برای همین تمرین کردن فقط به تعداد سؤال ختم نمیشه. بعد از آزمون هم باید یه نگاهی به جوابها انداخت و فهمید کجا اشتباه کردیم: بیدقتی؟ کمبود وقت؟ بلد نبودن مطلب؟ یا حتی انتخاب روش اشتباه برای حل سؤال؟
اتفاقاً خودِ مدیریت زمان هم یه مهارته که کمکم ساخته میشه. اگر یه سؤال زیادی وقت گرفت، لازم نیست همونجا باهاش وارد جنگ جهانی بشیم 😭 میشه علامت گذاشت و رفت سراغ بقیه، بعداً برگشت. بعضی وقتها چند دقیقهای که برای یک سؤال ذخیره میکنیم، آخر آزمون خیلی به کارمون میاد.
از طرف دیگه، قرار نیست هرچی بیشتر کلاس داشته باشیم، حتماً بهتر نتیجه بگیریم. کلاس میتونه مفید باشه، ولی اگر تمام وقت صرف رفتوآمد و کلاس بشه و فرصتی برای تمرین و مرور باقی نمونه، شاید نتیجه برعکس چیزی بشه که انتظار داریم.
بعضی وقتا حتی گرفتن مشاور تحصیلی هم خیلی نمیتونه کمک زیادی بهمون بکنه. البته ممکنه برای بعضی ها خیلی کاربردی باشه، ولی بازم برای یه عده ی دیگه ممکنه یه چیز اضافه و بیهوده باشه.
یه پیشنهاد ساده هم برای پیگیری کارها شنیدم: یه دفتر کوچیک یا حتی یه جدول ساده داشته باشیم و فقط بنویسیم امروز چقدر درس خوندیم، چند تا تمرین حل کردیم و چه چیزهایی باقی مونده. نه برای اینکه هر روز خودمون رو با دیروز مقایسه کنیم؛ فقط برای اینکه آخر هفته بفهمیم واقعاً وقتمون کجا رفته.
گاهی هم میشه با دوستا یه چالش کوچیک گذاشت؛ مثلاً هرکس تعداد تمرینها یا ساعت مطالعهش رو برای خودش ثبت کنه. فقط بهتره این قضیه تبدیل به مسابقهی «کی بیشتر درس خونده» نشه، چون سرعت و شرایط آدمها با هم فرق داره.
و وسط تمام این حرفهای درسی، یه بخش دیگه هم هست که شاید کمتر دربارهش حرف بزنیم: خودِ مدرسه.
مدرسه فقط جایی برای درس خوندن نیست، به هیچ وجه. جایی برای یادگیری برقراری ارتباط با بقیه دانش آموز ها، مهارت های جدید و هزاران چیز دیگه هم هست. این رو هم بدونید که بهتره به جای خرخون بودن و حرف نزدن با هرکسی، بهتره که درسخون باشید و در کنارش یه تایم کوچیکی هم برای وقت گذروندن با همکلاسی ها و دوستاتون بزارید. اینکه چطور با بقیه رفتار کنیم، شاید به اندازهی نمرهها روی روزهای مدرسه تأثیر داشته باشه. مثلاً بلد باشیم وقتی کسی حرف میزنه واقعاً گوش بدیم، اگر اشتباهی کردیم قبولش کنیم، اگر لازم بود عذرخواهی کنیم و اگر کسی کمکی کرد، تشکر کنیم. اینا چیزهای خیلی کوچیکی به نظر میان، ولی روی رابطههامون اثر بزرگی دارن.
قرار هم نیست از روز اول با همه صمیمی بشیم. بعضی آدمها شاید فقط همکلاسیمون بمونن، بعضیها تبدیل به دوست بشن و شاید فقط با چند نفر واقعاً احساس راحتی کنیم. به نظرم هیچکدومش عجیب نیست.
مهمتر از همه اینکه برای دوست پیدا کردن، مجبور نیستیم شخصیت خودمون رو عوض کنیم. بهتر شدن با شبیه بقیه شدن فرق داره. اینکه توی روز اول بخوایم دوست پیدا کنیم یه جورایی غیرمنصفانهست و بعدش که نتیجه ای نگرفتیم ممکنه حالمون بشدت گرفته بشه (خودم تجربهش کردم، تضمینی عه🤣). حتی اگه شما عجیب ترین آدم دنیا هم باشی مطمئن باشین بازم حداقل یه نفرو پیدا میکنین که عین خودتون عجیب عه و همدیگه رو میفهمین و به نظرم این از داشتن ده تا دوست که خیلی به روحیهتون نمیخورن بهتره. همونطور که میگن 'کیفیت از کمیت مهمتره'.
اگر کسی باهامون رفتار خوبی نداشت، همیشه لازم نیست جواب هر چیزی رو همون لحظه بدیم. بعضی وقتها سکوت کردن، فاصله گرفتن یا صحبت کردن با یه آدم بزرگ قابل اعتماد، خیلی بهتر از وارد شدن به یه بحث بیپایانه. مخصوصاً اگر یه رفتار آزاردهنده مدام تکرار بشه.
یه موضوع دیگه هم که توی مدرسه خیلی مهمه، رفتار درست و آشنایی با دبیر ها و ناظم ها و همچنین مدیر عه.
یادتون باشه که اونا توی یادگیری درسیمون نقش خیلی مهمی دارن. کلا اینکه سعی کنین باهاشون آشنا بشید و سر کلاس هاشون با دقت گوش کنید و مکالمه داشته باشید خیلی خیلی میتونه هم توی رفتارمون و هم یادگیری درسیمون تأثيرگذار باشه. ولی به هیچ وجه چاپلوسی نکنید، بلکه بیشتر حواستون به این باشه که بیشتر باهاشون آشنا بشید و ارتباط برقرار کنید. همین.
در مورد درس هم شاید یکی از مفیدترین چیزهایی که میشه یاد گرفت این باشه که از اشتباه کردن نترسیم. یه آزمون بد، یه نمرهی پایین یا یه مبحثی که خوب پیش نرفته، قرار نیست مشخص کنه ما چقدر باهوشیم. یادتون باشه که هیچکس بدون اشتباه به هیچ جایی نرسیده. بیشتر شبیه یه علامته که نشون میده کجای مسیر نیاز به توجه بیشتری داره.
حتی برای درسهایی که توشون قویتریم هم نباید همهچیز رو رها کنیم و فقط بریم سراغ قسمتهای سخت. میشه اول از بخشهایی شروع کرد که تسلط بیشتری داریم تا اعتمادبهنفس بگیریم، ولی در کنارش برای قسمتهای ضعیفتر هم زمان کوچیکی کنار گذاشت.
در سؤالهای هوش هم همینطوره؛ بعضی سؤالها طولانی به نظر میان، اما ممکنه یک متن یا شکل، چند سؤال پشت سر هم داشته باشه. پس گاهی ارزش داره قبل از رد کردنش، با دقت بخونیم ببینیم واقعاً چقدر ازش میشه استفاده کرد.