شود که آنچه مورد نقد قرار گرفته متن بنده نیست بلکه برداشتی است که از آن ارائه شده است. (قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین) 📲عضویت در کانال ⬇️ https://eitaa.com/TafakoreAzad
🔴 آیا باید حقایق علمی و دینی را به بهانه ایجاد شبهه ، حساسیت و... پنهان کرد؟ گاهی گفته می‌شود که برخی مطالب علمی یا حقایق دینی نباید در محافل عمومی مطرح شوند، زیرا ممکن است موجب تشویش اذهان، ایجاد شبهه یا حساسیت شوند. این سخن، اگر به معنای رعایت شیوه صحیح بیان باشد، سخنی درست است؛ اما اگر مقصود، پنهان کردن حقیقت و خودداری از طرح مسائل باشد، نه با عقل سازگار است و نه با آموزه‌های قرآن. جامعه‌ای که با پرسش‌ها و مسائل واقعی روبه‌رو نشود، رشد فکری پیدا نمی‌کند. اگر حقایق و مباحث علمی و دینی به صورت مستدل و روشنگرانه بیان نشوند، به تدریج فضای فکری جامعه به تکرار مکررات، تقلید و سطحی‌نگری تبدیل خواهد شد. در چنین فضایی، دین نیز به صورت گزینشی و سلیقه‌ای فهمیده می‌شود؛ یعنی هر کس آن بخش از دین را که با سلیقه و پیش‌فرض‌های خود سازگار است می‌پذیرد و بخش‌های دیگر را نادیده می‌گیرد. این روش، نه تنها کمکی به حفظ دین نمی‌کند، بلکه مانع رشد فکری جامعه و زمینه‌ساز گسترش جهل خواهد شد. اگر قرار باشد هر مطلبی که احتمال سوءبرداشت یا سوءاستفاده از آن وجود دارد بیان نشود، لازمه این دیدگاه آن است که بخش‌هایی از قرآن نیز نباید در اختیار عموم قرار می‌گرفت؛ زیرا آیاتی درباره قتال، برده، کنیز، حدود، ارث و موضوعات دیگر وجود دارد که همواره محل پرسش یا حتی سوءاستفاده برخی افراد بوده است. اما خداوند این موضوعات را در قرآن بیان کرده و دستور به حذف یا پنهان کردن آنها نداده است، بلکه مسئولیت عالمان را تبیین صحیح آنها قرار داده است، نه کتمان حقیقت. قرآن نیز به صراحت از کتمان حقیقت نهی می‌کند. خداوند می‌فرماید: ولا تلبسوا الحق بالباطل وتكتموا الحق وأنتم تعلمون (بقره، ۴۲). همچنین درباره اهل کتاب که مأمور به بیان حقایق بودند، می‌فرماید: وإذ أخذ الله ميثاق الذين أوتوا الكتاب لتبيننه للناس ولا تكتمونه (آل‌عمران، ۱۸۷). درباره پیام‌آوران الهی نیز می‌فرماید: الذين يبلغون رسالات الله ويخشونه ولا يخشون أحدا إلا الله (احزاب، ۳۹). از سوی دیگر، قرآن بارها انسان را به تعقل، تفکر و تدبر دعوت می‌کند؛ أفلا يتدبرون القرآن (محمد، ۲۴)، أفلا تعقلون (از جمله بقره، ۴۴ و آیات متعدد دیگر)، و أولم يتفكروا (اعراف، ۱۸۴). اگر قرار بود برای جلوگیری از ایجاد پرسش، حقیقت بیان نشود، این همه دعوت به اندیشیدن، تدبر و تعقل چه معنایی داشت؟ البته این سخن به معنای نادیده گرفتن حکمت و هنر در بیان نیست. هر حقیقتی باید با رعایت شرایط، مخاطب‌شناسی، ادبیات مناسب و متناسب با ظرفیت فهم مخاطب بیان شود. گاهی لازم است یک موضوع به صورت تدریجی، همراه با مقدمات لازم و پاسخ به پرسش‌های احتمالی مطرح شود. از همین رو خداوند می‌فرماید: ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن (نحل، ۱۲۵). بنابراین، آنچه باید مدیریت شود، شیوه بیان است، نه اصل بیان حقیقت. از سوی دیگر، مسئولیت تنها بر عهده گویندگان نیست. مردم نیز وظیفه دارند قدرت تحلیل، روحیه تعقل و ظرفیت پذیرش خود را افزایش دهند. جامعه‌ای که با شنیدن هر سخن تازه‌ای دچار آشفتگی شود یا بدون بررسی و اندیشه آن را بپذیرد یا رد کند، به بلوغ علمی و فکری نخواهد رسید. قرآن در وصف بندگان شایسته خدا می‌فرماید: فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه أولئك الذين هداهم الله وأولئك هم أولو الألباب (زمر، ۱۷ و ۱۸). همچنین می‌فرماید: ولا تقف ما ليس لك به علم (اسراء، ۳۶)؛ یعنی از چیزی که به آن علم نداری پیروی مکن. این آیات نشان می‌دهد که وظیفه مخاطب نیز تنها شنیدن نیست، بلکه باید با دقت، انصاف و اندیشه، حق را از باطل تشخیص دهد. بنابراین، راه صحیح، پنهان کردن حقایق نیست، بلکه بیان عالمانه، مستدل و حکیمانه آنهاست. همان‌گونه که گوینده موظف است حقیقت را با شیوه‌ای درست بیان کند، مخاطب نیز وظیفه دارد با عقل، انصاف، سعه صدر و روحیه حقیقت‌جویی به آن گوش دهد. جامعه‌ای که هم عالمان آن از بیان حق نهراسند و هم مردم آن اهل تفکر، تحقیق و نقد باشند، به سوی رشد علمی، فکری و دینی حرکت خواهد کرد. 📲عضویت در کانال ⬇️ https://eitaa.com/TafakoreAzad
🔵 «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» (سوره محمد، آیه ۷) 🔴 اما باید بدانیم که نصرت الهی صرفا با شعارهای زیبا، هیجان‌زدگی، ظاهرسازی دینی، تهمت، نشر اکاذیب و بی‌تدبیری و بی اخلاقی در جامعه اسلامی محقق نمی‌شود، بلکه با ایمان و اعتماد واقعی به خدا، تقوا، اتحاد، نهایت تدبیر، تلاش و جهاد صادقانه حاصل می‌شود. 📲عضویت در کانال ⬇️ https://eitaa.com/TafakoreAzad
🔴 اعتراض جاهلانه جایگزین سؤال یا نقد علمی نیست. همان‌گونه که متخصصان دین در مسائل تخصصی مانند پزشکی، مهندسی، نظامی و دیگر علوم، بدون داشتن دانش و تخصص لازم وارد اظهار نظر تخصصی یا اعتراض نمی‌شوند، افراد عادی یا متخصصان علوم دیگر نیز نباید در مسائل تخصصی دین، مانند مباحث عمیق کلامی، فلسفی و الهیاتی و فقهی، اظهار نظر قطعی کنند یا بدون شناخت کافی به نقد و تخریب کارشناسان این حوزه بپردازند. هر رشته‌ای اصول، روش‌شناسی و کارشناسان خاص خود را دارد و قضاوت صحیح درباره یک موضوع، نیازمند شناخت دقیق همان حوزه است. در غیر این صورت ممکن است انسان گرفتار برداشت‌های نادرست، نسبت‌های ناروا، تهمت، نقدهای غیرعلمی یا ایرادهای جاهلانه و بی‌ارتباط با موضوع و مطلب شود. 📲عضویت در کانال ⬇️ https://eitaa.com/TafakoreAzad
🔴ارزش شک و فهم : انسان تا به فهم نرسد، غالبا یا مقلد هست یا متعصب و هیچ‌یک از این دو راه، انسان را آزادانه به حقیقت نمی‌رساند. برخی می‌گویند وقتی برای باورهای خود استدلال داریم، دیگر نیازی به شک کردن نیست. غافل از اینکه انسان‌ها معمولا در چارچوب باورها ، پیش‌فرض‌ها ، تربیت ، فرهنگ و فضای فکری خود استدلال می‌کنند. اگر انسان برای مدتی باورهای خود را به صورت روشمند و آزادانه مورد تردید و بازنگری قرار ندهد، نمی‌تواند درستی یا نادرستی استدلال‌های خود را به‌درستی ارزیابی کند. شک روشمند مقدمه تحقیق است و تحقیق، راه رسیدن به فهم و حقیقت. ✍م _ ع 📲عضویت در کانال ⬇️ https://eitaa.com/TafakoreAzad
بحث با متعصبان ممنوع 🚫 با متعصبانِ حقیقت‌گریز وارد مجادله نشوید. کسی که پیشاپیش تصمیم خود را گرفته و فقط در پی اثبات باورهای خویش است و درباورهای خود حتی احتمال خطا هم نمی دهد ، نه برای شنیدن آمده و نه برای فهمیدن. گفت‌وگو با چنین افرادی غالباً جز اتلاف وقت و انرژی، تحریف سخن، اتهام‌زنی و دور شدن از حقیقت، ثمری ندارد. در برابر این‌گونه افراد، سکوت، گویاترین پاسخ و کناره‌گیری، عاقلانه‌ترین انتخاب است. 📲عضویت در کانال ⬇️ https://eitaa.com/TafakoreAzad