دفتر خاطرات ترانه پاتر.
دیشب تا ۲ صبح بیدار بودم داشتم این ادیتو درست میکردم و آخرش همونطور که مشاهده میفرمایید به بدترین شکل ممکن دراومده🥀.
خبخب، از اونجایی که اول مهر از رگ گردن هم بهمون نزدیکتره 😭، گفتم بد نیست یه سری چیزایی که از آدمهای باتجربهتر شنیدم و برای خودم بهدرد بخور بود رو باهاتون درمیون بذارم؛ از درس خوندن و آزمون گرفته تا خودِ مدرسه و رفتارمون با بقیه.
یه مدت بود از چند نفر که تجربهی بیشتری از مدرسه و آزمون داشتن، دربارهی درس خوندن و فضای مدرسه میپرسیدم. نه اینکه دنبال یه فرمول جادویی باشم؛ بیشتر میخواستم بدونم چه چیزهایی هست که آدم معمولاً وقتی خودش وارد اون فضا میشه تازه متوجهشون میشه.
یکی از جوابهایی که چند بار شنیدم این بود که قرار نیست همهچیز رو از همون روز اول بلد باشیم.
مثلاً ممکنه یه نفر با خلاصهنویسی خیلی خوب پیش بره، یکی با حل کردن سؤالهای زیاد، یکی با توضیح دادن درس برای خودش و یکی هم اصلاً با هیچکدوم از اینا کنار نیاد و یه روش دیگه پیدا کنه. حتی چیزهایی مثل پومودورو، فلشکارت، هایلایت کردن یا درس خوندن توی کتابخونه هم برای همه یک نتیجه نمیده. به نظرم ارزش امتحان کردن دارن، ولی قرار نیست چون یه روش برای یکی جواب داده، برای همه هم همون اتفاق بیفته.
یه چیز دیگه که جالب بود، تفاوت امتحانهای معمول مدرسه با آزمونهای تستی بود. توی بعضی آزمونها فقط بلد بودن مطالب کتاب کافی نیست و باید با مدلهای مختلف سؤال هم آشنا بود. یعنی گاهی مشکل از «بلد نبودن درس» نیست؛ از اینه که سؤال رو با شکل متفاوتی ندیدیم.
برای همین تمرین کردن فقط به تعداد سؤال ختم نمیشه. بعد از آزمون هم باید یه نگاهی به جوابها انداخت و فهمید کجا اشتباه کردیم: بیدقتی؟ کمبود وقت؟ بلد نبودن مطلب؟ یا حتی انتخاب روش اشتباه برای حل سؤال؟
اتفاقاً خودِ مدیریت زمان هم یه مهارته که کمکم ساخته میشه. اگر یه سؤال زیادی وقت گرفت، لازم نیست همونجا باهاش وارد جنگ جهانی بشیم 😭 میشه علامت گذاشت و رفت سراغ بقیه، بعداً برگشت. بعضی وقتها چند دقیقهای که برای یک سؤال ذخیره میکنیم، آخر آزمون خیلی به کارمون میاد.
از طرف دیگه، قرار نیست هرچی بیشتر کلاس داشته باشیم، حتماً بهتر نتیجه بگیریم. کلاس میتونه مفید باشه، ولی اگر تمام وقت صرف رفتوآمد و کلاس بشه و فرصتی برای تمرین و مرور باقی نمونه، شاید نتیجه برعکس چیزی بشه که انتظار داریم.
بعضی وقتا حتی گرفتن مشاور تحصیلی هم خیلی نمیتونه کمک زیادی بهمون بکنه. البته ممکنه برای بعضی ها خیلی کاربردی باشه، ولی بازم برای یه عده ی دیگه ممکنه یه چیز اضافه و بیهوده باشه.
یه پیشنهاد ساده هم برای پیگیری کارها شنیدم: یه دفتر کوچیک یا حتی یه جدول ساده داشته باشیم و فقط بنویسیم امروز چقدر درس خوندیم، چند تا تمرین حل کردیم و چه چیزهایی باقی مونده. نه برای اینکه هر روز خودمون رو با دیروز مقایسه کنیم؛ فقط برای اینکه آخر هفته بفهمیم واقعاً وقتمون کجا رفته.