دستگاه محاسباتی دو برادر
گفتگوی دو برادر، برای همیشه، فصلی مهم از تاریخ شیعه است، حسین بن علی و محمد بن حنفیه!
زمان؟ یکی دو روز قبل از خروج امام از مدینه!
موضوع؟ محمد، مخالف یزید بود اما حرکت امام را به کوفه صحیح نمی دانست به برادرش توصیه کرد در مکه بماند یا به یمن برود یا حتی اگر شرایطش مهیا نیست شهر به شهر، آواره شود ولی بیعت نکند و به کوفیان هم اعتماد نکند!
محمد بن حنفیه اشتباه میکرد؟! خیر اما همه ی حقیقت را هم نمیدید.
این شاید دقیقترین توصیف اختلاف او با امام حسین(ع) باشد.
معمولاً وقتی از گفتوگوی محمد بن حنفیه و امام حسین(ع) سخن گفته میشود، ماجرا به شکل یک تقابل ساده روایت میشود؛ یکی اهل احتیاط و دیگری اهل قیام.
اما واقعیت پیچیدهتر از این است. محمد بن حنفیه نه طرفدار یزید بود و نه مخالف مبارزه. اختلاف او با امام بر سر اصل مبارزه نبود؛ بر سر زمان و شیوه ی مبارزه بود.
او تجربه ی سیاسی داشت. کوفه را میشناخت. مردم را آزموده بود. میدانست نامه نوشتن آسانتر از ایستادن پای نامههاست. محاسبهاش این بود که موازنه ی قوا به سود بنیامیه است و ورود به یک رویارویی زودهنگام، نتیجهای جز حذف حسین بن علی(ع) نخواهد داشت.
از این جهت، تحلیل محمد بن حنفیه تحلیل عجیبی نبود. حتی اگر امروز هم یک تحلیلگر سیاسی در برابر چنین صحنهای قرار بگیرد، احتمالاً به نتیجهای مشابه میرسد: شبکه قدرت در اختیار حاکمیت است، بدنه ی اجتماعی هنوز به میدان نیامده است، نخبگان مرددند و هزینه اقدام بسیار بالاست. در چنین شرایطی توصیه ی طبیعی، صبر است؛ نه حرکت.
اما همینجا محل خطای دستگاه محاسباتی محمد بن حنفیه بود.
او گمان میکرد مسئله، تصرف قدرت است؛ در حالی که امام حسین(ع) فهمیده بود مسئله، حفظ حقیقت است.
محمد بن حنفیه با منطق پیروزی میاندیشید و امام حسین(ع) با منطق رسالت.
در دستگاه محاسباتی محمد بن حنفیه، وقتی احتمال پیروزی ناچیز است، باید زمان خرید. اما در دستگاه محاسباتی امام، گاهی زمان خریدن یعنی از دست دادن همه چیز. گاهی شرایط به نقطهای میرسد که خودِ سکوت، نوعی شکست است و خودِ تأخیر، نوعی واگذاری میدان.
یزید فقط یک حاکم فاسد نبود. او پروژهای برای تغییر ماهیت خلافت اسلامی بود. بیعت حسین بن علی(ع) صرفاً یک امضای سیاسی نبود؛ مُهر تأییدی بود بر تبدیل خلافت به سلطنت. امام این را میدید و محمد بن حنفیه هنوز امیدوار بود بتوان با جابهجا کردن زمان، از هزینهها کاست.
تفاوت این دو نگاه را تاریخ آشکار کرد.
کوفیان همان کردند که محمد بن حنفیه پیشبینی میکرد. عهد شکستند، عقب نشستند و امام را تنها گذاشتند. اما با وجود این، باز هم تحلیل نهایی تاریخ به سود امام تمام شد، نه به سود محمد بن حنفیه.
چرا؟
چون محمد بن حنفیه در یک پیشبینی، درست عمل کرد، اما در یک فرض بنیادین اشتباه میکرد. او درست فهمیده بود که کوفه وفادار نیست؛ اما اشتباه میکرد که گمان میبرد ارزش یک حرکت، فقط به نتیجه ی نظامی آن وابسته است.
عاشورا نشان داد که گاهی یک شکست نظامی میتواند بزرگترین پیروزی تاریخی باشد.
محمد بن حنفیه فقط قدرت را درست میشناخت؛ اما امام حسین(ع) تاریخ را، دین را، مردم را، آینده را، اصلاً همه چیز را!
و تفاوت دستگاه محاسباتی این دو برادر، برای همیشه ی تاریخ، تفاوت یک فصل با تمام کتاب است!
و این تفاوت همچنان #علی_الاصول ادامه دارد!
حامد ملحانی
@hosein_darabi
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبرنگار امور هوانوردی ما، امشب فاش میکند که نخستوزیر شخصاً وارد رسیدگی به این موضوع شده است.
بله، چون این واقعاً یک بحران است و ما هنوز در میانه آن قرار داریم. در طول یک ماه گذشته بارها گزارش دادیم که با فرارسیدن ماه ژوئیه ممکن است پروازها لغو شوند.
اوضاع تا حدی تغییر کرده و تعدادی از هواپیماهای آمریکایی، از جمله هواپیماهای سوخترسان، از فرودگاه بنگوریون خارج شدهاند، اما هنوز به وضعیت مطلوب نرسیدهایم.
اجازه بدهید آمار را ببینیم. امروز ۶۵ جایگاه پارک هواپیما در فرودگاه بنگوریون در دسترس است، در حالی که برای ماه ژوئیه به ۸۰ جایگاه و برای ماه اوت به تمام ۹۹ جایگاه نیاز است.
اما مشکل فقط جایگاههای پارک نیست؛ مشکل تعداد نشست و برخاستها نیز هست؛ یعنی تعداد هواپیماهایی که در هر ساعت از شبانهروز میتوانند برخیزند یا فرود بیایند.
تا زمانی که هواپیماهای آمریکایی خارج نشوند، هنوز دهها هواپیمای سوخترسان آمریکایی در فرودگاه بنگوریون مستقر هستند و واقعاً راه دیگری برای توصیف وضعیت ندارم جز اینکه بگویم فرودگاه را اشغال کردهاند و راه را بستهاند.
آن هم درست در اوج فصل سفرهای تابستانی.
تمام رایزنیهایی که تاکنون انجام شده، طبق اطلاعاتی که دارم، نتیجهای نداشته است. حتی وزیر جنگ نیز درگیر این موضوع بوده اما نتوانسته این هواپیماها را خارج کند.
اکنون این پرونده روی میز نخستوزیر قرار گرفته و از او خواسته شده شخصاً با آمریکاییها وارد مذاکره شود؛ زیرا مسئله لغو بلیتهای پرواز همچنان پابرجاست.
در ماه ژوئیه، که کمتر از دو هفته دیگر آغاز میشود، اجرای تمام پروازهایی...
که اکنون در سامانه ثبت شدهاند، امکانپذیر نخواهد بود.
اما اوضاع حتی از آنچه تصور میکردیم بدتر است.
در ابتدای ماه، برآورد فرودگاه بنگوریون این بود که ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار مسافر از این فرودگاه عبور خواهند کرد.
اما اکنون میزان اشغال صندلیهای هواپیماها افزایش یافته است. اسقاطیلی ها احساس نگرانی کمتری میکنند، امنیت بیشتری احساس میکنند و برای تعطیلات تابستانی راحتتر بلیت رزرو میکنند؛ آن هم در لحظات آخر. هواپیماها سریعتر پر میشوند.
به همین دلیل، برآورد جدید این است که ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار مسافر از فرودگاه بنگوریون عبور خواهند کرد.
هرچه تعداد مسافران بیشتر شود، اگر مجبور به لغو پروازها شوند، تعداد لغوها نیز بیشتر خواهد بود.
این بحرانی است که هنوز ابعاد واقعی و اهمیت آن را بهدرستی درک نکردهایم.
در فرودگاه بنگوریون مدام این مسئله را به تعویق میاندازند، اما در نهایت به ماه ژوئیه خواهیم رسید و اگر دهها هواپیمای آمریکایی دیگر از اینجا خارج نشوند، اجرای برنامه پروازهای موجود عملاً غیرممکن خواهد شد.
به همین دلیل است که نخستوزیر اکنون شخصاً وارد این موضوع شده است.
مجری: این هم آزمون دیگری برای میزان نفوذ او بر آمریکا در شرایط کنونی است.
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در چارچوب توافق با ایران، و بهطور مشخص، باورکردنی نیست اما ارتش آمریکا بهطور منظم با سپاه پاسداران دیدار خواهد کرد.
بله، دقیقاً همینطور است. صحبت از سازوکاری است که قرار است تنشها میان آمریکا و ایران را کاهش دهد؛ بهویژه در ارتباط با تنگه هرمز.
معاون رئیسجمهور آمریکا در گفتوگو با شبکه i24NEWS درباره این سازوکار موسوم به «رفع تعارض» (Deconfliction) صحبت کرد. ببینیم جیدی ونس با بیان خودش چه میگوید.
«یکی از چیزهایی که میخواستیم به آن برسیم، ایجاد یک کانال ارتباطی با طرف ایرانی بود تا تنشها کاهش یابد و احتمال درگیری در تنگه هرمز کمتر شود، و ما به این هدف دست یافتیم.»
از دید او، این یک موفقیت است.
در ادامه نیز توضیح میدهد که ایرانیها چه پاسخی دادند:
«ایرانیها به ما گفتند: بسیار خوب، موافقیم. ما یک نفر از سپاه پاسداران میفرستیم.»
ونس با تأکید نام سپاه را نیز به زبان انگلیسی تکرار میکند و میگوید:
«IRGC».
او توضیح میدهد که این نماینده در دوحه در کنار نماینده فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) مستقر خواهد شد و از این طریق اختلافات را حلوفصل خواهند کرد.
جیدی ونس این را یک دستاورد میداند و آن را یکی از موفقیتهای مذاکرات سوئیس معرفی میکند.
فقط یادآوری کنیم که تا جایی که ما اطلاع داریم، مذاکرات در سطح کارشناسی از اواسط هفته آینده از سر گرفته خواهد شد و این، از نگاه این گزارش، دستاورد دیگری برای ایران محسوب میشود.
مجری: یعنی حالا آنها رودررو با افسران آمریکایی دیدار خواهند کرد؛ واقعاً باورش سخت است.
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«من برد لندر هستم و اجازه نمیدهم میلیاردرها انتخابات ما را بخرند.»
«من ماریلیسا آویلا شوالیه هستم و با انحلال اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) از نیویورک دفاع خواهم کرد.»
«من کلارا والدس هستم و در برابر مالکان بد و شرکتهای حریص خواهم ایستاد.»
«پس، آیا آمادهایم فلسطین را آزاد کنیم؟»
«حمایت مستقیم از محصولات شهرکهای صهیونیستنشین باید لغو شود.»
در منهتن، برد لندر، نامزد یهودی که از «سیاست آپارتاید اسقاطیل» سخن میگوید، پیروز شد.
او دن گلدمن، نماینده یهودی فعلی کنگره که به آیپک نزدیک شناخته میشد، را شکست داد.
در حوزه شمالی منهتن و برانکس نیز ماریلیسا شوالیه پیروز شد؛ کسی که از چهرههای شاخص ضداسقاطیلی در اعتراضات چادرهای دانشگاه کلمبیا علیه جنگ غزه بود.
بنابراین، این یک پیروزی سهگانه برای جناح مترقی حزب دموکرات بود و نفوذ این جریان در سطح ملی نیز رو به افزایش است.
در مقابل، در حزب جمهوریخواه نیز نامزدهای مورد حمایت ترامپ پیروز شدند و رئیسجمهور اعلام کرد:
«درست است که جمهوریخواهان میتوانند از این مرحله عبور کنند، زیرا مردم این کشور انسانهای فوقالعادهای هستند. آمریکا حتی از امروز هم بزرگتر خواهد شد.»
رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع ایران، گفت:
«خطوط قرمز ایران همان شروطی است که از سوی رهبر انقلاب (مجتبی خامنهای) اعلام شده است. دشمن تلاش میکند با انتشار روایتها و داستانهای دروغین، در کشور ناامیدی و تفرقه ایجاد کند. ملت ایران توانسته است اعتبار و اعتماد دشمنان خود را در منطقه و جهان خدشهدار کند.»
پروفسور عوزی ربی درباره مذاکرات با ایران گفت:
«ایرانیها اکنون ۶۰ روز فرصت دارند تا هر آنچه را که تاکنون نتوانستهاند از آمریکاییها بگیرند، از آنها بگیرند. در نهایت، اگر یک حساب سرانگشتی انجام دهیم، آنها تقریباً نیمی از پادشاهی را به دست آوردهاند. تمام امتیازاتی که تا این لحظه گرفتهاند، در یک وضعیت عادی و منطقی، باید فقط در پایان مذاکرات و پس از عمل به تعهدات اساسیشان دریافت میکردند.»
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این فیلم رو دوبار خواهی دید!! 😍 ┅❅🇮🇷❅┅┅
🍃 روزنوشتهای دکتر علی صدر
@siyasatbrotoush
تاسوعای موافقان عصر گفتگوها، نه موشک ها
خاطرات هاشمی رفسنجانی یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۷۰ – ۹ محرم ۱۴۱۲ (روز تاسوعا):
با هلیکوپتر به سد لتیان آمدیم. بچهها هم تا ظهر کمکم رسیدند. مهدی و فاطی نیامدند. هوای خوبی دارد. عصر همراه بچهها، خواستم اسکی روی آب یاد بگیرم. کمی دنبال قایق کشیده شدم. بدنم آمادگی برای چنین ورزشی ندارد. گرچه آسان است.
+کاش بقیه مسئولین هم خاطراتشون رو منتشر میکردن تا با ساده زیستی های پنهانشون آشنا بشیم. منتها حیف که تودار هستن یکم
#تحلیل ذره بین
بعد از نامه کوتاه اما بسیار پرنکته ی رهبری که علی الاصول مخالف تصمیم شعام بودند، پی به حقایق زیادی بردیم. از جمله فهمیدیم که سپاه پاسداران از ذوب در ولایت، تبدیل شده است به ذوب در شعام. این یعنی استحاله.
آقای سپاه!
امام خمینی گفته بود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد. نگفته بود پشتیبان شعام باشید تا آسیب نرسد.
جناب سپاه!
آیا می فهمی داری چه مسیری را طی می کنی؟! می فهمی تغییر ریل دادی؟ می فهمی داری تیشه به ریشه خودت می زنی؟
آقای سپاه!
آیا می فهمی که آدم های شعام اصلا نمی خوان سر روی تن سپاه باشد؟!!!!
گروه ذره بین