eitaa logo
| کتـابچـهِ تَــک |
1.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
133 ویدیو
0 فایل
﷽ - اگر کتاب‌ها نفس می‌کشیدند ؛ کتابچه‌تک قلب‌شون بود . . . ⤶‏ به کجا قدم گذاشتید؟ به کوچه‌های بی‌پایانِ قصه‌ها 📖 ⤶‏ ارسال از؟ قم، شهرِ آرامش و اندیشه 🕊️ ⤶‏ برای سفارش؟ @Sadr_alef ⤶‏ اعتماد؟ اولین خریدت، شروع یه رفاقت بلندمدته ✨
مشاهده در ایتا
دانلود
عکسای خوشگل مشتریموو‌😭🤌🏻
😂🤌🏻 از خفنی پدر خوانده
هدایت شده از | کتـابچـهِ تَــک |
از وایب پادشاهی و خون آلود و عشق عاشقیش نگم براتوننن 😭🤏
هدایت شده از | کتـابچـهِ تَــک |
به فنتزما‌ خوش اومدی اینجا فقط دوتا قانون وجود داره ؛ 1 ـ زنده بمون 2 ـ عاشق نشو 🤚🏻 وقتی خواهر اوفلیا ناپدید میشه ؛ تنها یک راه برای نجات اون باقی میمونه ❗️ اوفلیا باید وارد فانتاسما بشه مسابقه ای مرگبار 🩸⚔ در داخل یک عمارت جن زده و جایزه اش را بگیرد ؛ جایزه این مسابقه یک آرزو است .
هدایت شده از | کتـابچـهِ تَــک |
اون عمارت پر از پیچ و خم راهروهای مجلل رقص از شیاطین و وسوسه است . اوفلیا با 9 چالش رو به رو شده ك هر کدوم خطرناک تر از چالش قبلی 🤭 فقط یک برنده می‌تونه وجود داشته باشه و بقیه بازیکنان برای برنده شدن حریفشون رو از دور خارج میکنن‌ !
هدایت شده از | کتـابچـهِ تَــک |
هرروز خانه هیولای جدیدی ایجاد می‌کنه 😯 اما درست همون‌طور ك ترس اوفلیا رو تهدید می‌کنه یک غریبه مرموز به اون پیشنهاد معامله میده بنظرتون اون پیشنهاد چیه ؟ اوفلیا بخاطر خواهش اون پیشنهاد رو قبول کنه یا نه ❓❗️
هدایت شده از | کتـابچـهِ تَــک |
خلاصه ك هرچی کتاب دیدی بزار کنار چون می‌دونم عاشق این یکی میشی 👌🤍
هدایت شده از | کتـابچـهِ تَــک |
فنتزما‌ 🛡🩸 - نویسنده : کیلی اسمیت 🖋 لبه کاغذ : قرمز رنگ نشر : کوله پشتی 📜 (قیمت درج شده در کپشن برای این نشر از سایر نشر ها ؛ موجوده ) قیمت : 500 اگه عاشق کتابای‌ فانتزی هستی ⚔🩸 ➜@Sadr_alef
هدایت شده از | کتـابچـهِ تَــک |
از جذابیت شخصیتاش‌ نگم دیگه ؟ 🤤✨ . . به دلیل استقبال زیاد و ثبت سفارش قبل از پست گذاری موجودی کتاب محدوده 💖
«من سَدی‌ام… نقاش پرتره. زندگیم داشت بالاخره روشن می‌شد که جراحیِ مغزم همه‌چیز رو نابود کرد. از عمل که برگشتم، فهمیدم نمی‌تونم چهره‌ی هیچ‌کس رو ببینم… حتی خودم رو💘 برای مسابقه‌ی مهمی که آینده‌مو تعیین می‌کرد، باید پرتره می‌کشیدم، اما صورت آدم‌ها مثل تکه‌های نامرتب پازل جلوی چشمم بود. عجیب‌تر اینکه درست وسط این کابوس، دو مرد وارد زندگیم شدن🫴🏻 جو… آرام، مهربون، پناهگاه🔥❤️. جیک… مرموز، جذاب، پر از برقِ خطرناک🤌🏻🫠
| کتـابچـهِ تَــک |
«من سَدی‌ام… نقاش پرتره. زندگیم داشت بالاخره روشن می‌شد که جراحیِ مغزم همه‌چیز رو نابود کرد. از عمل
چهره‌شون رو نمی‌دیدماما قلبم بینشون گیر کرده بود..😮‍💨 باورش سخته،اما هر کدوم یک‌جور لمس، یک‌جور خنده، یک‌جور حضور داشتن… تا اینکه یه حقیقتِ تکان‌دهنده همه‌چیز رو زیر و رو کرد:😶‍🌫 جو و جیک… یک نفر بودن❤️‍🩹. و این تازه شروعِ داستانه نه پایانش. چون درست وقتی فکر می‌کنی همه‌چیز رو فهمیدی… یه اتفاقی می‌افته که سَدی رو مجبور می‌کنه هم خودش رو از نو تعریف کنه و هم عشقش رو💘👀