سلام خداقوت لطف کنید اینو بذارید گروه ..من ۵۰ تومن ریختم ب نیابت از امام زمان برا اون شخصی که مشکل قلبی داشت خدا شاهده دوروز بعدش رفتم مشهد منی که ۱۴ ساله رنگ سفرو ندیده بودم تو سفرم اشناها کلی سررراهی ربختن ب حسابم روز بعدشم آقام گوشی برام خرید منی که یک ساله گوشی ساده دستم بود اصلا نگم همش برکت رو برکت از گوشی مادرم تجربه ها میخوندم تو ذهنم خندم میگرفت امیگفتم الکی میگن مگ میشه این مبالغ ناچیز بریزی اینقد برکت ببینی ولی حالا با چشمهای خودم دیدم تردید نکنید بخدای احد و واحد درسته درست
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با همین کار جزئی انسان به تمام خوبیها میرسد!
#شنیدنی 👌
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 این دسته گلها دیگه مدرسه نخواهند رفت
جای خالی ۴۷ کودک شهید جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، که خیلی هایشان دانش آموز بودند غمانگیزترین تصویر سال تحصیلی جدید است.
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤗 تفاوت اول مهر دهه شصتیا با الان
سلام درباره پارانوئید مطلب دیدم تو کانالتون
خواستم بگم حس میکنم به این بیماری دچار شدم، سه سال پیش متوجه خیانت همسرم با دوستم شدم و شُک عصبی بدی رو تجربه کردم منی که ۱۳سال اعتماد کامل به همسرم داشتم کاملا اعتمادمو از دست دادم و همیشه بهش شک دارم خیلی خودمو اذیت میکنم گریه های طولانی دو سه ساعته اینقدر که چشمام ورم میکنه و سردرد میگیرم
چیکار کنم که خودمو نجات بدم داروی اعصاب هم برام فایده نداره فقط کسل و بی حالم میکنه
💕 نتایج زیبای همسرداری مومنانه
سلام درباره پارانوئید مطلب دیدم تو کانالتون خواستم بگم حس میکنم به این بیماری دچار شدم، سه سال پیش
توی کلاس اعصاب داریم در مورد بیماری پارانوئید صحبت میکنیم. خوبه که عضو بشید و استفاده کنید.
21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدرقه فرزندان شهیدان سرافراز طریق القدس به مدرسه🌺
شهید عباس آلویی
شهید محمد جواد سیفایی
شهید سید ابوالفضل اجتهد
شهید یاسر غلامعلی زاده
شهید محمد رضا بهاری نژاد
توسط فرمانده ناحیه مقاومت بسیج کاشان جناب سرهنگ اکبری
فرماندهی محترم فراجای شهرستان کاشان جناب سرهنگ کاکاوند
ریاست محترم آموزش و پرورش شهرستان کاشان جناب آقای بخشی موحد
و جمعی از فرماندهان بسیج و مسئولین محترم آموزش و پرورش شهرستان کاشان
🚩امور خانواده کاشان
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بچه های اسرائیلی اینان حالا
تصور کن بزرگاشون چی ان😶
سلام خدمت شما
خواستم تجربه ام رو در مورد مادر شوهر بگم من ۱۷ساله ازدواج کردم تو خونه مادر شوهرم یه عروسی ساده که فقط خانواده خودم وخانواده همسرم بودند گرفتیم وحجله هم همونجا
الان بعد از ۱۷سال هنوز با احترام با هم زندگی میکنیم اگه مشکلی هم پیش میومد با احترام حل میکردیم روزی که ازدواج کردم به خودم قول دادم مادر شوهرم رو مثل مادر خودم بدونم برا همین
دخالت کردناش غر زدناش همه رو به حساب مادری گذاشتم یه موقع هایی دلگیر میشدم بالاخره زندگی یه تازه عروس با یه میانسال یه مشکلاتی داره ولی سریع به خودم میگفتم تو به خاطر خدا این زندگی رو انتخاب کردی پس باید قوی باشی این چیزا زندگیتو خراب نکنه.
همه این ۱۷سال با این فکر سپری شد .حتی من توخونه خودم هیچ وقت ازاد نبودم همیشه باید حجاب داشتم با اینکه ادم به شدت گرمایی بودم ولی همه اینا رو به خاطر خدا هنوز هم دارم تحمل میکنم
وعاشقانه کنار همسرم ومادر شوهرم زندگی میکنم. خانواده مادر شوهرم پر جمعیت هستند وهر شب دور هم جمع میشند من اکثر شبا با سرو صدای بچه هاشون خوابم نمیبره چون خودم کمتر میرم تو اتاق مادر شوهرم وشب زود میخوابم ولی هیچ وقت به شوهرم شکایت نکردم که چرا نمیریم جای دیگه زندگی کنیم من اذیت میشم
شاید یه موقع هایی شوهرم از سرو صدای زیادی شاکی میشدند ولی من باهاشون حرف میزدم وارومشون میکردم
اینا رو گفتم که به عروس خانوما بگم من شاید از نظر اطرافیانم خیلی از خودم واز زندگی خوب گذشتم وتجربه یه زندگی راحت رو از دست دادم ولی در عوض دل همسرم ومادر شوهرم رو هیچ وقت نشکستم و میدونم خدا هم از کارم راضیه و این نتیجه منو امید وار میکنه به زندگی و اینکه اصلاً نباید خیلی چیزا رو سخت گرفت.