✅♻️✅♻️✅♻️✅♻️
#سوره_کهف ــ #آیه ۷۴
فَانْطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا
آنگاه [هر دو] به راه افتادند تا [زمانیكه] به نوجوانی برخوردند؛ و [بنده ما] او را كشت. موسی گفت: آیا شخص بیگناهی را بدون آنكه كسی را كشته باشد، كُشتی؟ به راستی كه كاری بسیار ناپسند مرتكب شدی!
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
✅♻️✅♻️✅♻️✅♻️
#تفسیر: (آيه ٧٤) :
💢سفر دريايى آنها تمام شد از كشتى پياده شدند، «و به راه خود ادامه دادند، در اثناء راه به كودكى رسيدند ولى (آن مرد عالِم بىمقدّمه) اقدام به #قتل آن كودك كرد» ! (فَانْطَلَقا حَتّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَهُ).
💢 در اينجا بار ديگر موسى از كوره در رفت، منظرۀ وحشتناك كشتن يك كودك بىگناه، آن هم بدون هيچ مجوّز؛ گويى غبارى از اندوه و نارضائى چشمان او را پوشانيد، آنچنان كه بار ديگر تعهّد خود را فراموش كرد، زبان به اعتراض گشود، و «گفت: آيا انسان بىگناه و پاكى را بىآنكه قتلى كرده باشد كشتى؟ !» (قالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ).
💢 «به راستى كه چه كار منكر و زشتى انجام دادى» (لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً).
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
✅♻️✅♻️✅♻️✅♻️
#سوره_کهف ــ #آیه ۷۵
۞ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا
گفت: [ای موسی!] آیا نگفتم تو هرگز نمیتوانی بر همراهی من شكیبایی كنی؟
✅♻️✅♻️✅♻️✅♻️
#تفسیر: (آيه ٧٥) :
💢باز آن عالم بزرگوار با همان خونسردى مخصوص به خود جملۀ سابق را تكرار كرد «گفت: آيا به تو نگفتم تو هرگز توانايى ندارى با من صبر كنى» (قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً).
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
🔴🔘🔴🔘🔴🔘🔴🔘
#سوره_کهف ــ #آیه ۷۶
قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي ۖ قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا
گفت: بعد از این اگر چیزی از تو پرسیدم، دیگر با من مصاحبت مكن [برای آنكه] از جانب من به عذر قابل قبولی رسیدهای [و برای جدا شدن از من دلیل قاطعی داری.]
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
🔴🔘🔴🔘🔴🔘🔴🔘
#تفسیر: (آيه ٧٦) :
✍موسى (ع) به ياد پيمان خود افتاد، توجّهى توأم با شرمسارى، چرا كه دو بار پيمان خود را ( هر چند از روى فراموشى ) شكسته بود، و كمكم احساس مىكرد كه گفتۀ استاد ممكن است راست باشد و كارهاى او براى موسى در آغاز غير قابل تحمّل است، لذا بار ديگر زبان به عذر خواهى گشود و چنين «گفت: (اين بار نيز از من صرف نظر كن، و فراموشى مرا ناديده بگير، امّا) اگر بعد از اين از تو تقاضاى توضيحى در كارهايت كردم (و بر تو ايراد گرفتم) ديگر با من مصاحبت نكن چرا كه تو از ناحيۀ من ديگر معذور خواهى بود» (قالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَها فَلا تُصاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْراً).
✍ اين جمله حكايت از نهايت انصاف و درونگرى موسى مىكند، و نشان مىدهد كه او در برابر يك واقعيّت، هر چند تلخ، تسليم بود.
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh