💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
#سوره_یوسف ــ #آیه ۴۸
ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ
سپس بعد از آن [هفت سال فراوانی] هفت سال سخت [پیش] میآید كه آنچه را برای آن [سالها] ذخیره كردهاید مگر اندكی كه برای كاشتن نگهداری میكنید مصرف كنید.
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
#تفسیر: (آيه ٤٨) :
🔺 «پس از آن، هفت سال سخت (و خشكى و قحطى) مىآيد، كه آنچه را براى آن سالها ذخيره كردهايد، مىخورند» (ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدادٌ يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ).
🔺 ولى مراقب باشيد در آن هفت سال خشك و قحطى نبايد تمام موجودى انبارها را صرف تغذيه كنيد، بلكه بايد «مقدار كمى كه (براى بذر) ذخيره خواهيد كرد» براى زراعت سال بعد كه سال خوبى خواهد بود نگهدارى نماييد (إِلاّ قَلِيلاً مِمّا تُحْصِنُونَ).
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
#سوره_یوسف ــ #آیه ۴۹
ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ
آنگاه بعد از آن [دوره سخت و دشوار،] سالی میآید كه مردم در آن بارانِ [فراوان] یابند و در آن [سال از محصولات كشاورزی] عصاره میوه میگیرند.
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
#تفسیر: (آيه ٤٩) :
🔺اگر با برنامه و نقشۀ حساب شده اين هفت سال خشك و سخت را پشت سر بگذاريد ديگر خطرى شما را تهديد نمىكند، «سپس سالى فرا مىرسد كه باران فراوان نصيب مردم مىشود» (ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النّاسُ).
🔺 «و در آن سال (نه تنها كار زراعت خوب مىشود بلكه) مردم عصارۀ(ميوهها و دانههاى روغنى را) مىگيرند» و سال پربركتى است (وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ).
🔺 تعبيرى كه يوسف براى اين خواب كرد چقدر حساب شده بود! در حقيقت يوسف يك مُعَبّر سادۀ خواب نبود، بلكه يك رهبر بود كه از گوشۀ زندان براى آيندۀ يك كشور برنامهريزى مىكرد و يك طرح چند مادّهاى حدّاقل پانزده ساله به آنها ارائه داد و اين تعبير و طراحى براى آينده موجب شد كه هم مردم مصر از قحطى كشنده نجات يابند و هم يوسف از زندان و هم حكومت از دست خودكامگان!
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
#سوره_یوسف ــ #آیه ۵۰
وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ ۖ فَلَمَّا جَآءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَىٰ رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ ۚ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ
پادشاه [مصر] گفت: یوسف را نزد من آورید. هنگامی كه فرستاده [پادشاه] نزد یوسف آمد، یوسف گفت: نزد سرورت بازگرد و از او بپرس داستان زنانی كه دستهای خود را بریدند چه بود؟ یقیناً پروردگارم به نیرنگ آنان داناست.
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
#تفسیر: (آيه ٥٠) : تبرئۀ يوسف از هرگونه اتّهام!
🔺 تعبيرى كه يوسف براى خواب شاه مصر كرد اجمالاً به او فهماند كه اين مرد يك غلام زندانى نيست بلكه شخص فوق العادهاى است كه طىّ ماجراى مرموزى به زندان افتاده است. لذا مشتاق ديدار او شد. امّا نه آنچنان كه غرور و كبر سلطنت را كنار بگذارد و خود به ديدار يوسف بشتابد بلكه «پادشاه گفت: او را نزد من آوريد!» (وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ).
🔺 «ولى هنگامى كه فرستادۀ او نزد يوسف آمد (به جاى اين كه دست و پاى خود را گم كند كه بعد از سالها در سياهچال زندان بودن اكنون نسيم آزادى مىوزد به فرستادۀ شاه جواب منفى داد و) گفت: (من از زندان بيرون نمىآيم) به سوى صاحبت بازگرد و از او بپرس آن زنانى كه (در قصر عزيز مصر وزير تو) دستهاى خود را بريدند به چه دليل بود»؟(فَلَمّا جاءَهُ الرَّسُولُ قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ فَسْئَلْهُ ما بالُ النِّسْوَةِ اللاّتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ).
🔺 او نمىخواست ننگ عفو شاه را بپذيرد و پس از آزادى به صورت يك مجرم يا لااقل يك متّهم كه مشمول عفو شاه شده است زندگى كند. او مىخواست نخست بىگناهى و پاكدامنيش كاملاً به ثبوت رسد، و سر بلند آزاد گردد.
🔺 سپس اضافه نمود اگر تودۀ مردم مصر و حتّى دستگاه سلطنت ندانند نقشۀ زندانى شدن من چگونه و به وسيلۀ چه كسانى طرح شد «امّا پروردگار من از نيرنگ و نقشۀ آن زنان آگاه است» (إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ).
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
#سوره_یوسف ــ #آیه ۵۱
قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ ۚ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِنْ سُوٓءٍ ۚ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ
[پادشاه به زنان] گفت: داستان شما هنگامی كه یوسف را به كام جویی دعوت كردید چیست؟ [زنان] گفتند: پاك و منزّه است خدا! ما هیچ بدی در او سراغ نداریم. همسر عزیز گفت: اكنون حقّ [پس از پنهان ماندنش] به خوبی آشكار شد، من [بودم كه] از او درخواست كام جویی كردم، یقیناً یوسف از راستگویان است.
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh
💠🌀💠🌀💠🌀💠🌀
#تفسیر: (آيه ٥١) :
🔺فرستادۀ مخصوص به نزد شاه برگشت و پيشنهاد يوسف را بيان داشت، اين پيشنهاد كه با مِناعت طبع و علوّ همّت همراه بود او را بيشتر تحت تأثير عظمت و بزرگى يوسف قرار داد.
🔺 لذا فوراً به سراغ زنانى كه در اين ماجرا شركت داشتند فرستاد و آنها را احضار كرد، رو به سوى آنها كرد و «گفت: بگوييد ببينم در آن هنگام كه شما تقاضاى كامجويى از يوسف كرديد جريان كار شما چه بود»؟ ! (قالَ ما خَطْبُكُنَّ إِذْ راوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ).
🔺 در اينجا وجدانهاى خفتۀ آنها يك مرتبه در برابر اين سؤال بيدار شد و همگى متفّقاً به پاكى يوسف گواهى دادند و «گفتند: منزّه است خداوند ما هيچ عيب و گناهى در يوسف سراغ نداريم» (قُلْنَ حاشَ لِلّهِ ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ).
🔺 همسر عزيز مصر كه در اينجا حاضر بود احساس كرد موقع آن فرا رسيده است كه سالها شرمندگى وجدان را با شهادت قاطعش به پاكى يوسف و گنهكارى خويش جبران كند، بخصوص اين كه او بزرگوارى بىنظير يوسف را از پيامى كه براى شاه فرستاده بود درك كرد چرا كه در پيامش كمترين سخنى از وى به ميان نياورده و تنها از زنان مصر بطور سر بسته سخن گفته است. يك مرتبه، گويى انفجارى در درونش رخ داد.
🔺 قرآن مىگويد: «همسر عزيز مصر فرياد زد: الآن حقّ آشكار شد، من پيشنهاد كامجويى به او كردم او راستگو است» و من اگر سخنى دربارۀ او گفتهام دروغ بوده است دروغ! (قالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الصّادِقِينَ).
📚برگزیده تفسیر نمونه📚
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
@Tafsirenemooneh