تلخ کنی دهان من، قند به دیگران دهی؛
نم ندهی به کشت من, آب به این و آن دهی. ! .
- مولانا-
ترائی؛
عاشقت بودم و این عشق به جایی نرسید ، تو خودت ماندی و من ! کار به مایی نرسید :)
تو ندانی که چه ها با من ویران کردی؛
که مرا یکدفعه از عشق پشیمان کردی..