🦁 داستان شیر و الاغ 🦁
📜 در روزگاری از روزگارهای جنگل، شیری بود که به هیبت و خرد فرمان میراند. جانوران او را سلطان میخواندند، نه فقط از بیم پنجههایش، بلکه از آن رو که پیش از هر کاری میاندیشید.
🫏 در همان جنگل، الاغی میزیست که آرام و قرار نداشت. هر روز در میان جانوران عرعر میکرد، لگد میپرانْد و خود را نیرومندترین موجود جنگل میپنداشت. کمکم در خیال خویش داستانی ساخت:
«اگر من چنین لگدهایی دارم، چرا سلطان نباشم؟»
🦊 روباهی حیلهگر که از هیاهوی او سود میبرد، آتش این خیال را تیزتر کرد. در گوش الاغ گفت:
«سلطان از لگد تو بیم دارد. اگر روزی در برابر همه ناگهان لگدی حواله کنی، تاج جنگل فرو میافتد و امور به یمن آن دو قدمت اصلاح شوند.»
الاغ نادان این سخن را باور کرد و نقشهای در سر پروراند:
در جشن بزرگ جنگل، هنگامی که همه جانوران جمعاند، پشت به تخت شیر بایستد و با لگدی ناگهانی کار را یکسره کند. ⚔️
*
اما در جنگل، خبرها دیر پنهان نمیماند. کلاغان و سنجابان زمزمهها را شنیدند و خبر به گوش شیر رسید. سلطان خشم نگرفت. فقط گفت:
«بگذار نقشهای که برای من کشیده، سرانجام دامن خودش را بگیرد.» 💡
چند روز بعد، شیر اعلام کرد که در میدان جنگل «آیین سنجش نیرومندترین لگد» برگزار میشود. گفت:
«هر که گمان میکند لگدی استوارتر دارد، بیاید و هنر خود را نشان دهد. برنده خلعتی بزرگ خواهد گرفت.»
الاغ که همان فرصت را میخواست، از شوق نزدیک بود از جا بپرد. ✨
در میانه میدان، تیرکی کلفت از چوب بلوط کوبیده بودند و از دو سوی آن بندی چرمی و حلقهای فلزی آویخته بود. رسم مسابقه چنین اعلام شد:
«لگدزن باید پشت به تیرک بایستد، بدن را به بند تکیه دهد تا لگدش درست و مستقیم فرود آید.»
⛓️ این بند و حلقه را بهظاهر برای «ثابت نگه داشتن بدن» گذاشته بودند، اما در حقیقت دامِ تدبیر بود؛ حلقهای که اگر کسی با نیروی زیاد به آن تکیه میداد و لگد میزد، ناگهان جمع میشد و بسته میماند.
الاغ با غرور جلو رفت. درست همانگونه ایستاد که نقشه خودش برای لگد زدن به شیر اقتضا میکرد: پشت کرده، پاها را بالا برده، و همه نیروی بدن را به جلو انداخته. ⚠️
به محض آنکه لگد سهمگینش را پرتاب کرد، حلقه فلزی با کشش طنابها تنگ شد و همان نیرویی که برای ضربه آماده کرده بود، بر خودش بازگشت. دام بسته شد و نیروی سرکش او برای همیشه از میان رفت.
میدان در سکوت فرو رفت. 🔇
الاغ که تازه فهمیده بود، دیگر اخته شده، از درد و خشم عرعر میکرد. چند روزی در گوشههای جنگل سر و صدا راه انداخت، به این و آن بد گفت و حتی زیر لب سلطان را هم دشنام داد. اما دیگر نه آن لگدهای پیشین را داشت و نه آن هیبت خیالی را. 🍂
*
🦉 پیر بوفی که از بالای درخت همه چیز را دیده بود، آرام گفت:
«هر نقشهای که از توهم زاده شود، اگر به تدبیر بیفتد، نخست صاحبش را گرفتار میکند.»
و جانوران جنگل آن روز فهمیدند که تدبیر سلطان چنین است:
👈 گاه دشمن را با زور نمیشکند؛
👈 میگذارد همان نقشهای که برای دیگری کشیده، سرانجام بر سر خودش فرود آید. ⚖️
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اثر کودتا ؟
متأثر از کودتا ؟
آینده مرتبط با کودتا ؟
هر کدام باشد،
این نکته بسیار بیش از حد معمول قابل تامل است!
🔺این وحشتناک است، وحشتناک!
چه کسی قرار است جانفدای نائب امام زمان و خودِ امام زمان باش؟
🙏دعا و صلوات برای پیروزی رزمندگان اسلام فراموش نشود
🌷اللهم عجل لولیک فرج🌷
🇵🇸#یا_لثارات_الحسین 🇮🇷
تصاویری از شهدای میناب در دیدار بازی ایران و بلژیک در شب گذشته.
به «#نبرد_روایت_ها بپیوندید👇
@nabarde_revayatha
🔴المیادین: هیئت ایرانی تا زمانی که ترامپ عذرخواهی نکند و نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان خارج نشوند، به مذاکرات باز نخواهد گشت
♦️ ایرانیها اکنون تنها خواستار توقف تجاوز نیستند، بلکه خواستار خروج (نیروهای اسرائیلی) از جنوب لبنان هستند.
.https://eitaa.com/Bayynat
وزیر خارجه بریتانیا خواستار کناره گیری استارمر از قدرت شد
🔹اسکای نیوز به نقل از منابعی آگاه گزارش داد که ایوت کوپر، وزیر امور خارجه بریتانیا به طور خصوصی از کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا خواسته است تا از قدرت کناره گیری کند.
@TasnimNews
ظاهرا مذاکرات خیلی خوب داره پیش میره
برم شیشه ها رو چسب بزنم کم کم
🔻و او هرگز زانو نزد مگر برای شاه خراسان🖤
🚨#اخبارلحظهای_و_موثق |👇
☞🎯@noqtahzan🔜#نقطهزن
☞🎯@noqtahzan🔜#نقطهزن