6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر قرآن معجزه جاوید اسلام است
و اگر اعجاز جاویدان، به معنای اثرگذاری همیشگی، منهای محدودیت در ظرف زمان و مکان است،
همین معنا در عاشورا نیز برقرار است.
خداوند به واسطه نبی، اعجاز قرآن را تحقق می بخشد و به واسطه سیدالشهدا، اعجاز عاشورا را محقق می سازد.
عاشورا، اعجاز جاویدان حسین بن علی است که منهای زمان و مکان در همه عوالم و در همه ازمنه قابل مشاهده است.
مثلاً همین سید مصطفی #صدرزاده و دوستان شهید او اگر حاصل اعجاز عاشورایی حسین نیستند پس چیستند ؟
صدرزاده، یکی از نشانههای حیات ابدی عاشوراست، همو که بعد از گذشت قرون متمادی و در سرزمینی دور از کربلا، بی آنکه مولای غریب خود را دیده باشد یا صدای هل من ناصرش را شنیده باشد، حبیب وار، ندای او را لبیک می گوید و نام خویش را برای همیشه در زمره یاران ابی عبدالله ثبت می کند.
یارانی که تجمیع آنها، برای آن کس که محدود در زمان و مکان است، غیر ممکن می نماید.
اما حقیقت آن است که عاشورا، روزی از روزها، و کربلا، زمینی از زمین ها نیست، عاشورا حقیقتی متعالی تر از دنیای مادی ماست که وصول به آن، جز با عبور از حجب زمانی و مکانی میسور نیست.
مصطفی صدرزاده اعلی الله مقامه، نمونه معاصر افرادی است که با گذار از این حجب، خود را به وصال مولای خویش رسانده است.
هنیأ له و رزقنا الله و ایاکم
@Talvihaat
639.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه بسیار شاعران دلسوخته ای که کم یا بیش، اشعاری در عزای عاشورا سروده اند. محتشم ها و مقبل ها و عمان ها، سفیران اباعبدالله در سرزمین ادبیات فارسی هستند تا از شورشی که خون حسین در خلق عالم به پا کرده است بسرایند و از تاب استقامت ذوالجناح روضه بخوانند.
اشعار آنها چه سوزها که به دل عزاداران نیانداخته و چه اشک ها که از چشمانشان جاری نساخته.
چه محفلی هایی از روضه که با همین اشعار از بوی کربلا سرشار شده اند و چه دل ها که با همین ابیات لرزیده اند و مسیر زندگی مستمعین را تغییر داده اند.
اما از میان همه، این غزل منزوی، ویژگی های منحصر به فرد و قابل تحسینی دارد و شاید در نوع خود، بهترین است:
ای خون اصلیت به شتکها ز غدیـــران
افشانده شرفها به بلنــدای دلیـــــران
جـاری شده از کرب و بلا آمــده آنگــــاه
آمیختــه با خون سیــــاووش در ایـــــران
تو اختـــر سرخی که به انگیزه تکثیر
ترکیــد بر آیینه ی خورشیـــد ضمیــــران
ای جوهـــر سـرداری سرهای بــریـــــده
وی اصل نمیــــرندگــــی نســل نمیـــران
خرگاه تو می سوخت در اندیشه تاریخ
هر بار که آتش زده شد بیشه شیران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکـب
نظــــم تو پراکنـــــده و اردوی تو ویــــــران
و آن روز که با بیـــرقــی از یک سر بی تن
تا شام شـــدی قافلـــه سالار اسیــــران
تا باغ شقــــایــــق بشوند و بشکـــوفنــــد
باید کـــه ز خـــــون تو بنوشنـــد کویـــــران
تا اندکـــــی از حـــــق سخن را بگزارنــــد
بایــــد کــه به خونــت بنگـــارند دبیـــــــران
حد تو رثا نیست، عزای تو حماسه است
ای کاسته شأن تو از این معرکه گیـــــران
@Talvihaat
هدایت شده از نشستهای علومانسانیاسلامی
#دوره #رایگان
📣#دوره_های_تربیت_مربّی_و_پژوهشگر
عرفان و فلسفه و منطق (فصل_اول)
🔰با تدریس شاگردان برجسته علامه حسن زاده آملی، علامه جوادی آملی و علامه مصباح یزدی
✅ فرصتی بینظیر برای فراگیرانِ علوم عقلی از سراسر ایران و جهان به صورت #آنلاین و #آفلاین
🔰جهت مشاهده سرفصل ها، روز و ساعت هر دوره کلیک کنید.
⏳ظرفیت محدود است و اولویت با عزیزانی است که زودتر ثبت نام کرده باشند.
🗓ثبت نام تا پایان تیرماه
👈 اطلاعات بیشتر و ثبت نام از طریق پیام به آیدی: @Imam_110
🔰نشست ها و همایش های علوم انسانی اسلامی
🆔http://eitaa.com/joinchat/4179165216C0d3b9d3403
معنای شایسته سالاری را نمی فهمید. شایسته سالاری یعنی جنسیت و مذهب، هیچ تاثیری در انتصاب شما نداشته باشد.
فی الواقع، هر دو گزاره زیر باطل است:
یک. «در فرایند شایسته گزینی، زن بودن یا مذهب خاص، امتیاز منفی، محسوب می شود.»
دو. «در فرایند شایسته گزینی، زن بودن یا مذهب خاص، امتیاز مثبت، محسوب می شود.»
گزاره صحیح که ظاهراً عقل شما به آن راه ندارد این است:
«در فرایند شایسته گزینی، زن بودن یا مذهب خاص، اساسا لحاظ نمی شود و فاقد هرگونه امتیاز مثبت یا منفی است.»
راستی در تیم مذاکره کننده، یا هیات دولت فخیمه تان، چند زن یا مذهب خاص منصوب کرده بودید؟
تازگی تغییر عقیده داده اید یا نمایش تغییر کرده است؟
@Talvihaat
فرضیه نامحبوب:
فردای روزگار، گروه ناتوانی از زنان و اقلیتهای مذهبی را به مجلس معرفی می کنند.
مجلس به دلیل عدم شایستگی آنها، رای اعتماد نمی دهد.
حاکمیت متهم به تقابل با زنان و اقلیت ها می شود ... .
فرضیه نزدیک به واقع:
آنچه ظریف درباره انتصاب زنان و اقلیتها و امتیاز ویژه آنها گفت، در ادامه چرندیاتی است که عادت دارد آن چنان محکم بگوید که همه حتی خودش باور کنند و الا هیچ انطباقی با واقع ندارد.
این نوحه ها از دوازده سال پیش، وقتی دهه اول محرم، در روستاهای گیلان، مشغول تبلیغ بودم، به یادگار مونده.
با کلی سخنرانی و عکس و خاطرات و دست نوشته های مختلف.
دوازده سال گذشته و دیگه خیلی چیزها عوض شده.
مسجد و حسینیه روستا، جاشون رو به کلاس درس حوزه و دانشگاه دادن.
عوض سخنرانی، تدریس می کنم و به جای روضه خوندن و نوحه سر دادن، از برهان صدیقین ملاصدرا میگم.
جوانها و پیرمردهای روستا رفتن و دانشجوها و طلاب جوان جاشونو گرفتن.
خیلی نوستالژی ها و خاطرات ماندگاری که طبیعتاً بخشی از شخصیت انسان رو شکل میدن.
تحولات و تغییراتی که لازمه یک زندگی پویا هستن و مرورشون در انسان، تلفیقی از احساسات مختلف ایجاد می کنه:
پختگی و شاید پیری، استغنا و شاید بی تفاوتی، تکامل و شاید تظاهر به تکامل، و خیلی چیزهای دیگه.
این آینده، دوازده سال پیش، قابل پیش بینی بود اما حالا دیگه در آستانه چهل سالگی، بیش از این که فکر درباره آینده، برام جذاب باشه، مرور گذشته خاطره انگیزه.
انگار در گذشته ی معلوم آدم، چیزهایی هست که در آینده ی مجهولش قابل یافتن نیستن.
این گذشته است که به صورت بخشی از وجود ما در اومده.
اینکه «آینده رو تو میسازی» دیگه برای سن و سال من اغوا کننده نیست. من ترجیح میدم به این فکر کنم، همون طور که گذشته بخش حاضری از وجودمه، آینده هم بخش مفقود وجودمه که تدریجا بهم ملحق میشه.
نمیدونم امیرالمومنین چند ساله بودن که فرمودن: