eitaa logo
| کتـابچـهِ تَــک |
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
133 ویدیو
0 فایل
﷽ - اگر کتاب‌ها نفس می‌کشیدند ؛ کتابچه‌تک قلب‌شون بود . . . ⤶‏ به کجا قدم گذاشتید؟ به کوچه‌های بی‌پایانِ قصه‌ها 📖 ⤶‏ ارسال از؟ قم، شهرِ آرامش و اندیشه 🕊️ ⤶‏ برای سفارش؟ @Sadr_alef ⤶‏ اعتماد؟ اولین خریدت، شروع یه رفاقت بلندمدته ✨
مشاهده در ایتا
دانلود
| کتـابچـهِ تَــک |
من وقتی تصمیم گرفتم 365روز بدون تورو بزارم کنار و 365روز شکرگذاری با خدا و بگیرم 😌💪🏻 واقعا کتاب بی ن
این کتاب خفن و ك یادتونه ؟ بیاید به جای دل بستن به بنده خدا و شکست خوردن این دفعه به خودش دل بدیم ك همیشه با آغوش باز منتظرمونه 🙂❤️‍🩹
365 روز شکرگذاری 🤍🤲🏻 - نویسنده : آخیرا 🖋 مترجم : الهه داوری نشر : پارس اندیش 📜 (قیمت درج شده در کپشن برای این نشر از سایر نشر ها ؛ موجوده ) قیمت : ۱65 من اینجام جانِ دل ✨ ➜@Sadr_alef
| کتـابچـهِ تَــک |
365 روز شکرگذاری 🤍🤲🏻 - نویسنده : آخیرا 🖋 مترجم : الهه داوری نشر : پارس اندیش 📜 (قیمت درج شده در ک
به خودت افتخار کن اگه تو جمع ارازل اوباش رات نمیدن ؛ اگه بخاطر اعتقاداتت بهت میگن امل ؛ اگه تنهایی داری راهی و میری ك خدا پشتشه مهم نیست چی میگن مهم نیست اگه تنهات گذاشتن هروقت تو مسیری ك انتخاب کردی تنها قدم گذاشتی ؛ مطمعن باش درست ترین راهه و یه موفقیت بزرگ پشتشه خدا هیچوقت زیر قولش نمیزنه 🙂✨ ۳۶۵روز شکرگذاری
پیج آدمایی و میبینم‌ك بدون هیچ ذوق و هدیه ای بسته بندی میکنن‌ ولی ممبراشون انقد با شوق عکس و فیلم و انباکس میفرستن بد ممبرای من : چرا آخه من با کلی ذوق منتظر میمونم بسته هاتون برسه :)✨
اصلا ذوق و شوقِ پست گذاری از آدم گرفته میشه
ولی بازم دوستون دارم 🥲🫀
نجواگر 🦋🖤 - نویسنده : کارین فوسوم 🖋 مترجم : سمیرا بیات نشر : ایرمان 📜 (قیمت درج شده در کپشن برای این نشر از سایر نشر ها ؛ موجوده ) تعداد صفحات : ۲۸۰ قیمت : 400 برای داشتن این کتاب بی نظیر 💓 ➜@Sadr_alef
| کتـابچـهِ تَــک |
نجواگر 🦋🖤 - نویسنده : کارین فوسوم 🖋 مترجم : سمیرا بیات نشر : ایرمان 📜 (قیمت درج شده در کپشن برای
یکی از تکه‌های پرتعلیق و جذاب کتاب «نجواگر» لحظه‌ای است که جیک، پسر کوچک داستان، ادعا می‌کند صدای نجواهایی را از پشت پنجره‌اش می‌شنود… در این رمان جنایی و روان‌شناختی از الکس نورث، داستان پدر و پسری روایت می‌شود که پس از مرگ مادر خانواده، به شهری جدید نقل مکان می‌کنند تا زندگی تازه‌ای را آغاز کنند. اما این شهر گذشته‌ای تاریک دارد؛ قاتلی زنجیره‌ای که قربانیانش را با زمزمه‌هایی شبانه به سمت خود می‌کشیده، سال‌ها پیش در همین مکان دستگیر شده است. با ناپدید شدن یک کودک دیگر، شایعاتی درباره بازگشت «نجواگر» یا وجود دستیاری برای او دوباره جان می‌گیرد-. در یکی از صحنه‌های دلهره‌آور کتاب می‌خوانیم: > «جیک گفت: بابا، دیشب یه مرد پشت پنجره‌م بود. داشت اسممو زمزمه می‌کرد…» این جمله ساده، اما پر از ترس و تعلیق، نقطه‌ای کلیدی در داستان است که خواننده را به عمق ماجرا می‌کشاند. از این لحظه به بعد، پدرش تام باید با ترس‌های درونی‌اش، خاطرات گذشته و رازهای تاریک شهر مقابله کند تا پسرش را از خطر نجات دهد. - نجواگر🩸